تجربه هایی برای فردای بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
آنها که از ولادت مهدي مورد خبر داده اند
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در احاديث پيغمبر و اهل بيت (ع) صريحاً گفته شده است که ولادت مهدي موعود اسلام بطور پنهاني انجام مي گيرد، مع الوصف چنان نبوده است که هيچکس مطلع نگردد. زيرا با همه سختگيري و فشاري که از طرف خلفاي عباسي و ماموران آنها برا ی جلوگيري ازدواج امام حسن عسگري (ع) و تولد فرزند او يعني ( قائم موعود) بعمل آمد، سرانجام پيشوانه اي دوازدهم شيعه متولد گرديد؛ ولي بطوري اسرارآميز و در وضع خاصي که جز افراد بسيار نزديک ؛ کسي از آن راز بزرگ که مدتها در انتظارش بودند آگاه نگشت.

بنابراين شيعه و روايات آن، مهدي موعود اسلام را نهمين فرزند معصوم امام حسين (ع) و يگانه پسر امام حسن عسگري (ع) يعني ابوالقاسم محمد بن الحسن ارواحنا فداه ميداند که بنا بر مشهور و مطالبق اکثر روايات در شب نيمه شبان سال 255 هجري در شعر سامره بطور معجزه آسا متولد گرديد.

شيعه چنين کسي را امام زمان مي داند و طبق روايات متواتر عقيده به غيبت طولاني او دارد و معتقد است که سرانجام آن آفتاب عالم تاب از پس ابرهاي تيره آشکار گشته جهان ظالماني را روشن و منور مي سازد. روايات شيعه و سني نظريه چنين کسي دارد و تطبيق به فردي داراي چنين او صافي مي گردد. از اين رو چنانچه حديثي يا مطلبي بر خلاف اين عقيده بنظر رسيد بايد آن را با انبوه احاديث و روايات و نظريات اسلامي درباره مهدي موعود که اکثريت قريب باتفاق مسلمانان جهان خاصه جامعه شيعه پذيرفته اند مقايسه نمود، ودر صورتي که موافق آن بود اخذ کرد وگرنه ناديده گرفت.

به هر حال در منابع شيعه که طرفدار شاخص اعتقاد به وجود و غيبت و ظهور امام زمان حجت بن الحسن العسکري عليه السلام است: توسط افراد بسياري از شيعه و سني و مقامات مختلف ، خبر ولادت آن حضرت انتشار يافته است، و کساني هم آن مولود مسعود را تا سن پنج سالگي يعني سال رحلت بدر بزرگوارش ( 26 هجري) مشاهده کرده اند. براي اطلاع خوانندگان قسمتي از آن در زير آورده شده است.

1- شيخ صدوق پيشواي محدثان شيعه از معلي بن محمد روايت مي کند که چون ز بيربن بکار زبيري مولف کتاب

«انساب قريش)) و در الموفقيات کشته شد، امام حسن عسگري فرمود: زبيري مي پنداشت که مرا خواهند کشت و خود مي ماند ، و من فرزندي نخواهم داشت، ولي او ديد که خود به قتل رسيد و  خداوند فرزندي به نام محمد به من موهبت کرد.

2- و باز در کتاب مزبور از محمد بن عثمان نائب دوم امام زمام (ع) که از مردمان نامي و دانشمندان بزرگ شيعه بوده روايت مي کند که چون آقا متولد شد، امام حسن عسگري پدر وي عثمان بن سعيد شاگرد مخصوص خود و نائب اول فرزندش ولي عصر را اخضار نمود ، و فرمود : فرزند ما متولد شد، ده هزار طل نان و ده هزار طل گوشت به حساب من ميان بني هاشم تقسيم کن و چند راس گوسفند هم براي او عتيقه نما.

3- فضل بن شاذان که در ميان سالهاي بعد از ولادت امام زمان و پيش از وفات امام حسن عسگري از دنيا رفته است ( 255 -260) در کتاب غيبت از محمد علي بن حمزه نقل کرده است که گفت : از امام حسن عسگري (ع) شنيدم که فرمود: حجت خدا جانشين من در شب نيمه شعبان 255 هنگام طلوع صبح متولد گرديد.

- حکيمه دختر امام محمد تقي و عمه امام حسن عسگري عليها السلام که طبق نوشته شيخ صدوق در کمال الدين و شيخ مفيد در اختصاص و شيخ طوسي در غيبت از بانوان دانشمند اهل بيت و بسيار با عظمت و تنها ناظر ولادت آن حضرت بوده است تا روز چهلم آن مولود مسعود بارها آن حضرت را ديده است.

5- همچنين در آن کتاب از محمد بن ابراهيم کوفي روايت مي شود که گفته است: امام حسن عسگري (ع) گوسفند ذبح شده اي را براي من فرستاد و فرموده بودند که: اين از عقيقه فرزندم محمد است.

6- ابو علي خيزراني از خادمه خود که به حضرت عسگري بخشيده بود نقل مي کند که : هنگام تولد امام زمان ديده است نوري از سرودي آن حضرت به آسمان مي درخشيد.

7- وهم از حسن بن منذر روايت نموده که گفت: حمزه ابن ابي الفتح آمد به نزد من و مژده داد که شب گذشته در خانه امام حسن عسگري مولودي به دنيا آمده ، ولي شب گذشته در خانه امام حسن عسگري مولودي به دنيا آمد ، ولي حضرت دستور داد ولادت او را مکثوم دارند! و سيصد گوسفند برايش عقيقه کنند.گفتم : نام مولود چيست؟ گفت : نامش محمد است.

8- در غيبت شيخ طوسي و کمال الدين شيخ صدوق بسته خود از حسن بن حسين علوي روايت مي کنند که گفت : من در سامره خدمت امام حسن عسگري (ع) رسيدم و آن حضرت را به ولادت فرزندش قائم تهنيت گفتم.

نظر دهید »
زمان هاي دشوار و ميلاد هاي شگفت
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ميلاد مهدي (عج) بي شباهت به ميلاد موسي و ابراهيم خليل نيست. همانگونه که حمل ولادت دو پيامبر بزرگ الهي به دور از چشم فرعونيان و نمروديان، صورت پذيرفت؛ درباره امام مهدي (عج) نيز مي توان بر اين باور بود که تا لحظه ميلاد، هيچ اثري از اين رويداد بزرگ تاريخ ، مشاهده نشد چرا که خداوند چنين اراده کرده بود تا زمين بي حجت نمايد و زمان بي صاحب و ستمديدگان چشم به راه نجات و آزادي امام و پيشواي خويش را بشناسند و به ياري وي بشتابند وبدين سان به حاکميت موعود مستعضفان بر مستکبران که همانا پيروزي حق بر باطل و باطل انديشان است، دست يابند از اين رو، پنهان ماندن نشانه هاي حمل و ولادت امام موعود ، به اين معنا نيست که وجود مبارک او، بر مردمان پوشيده باشد و کسي را امکان دسترسي به ديدار و معرفت و همچنين تبعيت از آن حضرت نباشد امام صادق (ع) مي فرمايد: ( هو خفي المولد والمنشا، غير خفي في نفسه.)« ميلاد او مخفي و پوشيده است، اما خودش مخفي نيست))

قرآن کريم از داستان شگفت انگيز نجات بخش بزرگ اسرائيل – حضرت موسي – پس از ولادت پنين ياد مي کند:

« و اوحينا الي ام موسي ان ارضعيه فاز اخفت عليه فالقيه في اليم ولا نخا في ولا تخزني انا را دوه اليک و جا علوه من المرسلين. فالتقطه آل فرعون ليکون لهم عدواً و حزناً…))

« و به  مادر موسي و مي کرديم که: او را شيرده ، چون بر او بيمناک شدي او را در نيل بينداز ، و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو باز مي گردانيم و از پيغمبرانش قرار مي دهيم.))

پس خاندان فرعون، او را از آب بر گرفتند تا سرانجام دشمن جان آنان و مايه اندوهشان باشد.

از آيات بر مي آيد که وجود موسي، ناشناخته بود؛ اما بر کسي، حتي دشمن سر سخت وکينه توز او ، فرعون پوشيده نيود يعني او را مي ديدند و صداي او را مي شنيدند و گاه داد وستد مي کردند، چنان که در سرگذشت يوسف پيامبر در قرآن آمده است:

« قالو يا ايها الغزيان اباً شيخاً کبيراً فخذانا مکانه انا نريک من المحسنين))

« گفتند: اي عزيز ! او پدري پير و سالخورده دارد بنابراين يکي از ما را به جاي او بگير، که ما تو را از نيکوکاران مي بينيم.))

آيه شريفه، مربوط به سفر دوم برادران يوسف به مصر است ، که باز او را نمي شناسند و به عنوان عزيز و بزرگ شهر، از او ياد مي کنند، و يوسف ، پرده از اين ماجرا بر نمي گيرد، چرا زمان آن فرا نرسيده است تا بگويد: من يوسف هستم.

مي بينيم  که مشاهده ، و معاشرت و معامله در احوال پيامبران – موسي و يوسف – بنابر عرف زندگي اجتماعي انسان هاست و تماس نزديک و رعايت آداب و گفت و گوها ، هر گونه تفاوت و بيگانگي با مردمان را از ميان بر مي دارد.

بدين سان ، مساله ناشناخته بودن حضرت مهدي(عج) در کنار مردم ، در بازارها و در ايام حج، امري عجيب و غريب نيست. خواست و اراده خداوند، بر اين تعلق گرفته که تا هنگام ظهور ، در ميان مردم ، ناشناس باقي بماند، چنانکه بر حضرت يوسف گذشت .

نظر دهید »
اخلاق و فضايل حضرت
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

درباره ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري امام دوازدهم (ع) آن چه از مجموع اخبار و روايات به دست مي ايد اين است که اخلاق وي شبيه به رسول اکرم (ص) است.

خداوند کار او را در شبي سامان مي دهد، در حالي که بر سرش ابري است . در آن شب فرشته اي بانگ مي زند که : اين مهدي خليفه خداست ، از او پيروي کنيد، او زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد چنان که پيش از آن از ظلم و ستم پر شده بود. اسلام را آشکار مي کند و ساکنان آسمان و زمين از او خرسند خواهند شد. عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي گذارد وي را در کشتن دّجال ياري مي دهد؛ از آن جايي که امام (ع) از سنين کودکي غيبت نمود و مردم مستقيماً با حضرت در تماس نبوده اند ، اخباري که مانند ساير امامان در اخلاق و رفتار آن بزرگوار نقل کرده باشند، در دسترس نيست. هر چند هر چه از اخلاق امامان گفته شود، درباره آن حضرت نيز صادق است.

علم: در روايتي از امام محمد باقر (ع) آمده است : « علم به کتاب خداي متعال و سنّت رسول او در قلب مهدي ما رشد مي کند ؛ همچنان که گياه به بهترين وجه مي رويد پس هر کدام از شما باقي بماند تا او را ديار نمايد، هنگام ديدنش عرضه بدارد : سلام بر شما ؛ اي اهل خانه رحمت و نبوت و معدن علم و جايگاه رسالت.))

عدالت: بارزترين صفات نيکوي حضرت مهدي (ع) « عدالت)) است.

« اللهم وصