تجربه هایی برای فردای بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تفاوتهای جنسی در نیاز پیشرفت
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 یک جنبه جالب از نوشتارهای پژوهشی مربوط به انگیزه پیشرفت مربوط به فقدان بینی اطلاعات درباره ی پویای این انگیزه در زنان است.

اولین تحقیقات درباره ی این موضوع بر آزمودنیهای مرد مطعوف بوده است به این دلیل که تا حدودی به تأئیدات این انگیزه در زنان کمتر از مردان دارای ثبات همسانی است. (الپد، 1974 )

با این حال، سرانجام پژوهشگران کوشیدند تا توجه دقیق تری به نیاز پیشرفت در میان زنان و چگونگی تجلی آن در رفتار مبذول دارند. یک یافته مربوط به این تحقیق آن است که ظاهراً در میان زنان و چگونگی تجلی آن در رفتار مبذول دارند.

یک یافته ی مربوط به این تحقیق آن است که ظاهراً در میان زنان در مقایسه با مردان در مورد بیان انگیزه پیشرفت شرایط کاملاً متفاوتی وجود داشته باشد به طور کلی این مطالعات حاکی از آن است که نیاز پیشرفت در میان زنان به نوعی تمایل به پذیرش و تائید اجتماعی ارتباط دارند در حالیکه این امر در مورد مردان صادق نیست به نظر می رسید که زنان در این پژوهش توجه خود را بر پیشرفت به منزلۀ وسیله ای برای رسیدن به هدفی که جدا و متمایز از خود پیشرفت بود معطوف می ساختند. با این حال باید توجه کنیم که این مطالعات مدتها قبل انجام پذیرفته است.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

روشن نیست که امروزه هم یافتن همین رابطه به دست خواهد آمد یا خیر.

سؤال دیگری که از این نتایج استنباط می شود این است که آیا رفتار پیشرفت واقعاً پذیرش اجتماعی را برای زنان نیز آن طور که در مورد مردان صادق است توسعه می دهد یا خیر. مبنایی برای مورد تردید قرار دادن این فرضیه وجود دارد. زنانی که پیشرفتهای سطح بالایی دست پیدا می کنند ممکن است در معرض این خط باشند که به عنوان رقیبی برای مردان تلقی شوند یا احساس زنانگی خود را از دست بدهند این احتمالات می تواند تعارضهای جدی برای زنی که برای پیشرفت برانگیخته شده است به وجود بیاورد او ممکن است حتی انگیزه ای برای اجتناب از موفقیت به عنوان راهی برای اجتناب از این پیامدهای ناخوشایند ناشی از داشتن مفطوح بالایی از انگیزش پیشرفت پیدا کند. (هورنر، 1973 )

از سوی دیگر به نظرمی رسد که امروزه احتمال روبرو شدن با این پاسخ بسیار ضعیف تر از زمانی است که این تصور وجود داشته است. (چارلزاس، کار و دیگران، 1375 ، ص 201 )

آموزش انگیزۀ پیشرفت :

 تا مدتی پیش، بیشتر به انگیزۀ پیشرفت، به عنوان صفتی شخصیتی نگریسته می شود ولی امروزه آنرا آموختنی و اکتسابی تلقی می کنند که به وسیلۀ آموزش قابل انتقال است و از طریق برنامه های آموزشی می توان خصوصیات و تمایلات موفقیت طلبی را در افراد به وجود آورد.

برنامه های آموزشی انگیزۀ پیشرفت، به عنوان صفتی شخصیتی نگریسته می شد ولی امروزه آنرا آموختنی و اکتسابی تلقی می کنند که به وسیلۀ آموزش قابل انتقال است و از طریق برنامه های آموزشی می توان خصوصیات و تمایلات موفقیت طلبی را در افراد به وجود آورد.

برنامه های آموزشی انگیزۀ پیشرفت تعهد به ارزشهای اجتماعی عمده مانند استقلال، مسئولیت پذیری مشخص برای نتایج کارکرد خود و کوشش فعال برای غلبه بر محیط را ترغیب می کند این برنامه ها ابتدا به منظور یافتن ایده های مربوط به انگیزۀ پیشرفت با آموزش دادن عنصر طرح ریزی پیشرفت مجموعه اندیشه های مربوط به پیشرفت را مشخص می کنند. آنگاه از طریق شبیه سازی که در آن کارکرد مربوط به جنبه انطباقی و با ارزش دار این مجموعه اندیشه ها به هم ارتباط داده می شوند شبیه سازیها سبب می شود که افراد دربارۀ یک موضوع از درون بیاموزند و سرانجام این اندیشه ها و اعمال به زمینه های مناسب زندگی پیوند داده می شود.

هدف کلی چنین تکنیکهایی که با دوره های «آموزش روانی» .جه مشترک زیادی دارند، رشد ارتباطات سالمند، حساسند و در سطوح گوناگون، ادغام تخیلات نامنطبق به صورت پاسخهای سازنده و گنجایش بیشتر برای تجربه های عاطفی جذبه دار است. (بال 1373).

این گونه تکنیکها به طور معمول در قالب چهار راهبرد اجرا می شود.

اول افراد ترغیب می شوند تا به خیالبافی دست زنند و باور کنند که از عهده امور بد می آیند همچنین به آنها آموزش داده می شود که چگونه بین تخیلات پیشرفت و خیالبافی صدف دربارۀ فعالیت مورد نظر، تفاوت قائل می شوند این روش موجب می شود جنبه های نادیده گرفته شده شخصیت به یاد آورده می شود.

در مرحلۀ دوم فعالیتهای کلامی، مکاشفه و افزایش حرکات بدنی خود جوش ترغیب می شود درک مفاهیم روانی، اغلب هنگامی آسان می شود که به طور عملی یاد گرفته شود نه فقط به طور فکری تصور شود.

در مرحلۀ سوم پاسخهای عاطفی فرد نسبت به دنیای خارج را بررسی می کنند زیرا آنچه انسانها احساس می کنند مهمتر از چیزی است که می اندیشند احساسات گروهی به عنوان یک نیرو از کاری که قدر است فرد انجام می دهد پشتیبانی می کند.

بالاخره در مرحلۀ چهارم اهمیت کامل زندگی کردن و در لحظۀ زیستن (وقت را غنیمت شمردن) مورد تأکید قرار می گیرد این مراحل را محققان مختلف به صورت دستورالعمل های ویژه تری ارائه داده اند.

اورعی یزدانی به نقل از مک کله کند برنامه پنج مرحله ای زیر را در جهت آموزش انگیزه پیشرفت پیشنهاد کرده است. (اورعی پزدانی، 1373)

در مرحله اول، انگیزه پیشرفت به افراد معرفی می شود و آنها با مفهوم تغییرپذیری و همچنین با نتایج پژوهشهای انجام گرفته درباره نیاز به انگیزه پیشرفت آَنا می شوند.

در مرحله دوم معنای انگیزه پیشرفت آموخته می شود و افراد می آموزند چه نوع رفتاری از خود نشان می دهند که نشانگر انگیزۀ پیشرفت در این مرحله به صورت مشخص به افراد گفته می شود که افراد پرانگیزه، موقعیتهایی را ترجیح می دهند که مسئولیت شخصی، بازخورد قطعی و ریسک پذیری متوسط داشته باشند.

در مرحله سوم، آموزشگر از «مطالعه موردی» کرده است و می کوشند نتایج مطالعات ذکر شده را با تجربیات افراد تلفیق کند تا بتواند مفاهیم را به خوبی غنیمت بخشند.

در مرحله چهارم، برای آنها بازخورد فراهم می آورد تا افراد خود را با رفتار پرانگیزه مقایسه کنند.

در مرحله آخر، دربارۀ اینکه فرد چگونه می تواند موفقیت جویانه رفتار کند برای خود هدفی تعیین می کند این اهداف به عنوان طرحی کاربردی یادداشت می شود تا براساس آنها عمل شود و مبنایی برای اندازه گیری پیشرفت جهت دستیابی به هدفهای بیان شده باشد.

الشود و همکارانش شش گام عمده برای آموزش و ارائه داده اند.

(1970، Alschuleretal به نقل از بال 1373).

1 ) توجه خود را به آنچه در موقعیت مکانی – زمانی موجود رخ می دهد متمرکز کنید.

2 ) تجربه ای عمیق و جامع از افکار؟، اعمال و احساسات فراهم کنید.

3 ) به شخص یاری کیند تا بتواند تجربیاتی را که ضمن رخدادها کسب کرده است بفهمد.

4 ) تجربه افراد را به ارزشها، هدفهای رفتارها و ارتباطهای وی با اطرافیانش مرتبط سازید برای اینکار می توان به فرد کمک کرد تا موقعیتهای «شوق» پیشرفت را از موقعیتهای «بازدارنده» تمیز دهد.

همچنانکه تعیین هدف، پیشرفت را تقویت می کند باید خود را متقاعد کرد که نیاز به پیشرفت، خودپنداره شخص را افزایش می دهد.

5 ) به وسیله تمرین و تفکر، عمل و احساسات تازه را تثبیت کنید تنها شناخت انگیزه پیشرفت کافی نیست بلکه باید افراد را متقاعد ساخت تا با تعیین هدف این انگیزه را به کار گیرند.

6 ) تغییرات حاصل را درونی کنید اگر قرار است انگیزه پیشرفت قوی و پایدار شود باید پیشرفتها بیشتر به منابع درونی نسبت داده شود تا به منابع بیرونی فرد.

نظر دهید »
تعاريف مفاهيم و متغيرهاي اساسي تحقيق
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

1- تعريف دين:

معناي اعتقاد به يك ارائه تعريف جامع و مانع از دين مشكل است.ولي برخي گفته اند دين به دانسته اند. گروهي ديگر گفته اند: دين امر قدسي است.عده اي آن را: ايمان به موجودات روحاني دين 1- بشتري كه شايسته اطاعت و عبادت است و عبارت است از ايمان به يك يا چند نيروي فوق عبارت است از يك تداوم مشترك و الزام آور از باورها و اعمال كه به كارهاي مقدس يعني آن دسته از چيزهايي كه جدا و محترم و مقدس هستند مربوط مي شوند. (فصل نامه تخصصي جامعه شناسي دين دكتر آشفته تهراني ص 20)

نماز:

در همه اديان گذشته و در هر شريعت و ملتي بوده است زيرا كه انبياء با الف و لام بيان شده و جمع با لام اعاذه عموم مي كند آخرين وصيت پيامبران در دم رفتن به امت خود سفارش به نماز بوده است. بديهي است از اين تفكر كه نماز يگانه هدف و متبلور پيامبران بوده علاوه بر آن كه در دوران بعثت خود او مقام و فضيلت آن مردم را با خبر مي نمودند در حين به هنگام رخت بر بستن از اين عالم سفارشهاي اكيدي درباره نماز به امت خود مي كردند و اين خود برترين دليل بر اهميت نماز مي باشد.

قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خداوند ذكر مي كند زيرا انسان در زندگي اين جهان با توجه به عوامل غافل كنند نياز به يادآوري و تذكر دارد. به اين معني كه زندگي بشر دريايي بي پاياني است كه بدون ياد خدا گمراه كننده است و بشر را به هلاكت مي كشاند.

ملكه صلوه در قران به چهار معني استعمال شده است كه در مجموع البحرين به آن اشاره آورده است:

به معني دعاء معني نماز واجب شده، معني ترحم، معني دين

مفهوم لغوي حجاب

حجب و حجاب هر دو مصدر و به معني پنهان كردن است. “امرئه محجوبه” زني كه پوشانيده است. كلمه حجاب به معني پرنده يا حائل ميان دو چيز است.

“و من بيننا و بينك حجاب” (صوره فصلت آيه 5) و بين ما و شما پرده اي است يا ممنوعيت يا فاصله يا چيز پنهان شده اي.” كلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون” (سوره الطففين آيه 15)

همانا آنان از پروردگارشان  در اين روز، پوشيده اند. و ما كان لبشر ان يكلمه الله و حيا او من وراء حجاب اويرسل رسولا فيوحي باذنه ما يشاء انه علي حكيم (سوره ی شوري آيه 51)

و نبوده است بشري را كه گويدش خدا مگر سروشي يا از پشت پرده يا فرستد پيكي، پس وحي كند به دستورش آنچه خواهد همانا اوست بلند مرتبه و حكيم. “اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايومنون بالاخره حجابا مستورا” (سورا اسراء آيه 45)

و هنگامي كه قرآن قرائت مي كني بين تو و آنان كه ايمان به آخرت ندارند حائلي ( پرده اي يا پنهان شده اي) قرار داديم. چون مستورا صفت حجاب است لذا اين حجاب غير مريي است: مثل مؤمن و غير مؤمن يا عالم و غير عالم با آنكه كنار هم اند از هم بيگانه اند و فاصله زياد دارند و به زبان هم آشنا نيستند و احوالات و اموراتشان از هم پنهان است لذا تعبير شد به اينكه ميانشان پرده نامريي وجود دارد كه آنها را از هم جدا مي كند.

بنابراين كلمه حجاب در قرآن كريم همه جا پنهان كردن پوشش يا امر پنهاني، فاصله يا پرده اي پوشاننده يا حائل ميان دو چيز به كار رفته است. او اذا سئلتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب (سوره احزاب آيه 32) چون از زنان پيامبر متاعي خواستيد از پس پوشش بخواهيد. حجاب غير از لباس است. گاهي لباس حجاب تلقي مي شود ولي كلاً حجاب به لباس گفته نمي شود.

نظر دهید »
تعريف دين
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ماركس دين را “افيون ملتها” مي خواند كه نقد سياسي و فلسفي دين بر تجزيه و تحليل آن عنوان يك واقعيت اجتماعي رحجان دارد. (ويلم 1377، 7)

ماكس وبر از اظهار نظر درباره جوهر و يا ذات دين خودداري مي كند و دين را عبارت از نوع خاصي از رفتار در يك زندگي اجتماعي مي داند كه روابط قدرتهاي ” ما فوق طبيعي ” با انسانها را تنظيم ميكند. (همان، 39)

چهارچوب نظري

- نظريه ماركس: كارل ماركس مي گويد: انسان ها تاريخ خود را مي سازند ولي آنها اين كار را نه به نحو دلخواه خويش و تحت شرايط منتخب خويش، بلكه تحت شرايطي كه مستقيماً با آنها مواجه هستند از گذشته به آنها منتقل شده است، انجام مي دهند.

به نظر ماركس و آگاهي اجتماعي در سطح متصور است. سطح افقي و سطح عمومي؛ در سطح عمومي مقوله آگاهي اجتماعي را مي توان بويژه از دو نظر يا به دو صورت مشخص نمود:

  • آگاهي عمومي و متعارف (روحيه اجتماعي): عبارت است از مجموعه آداب و رسوم، روحيات اجتماعي، ذوق و سليقه عمومي و …
  • آگاهي سيستماتيزه شده و مدرن

ماركس در سطح افقي آگاهي به شكل هاي گوناگون معرفت مانند معرفت فلسفي، حقوقي- سياسي، هنري، زيبايي شناختي، مذهبي، اخلاقي و …. اشاره كرده و همه آنها را در آگاهي اجتماعي قرار داده است. ماركس آگاهي فردي را بازتاب واقعيت در ذهن يك انسان مي داند كه جهاني دروني روحي و نفساني است اما آگاهي اجتماعي را بازتابي ژرفتر، همه جانبه، تعميم يافته از از جامعه مي داند.

بنابراين آگاهي اجتماعي حاصل جمع ساده و    انفرادي افراد بشر نيست بلكه از لحاظ كيفي از آگاهي فردي متمايز است.

به عقيده ماركس آگاهي چيزي نيست جز هستي اي كه به آن آگاهي يافته ايم، چيزي نيست جز آگاهي به هستي و اين هستي انسانها چيزي نيست جز رواند واقعي زندگي آن ها.

در نظر ماركس هستي اجتماعي عبارت است از مجموعه اي شامل: چارچوب كيهاني، جغرافيايي شرايط نفوس و تراكم جمعيت. عوامل مختلف محيط زيست، تمام اشياء و مواردي كه خود انسان خلق كرده و بالاخره تمام مناسبات روابط مادي بين انسانها و طبيعت و بين خود انسانها كه در جريان كار كه مهمترين عنصر است ايجاد مي شوند (اژدري زاده- فصل نامه حوزه و دانشگاه شماره 11و 12)

در نتيجه از نظر ماركس بين دين، حقوق، سياست كه بخشهايي از رو نبايند و ورابط توليد كه به عنوان زير بنا عمل مي كنند شباهتهاي كاركردي وجود دارد.

ريمون آرون معتقد است كه دين شامل مجموعه اي از باورهاست و اين باورها معمولاً توسط كلمات بيان مي شوند يعني به صورت انديشه اي در مي آيند كه كم و بيش شكل دستگاه فكري به خود گرفته است و فقط با اعمال كه مظاهر و جلوه هاي باورها و شيوه هاي تجربه آنها هستند زنده مي ماند و مشخص مي گردد (آرون- جلد دوم- 1366، 56)

تعريفهاي مربوط به دين در جامعه شناسي را اصولا به دو دسته تقسيم مي كنند: تعريفهاي جوهري (substantive) و تعريفهاي كاركردي (functional). تعريفهاي جوهري مذهب را بر پايه محتواي معنايي آن، و تعريفهاي كاركردي آن را بر حسب جايگاه يا نقش كه در نظام اجتماعي يا روان شناختي دارد- يعني برحسب تعادل و نظم رواني كه براي فرد ايجاد مي كند يا نقشي كه در يكپارچگي و همبستگي اجتماعي ايفا مي كند- بيان مي دارد مشكل در تعاريف جوهري تفاوت در نظامهايي معناي «شناسنده» و «موضوع شناسايي، يعني بين برداشت جامعه شناي و برداشت خود دينداران و مهمتر از آن، تفاوت در برداشتهاي پيروان ديانتهاي مختلف از آنچه دين محسوب مي شود، جامعه شناس و برداشت خود دينداران و مهمتر از آن، تفاوت در برداشتهاي پيروان ديانتهاي مختلف از آنچه دين محسوب مي شود، است. يعني تفاوتهايي كه در الهيات مذاهب گوناگون درباره جوهر راستين دين وجود دارد. تعاريف كاركردي، از سوي ديگر نه تنها مشكل تفاوت در نظامهاي معنايي مشاهده گر و مشاهده شونده را حل نمي كند، بلكه مشكلات چندي از قبيل نوعي منطق دوري در تعريف و سوگيري ايدئولوژيك را به آن مي افزايد. در اين جا براي نمونه شمه اي از تعريفهاي جامعه شناختي از دين را كه توسط برخي از ناموران اين رشته شده است، ذكر مي كنيم:

در يكي از قديمي ترين تعريفها، ادوارد تايلور، مردم شناس انگليسي، دين را «اعتقاد به موجودات روحاني (spiritual) دانسته است، اين تعريف جوهري وي مبتني بر ديدگاه او درباره منشاء دين يا ابتدايي ترين شكل دين، يعني انيميسم (animism) است. در انتقاد به تعريف او از دين از جمله گفته شده كه الزاماً در همه اديان بررسي شده در سطح جهان، باور به «موجودات روحاني» يا «مابعد الطبيعي» ديده نمي شود، مثلاً بوديسم تراوادا (Theravada Buddhism) فاقد چنين مفاهيمي است. اميل دوركيم براي احتراز از مشكل تايلور در زمينه قائل شدن به «موجودات روحاني» در همه اديان و با اتكا به تئوري خويش كه توتميسم را ابتدايي ترين نوع مذهب بيان مي كرد، عنصر مشترك در همه اديان را تقسيم همه اشياء و پديده ها به دو قلمروي مقدس (sacred) و نامقدس (profane) يافت. او تحت تأثير رابرتسون اسميت كه اظهار مي داشت مذهب را نمي توان صرفا بر پرايه باورها يا اعتقادات توضيح داد و بايد به اعمال يا مناسك مذهبي نيز مستقلا جايگاه مهمي اختصاص داد، به تأكيد يك سويه تايلور و برخي ديگر از متفكران بر اعتقادات مذهبي معترض بود. سرانجام دوركيم دين را در قالبي كه هم جوهري و هم كاركردي است، به اين صورت تعريف كرد:

نظامي واحد از عقايد و اعمال منتسب به اشيا و امور مقدس- يعني اشياء و امور متمايز شده و حرمت يافته- كه همه مؤمنان رادر يك اجتماع معنوي واحد يا يك تشكيلات ديني (church) گرد هم مي آورد.(p.62.1968).

نظر دهید »
تعریف دین شماره 2
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عنصر مشتركي را كه دوركيم مدعي يافتن آن در همه مذاهب بود، يعني تفكيك همه اشياء و امور به دو قلمروي مقدس و نامقدس، از سوي مردم شناساني كه دست به پژوهشهاي ميداني زده بودند مردود شناخته شد. از جمله اونس پريچارد متوجه شد كه چنين تفكيكي در بين قوم «آزانده» در آفريقا به عمل نمي آيد و نظير اين مشاهده را سايرين نيز گزارش كردند.

از جمله تلاشهاي جديدتر براي ارائه تعريف مناسبي از دين تعريف رادني استارك، يكي از چهره هاي سرشناس جامعه شناس دين در آمريكا، است كه دين را «الگوهاي اجتماعاً سازمان يافته از باورها و عملكردهايي» دانسته است كه به «معناي غايي مربوط مي شوند و بر فرض وجود ما بعد الطبيعه استوارند»(stark,1985,p.310) . اين تعريف علاوه بر جنبه كاركردي آن (معنا بخشيدن به حيات انسان)، در معرض همان اتهام قبلي است كه مفهوم ماوراء الطبيعه را، كه مفهومي متعلق به فرهنگ و تمدن خاصي است، به ساير فرهنگها تعميم مي دهد. اگرچه استاركت قوياً از موضع خود دفاع كرده و معتقد است مذهبي كه مفروضات مابدالطبيعه نداشته باشد اصلا مذهب نيست. (stark,1983).

تعريف اسپاير و نيز كه مذهب را «نهادي متشكل از كنشهاي متقابل الگو يافته توسط فرهنگ يا موجودات ابر انسان (superhuman) مفروض در فرهنگ (Hamilton,1995,p.14) مي داند، صرفاً رابطه با موجود «ابر انسان» را جايگزين «رابطه با ما بعدالطبيعه» كرده و در مظان همان اتهام قبلي است.

كارل ماركس (1813-1818) متفكر شهيرقرن نوزدهم، هيچ اصالت وجودي اي براي دين قائل نيست و ظهور و افول آن را همچون ديگر پديده هاي ذهني و غير مادي، تابع زير ساخت هاي اقتصادي جامعه و مناسبات طبقاتي حاكم مي داند. وي در كتاب مرام آلماني معتقد است:

عکس مرتبط با اقتصاد

اوصاف سياسي و تكنيكي ساختار اقتصادي، تعيين بخش اوصاف نهادهاي غير اقتصادي اند؛ مثل نهادهاي سياسي، مذهب و ايدئولوژي و …

ماركس با وجود اينكه مذهب را در سطح روبنا مقوله بندي كرده و آن را تابعي از زير ساخت هاي اقتصادي مي داند؛ ولي مذهب، ميان مؤلفه هاي روبنايي نيز نقش مهمي دارد. مذهب، از مقمومات عمده ايئولوژي طبقه حاكم براي تخدير و تحميق طبقات فرودست جامعه است ودر جامعه بدون طبقه كمونيستي، از ميان خواهد رفت.

اميل دوركيم (1917-1858م) بخش مهمي از تحقيقات خويش را به مقوله دين اختصاص داده است. وي در كتاب صور بنياني حيات ديني تلاش مي كند با كشف ذات دين در جوامع ساده و ابتدايي، ماهيت و علل بقاي آن را در جوامع مدرن و پيچيده درك كند. وي توتم پرستي را بيانگر ذات دين پنداشته و معتقد است توتم پرستي نماد تمايز ميان ” مقدس” و “نا مقدس” در حيات اجتماعي است كه از سوي جامعه صورت مي گيرد.

دوركيم در تبيين پيدايش و بقاي دين به روش كاركرد گرايي. شؤون مختلف جامعه را بر اساس پيامدهاي سودمندي كه براي نظام بزرگ تر اجتماعي دارند، تبيين مي كند. وي معتقد است دين؛ يعني تمايز ميان امور مقدس و نامقدس كه كاركرد انسجام بخشي دارد و همين استعداد، منشاء پيدايش و تداوم دين تا دوران معاصر است.

دوركيم براي دين، منشاء الهي قايل نيست؛ بلكه دين را مخلوق اجتماعي مي پندارد كه بر حسب تحولات جامعه تحول مي پذيرد. طبيعي است به زعم وي، دين از همان ابتدا ماهيت سكولار دارد و جوامع آينده نيز قادر خواهند بود دين و خدايان جديد خويش را از نو بسازند. شايد به همين سبب است كه رابرت يلا او را نسختين متكلم دين مدني شناخته است.

ماكس وبر (1920-1864م) جامعه شناس پرآوازه آلماني نيز بخش عمده اي تحقيقات خويش را به مقوله دين اختصاص داده است. وبر در كتاب اخلاق پروتستان و روح سرمايه داري برخلاف ماركس كه دين را رو بنا تلقي كرده، مي كوشد رفتار اقتصادي را از طريق اديان تبيين نمايد. وي معتقد است تلقي خاصي از مسيحيت كه در انديشه كالونيسم تبلور يافت، زمينه پيدايش سرمايه داري جديدغربي را فراهم كرد.

تبيين وبر از پيدايش دين، شبيه تبييني است كه دوركيم ارائه مي كند؛ اما در باره پايان آن، بر خلاف دوركيم معتقد است دوران معاصر،دوره پايان دين است. البته اين پيش بيني با تبيين كاركرد گرا چندان سازگار نيست. به نظر وبر، مفهوم عمده در اديان بدوي، مفهوم كاريسما است كه تا حدود زيادي به مفهوم قدس در نزد دوركيم نزديك است. كرامت، كيفيت چيزي است كه، به قول ماكس وبر، از مدار زندگي روزانه بيرون است. كرامت در هستي موجودات، حيوانات، گياهان و اشياءجاري است؛ پس نقطه عزيمت تاريخ ديني بشر، در جهاني سرشار از مقدسات است، نقطه پايان آن، در دوره ما؛ يعني در جهاني است كه به قول ماكس وبر جهاني افسون زدوده است.

نظر دهید »
اصول معنا درمانی
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فرانکل سه قانون بنیادی را در معنا درمانی مطرح می کند :

1:معنا در زندگی وجود دارد و آن را می توان جستجو و کشف کرد . اما انسان نمی تواند معنا را به دلخواه بوجود

آورد  و آن را در افکارش بسازد . انسان  جستجو کننده معناست و نه بوجود آورنده آن .

2:معنا وسیله ای برای کامروایی انگیزه ها و یا دستاویزی برای رسیدن به هدف نیست . تحقق معنا خود هدف

است.

3:علت بیماریها و اختلالات روانی بی معنایی زندگی است . کار وفعالیت زیاد باعث بیماری روانی نمی شود ، بلکه علت بیماری بی معنا بودن زندگی است )كوهي ،1388 )

 

نظريه معني درماني( لوگوتراپي [1]) ويكتور فرانكل:

ريشه هاي معني درماني به نوعي به كارهاي  آلفرد آدلربر مي گردد. آدلر[2] اولين  روانشناسي  است كه در مورد معنا در زندگي به بحث پرداخت. او در سال 1931 كتاب معناي زندگي را نوشت. فرانكل  رهبر اصلی معنا درماني و رولو مي از بزرگان هستي گرايي  به خاطر وارد  كردن  اين مبحث به   روانشناسي نسبت بهآدلر ابراز دين كرده اند. فرانكل بنيانگذار مكتب معنا درماني در بيست و ششم مارس سال(1905)در وين متولددر دوم سپتامبر 1997 در سن 92 سالگي در همان شهر درگذشت. به هر حال ريشه  معنا درماني به  كوششهاي اوليه فرانكل براي يافتن معنا در زندگي خودش بر مي گردد.( نيلسون[3].2001؛ ترجمه:  بهفر ، 1384 (لوگوتراپي روشي است كه در آن بيمار در جهتي راهنمايي مي شود كه معني زندگي خود را بيابد.بنابراين اصول لوگوتراپي تلاش براي يافتن معني در زندگي است كه اساسي ترين نيروي محركه هر فرد در دوران زندگي اوست به طور كلي در اين روش درماني فرد « فرد روان نژند انديشه زاد » هدايت مي گردد تا معنا و منظور زندگي خويش را دريابد. از آنجا كه جستجوي معنا  وظيفه اي مبارزه  جويانه  است تنش دروني فرد را افزايش مي دهد و او را به تلاش براي آنچه بايد به دست آورد وا مي دارد . اين  سطح از تنش نه تنها در جريان درمان اختلال ايجاد نمي كند بلكه  براي رهايي فرد از احساس دلتنگي ، بي دردی وغلبه بر « خلاء وجودي » لازم است تكاپوي حاصل از تنش معناجويي ، ياس انسان روان نژند رابه احساس موفقيت و اميد مبدل سازد(  رحيميان  1385. )

 

پيشنهادهايي براي جستجوي معنا:

چگونه انسان مي تواند معناي زندگي را پيدا كند؟. فرانكل معتقد است كه انسان سالم و بالغ انسان از خودفرا رونده است. انسان كامل بودن يعني به چيزي فراسوي خود پيوستن انسان در نهايت زماني مي توانخود را متحول كند كه يك معنا را در زندگي خود تحقق بخشد. فرانكل براي معنا بخشيدن به زندگي سه راه

 

 پيشنهاد مي كند :

1ـ اگر انسان چيزي خلق كند ، زندگي اش مي تواند با معنا باشد ، در اينجا انسان از خود سؤال مي كند من براي چه زنده هستم؟

2ـ انسان معنا را در شيوه تجربه كردن زندگي ، يا كسي را دوست داشتن ، مي بيند. در اينجا انسان از خودمي پرسد : من براي چه كسي زنده هستم؟.

3ـ انسان معنا را در هنگامه ی غوطه وري در مشكلات سنگين در مي يابد. طرز برخوردي كه ما نسبت به رنج بر مي گزینيم.در جايي كه ما با يك  سرنوشت  غير قابل تغيير   روبرو مي شويم  )يك بيماري غير قابل علاج ، مرگ يك عزيز ، يك موقعيت نا اميد كننده و (در اينجاست كه زندگي  مي تواند معنا شود در اينجا انسان از خود مي پرسد : چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غير قابل تغیير و اجتناب ناپذير نداشته باشم؟.فرانكل معتقد است ، درست در جايي كه ما با يك مؤقعيت رو به رو مي شويم كه به هيچ روي نمي توانيم آن را تغيير دهيم، از ما انتظار مي رود كه خود را تغيير دهيم رشد كنيم بالغ شويم و از خود فراتر رويم.فرانكل در آشويتس و در بند نازي ها با تمام وجود به اين نتيجه رسيده بود كه : رنج هر زماني معنايي دارد ، وقتي تو خودت آدم ديگري بشوي زير ضربه هاي چكش سرنوشت و آتش گداخته رنج ، زندگي شكل مي گيرد)كوهي ،1387).

در معنا درماني صحبت از آزادي روح انسان مي شود انسان تحت نفوذ قوانين جبري قرار نگرفته است انسان حق اين انتخاب را دارد كه در برابر موقعيتي كه قرار مي گيرد چه نگرشي برگزيند. تصميم گيري به انسان واگذار شده است هيچ عاملي اين قدرت را ندارد كه تعيين كند انسان در برابر سرنوشت غير قابل تغيير ، چگونه فكر كند و چگونه رفتار كند. انسان هميشه مسئول اعمال و گفتار خود خواهد بود.معناجويي در اين مكتب بسيار مورد تأكيد است. اين معناجويي نيروي متضاد با لذت جويي كه روانكاويفرويد بر آن استوار است و همچنين قدرت طلبي مورد تأكيد آدلر مي باشد. فرانكل معتقد است كه انسان قادر است و مي تواند به خاطر ايده ها و ارزش هايش زندگي كند و يا در اين راه جان ببازد. معناخواهي انسان ممكن است با ناكامي مواجه گردد كه لوگوتراپي آن را ناكامي وجودي مي نامد. واژه وجود به سه صورت به كار برده مي شود كه عبارتند از :

1ـ( خود وجود[4] (به ويژه حالات وجودي انسان

2ـ (معناي وجود[5])

3ـ( معناخواهي[6] (كوشش براي يافتن معناي واقعي در زندگي شخصي

وظيفه لوگوتراپي اين است كه بيمار را در يافتن معنا در زندگي ، انديشه هاي پنهاني وجود و معناي نهفته آن ياري دهد. در لوگوتراپي انسان به عنوان موجودي ناشناخته مي باشد كه توجه  ويژه اي به يافتن معني داند )اخوت. ، 1356). انشعاباتي از اصالت وجود را مي توان برشمرد ولي وجوه مشابهي نيز در   بين آنها وجود دارد به نظر آنها تمايز ميان انسان و حيوان ، آگاهي كامل انسان بر بودن   و وجود خويش است. آنها باور دارند كه انسان هميشه در حال تغيير و دگرگوني است و مي تواند از موقعيت هايي كه داردفراتر رود و بباليدن و خود شكوفايي بپردازد . روانشناسان هستي گرا در شناخت علائم  و آثار اختلالاترواني توجه خود را به حالاتي نظير احساس پوچي ، جدايي از ديگران ، احساس  تنهايي ، فقدان  هويت و سرگرداني معطوف مي دارند. فرانكل معتقد است كه افراد نا اميد ، افسرده و بي قرار و آنهايي كه احساس تنهايي مي كنند ، غالباً از بي معنايي و پوچي زندگي شكايت دارند. در زندگي هيچ چيز آنها را به خود پاي بند نمي سازد و برايشان ارزشي ندارد )رحيميان ، 1377.).

عکس درباره افسردگی در روانشناسی

با اينكه عده ايي هستي گرايي را همان پديده شناسي مي دانند, اما تفاوت هايي  بين اين دو گرايش وجود دارد. در هستي گرايي برخلاف آنچه در پديده شناسي معمول است ، شناخت فرد را منحصر به مطالعه و بررسي عوامل آگاه نمي دانند بلكه بيشتر در پي شناخت سازمان كلي وجود فرد هستند.   در پديده شناختي بيشتر به تجربيات دروني شخص توجه مي شود در حاليكه در هستي گرايي عقيده بر آن است كه انسان دريك لحظه امور گوناگوني را تجربه مي كند كه تجربه دنياي دروني خود يكي از آنها است.رولومي براي شناخت همه جانبه شخص ، توجه به سه موردي را كه( بينز وانگر[7])معرفي كرده است،پيشنهاد مي كند. يكي دنياي خصوصي و شخصي فرد ، ديگري دنياي بيولوژيكي بدون وقوف براي فرد.و سوم دنياي رابطه با ديگران با آگاهي متقابل )اخوت. ، 1386)

[1] : Loggotrap

[2] :Adler

[3] :Nilson.J

[4]: Existentialism

[5] :meaning existetial

[6] :meaning mi

[7] :vongeir.B

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 60
  • 61
  • 62
  • ...
  • 63
  • ...
  • 64
  • 65
  • 66
  • ...
  • 67
  • ...
  • 68
  • 69
  • 70
  • ...
  • 218
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تجربه هایی برای فردای بهتر

 فروش محصولات فریلنسینگ
 علل استفراغ گربه
 حفظ عشق زناشویی
 آموزش Gemini پیشرفته
 سردی احساسات در روابط طولانی
 استفاده حرفه‌ای از Copilot
 راهکارهای جذب دختر
 آموزش قیف فروش
 تشخیص بیماری کلیه سگ
 بهبود دوره‌های آموزشی آنلاین
 تغذیه طوطی با پلت
 فروش منابع روانشناسی
 معرفی سگ شارپی
 درآمد از همکاری در فروش
 بازاریابی نامحسوس
 عشق در سنین مختلف
 سگ مالینویز وفادار
 آموزش ChatGPT هوش مصنوعی
 طوطی ماکائو پرنده درخشان
 عشق یکطرفه و سلامت روان
 درآمدزایی از یوتوب
 تعادل در رابطه عاشقانه
 فروش راهنمای سفر آنلاین
 روانشناسی اعتماد در عشق
 نوشتن کتاب درآمدزا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پایان نامه بررسی رابطه بین ابعاد ساختار سازمانی با وضعیت مدیریت دانش در سازمانهای دولتی شهر بندر عباس
  • پایان نامه تاثیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی بر انتخاب استراتژی بازاریابی در صنعت بیمه ایران
  • تکرار جرم به موجب قانون مجازات عمومي 1352
  • پایان نامه کیفر خواست دادستان در حقوق ایران با تأکید بر قانون آیین دادرسی کیفری
  • اخلاق و فضايل حضرت
  • پایان نامه بررسی وضعیت رقابت پذیری بین شرکت های بیمه استان گیلان در قالب یک …
  • پایان نامه بررسی رابطه بین تاثیر بازاریابی کارآفرینانه برتوسعه صنعت گردشگری با تمرکز بر ویژگی های مدیران
  • نظریه پویایی روانی وشخصیت
  • پایان نامه بررسی تأثیر متغیرهای نسبت فعالیت معاملاتی، ریسک و تنوع پرتفوی بر بازده مازاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری
  • 8- آگاهي از كارهاي گذشته

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان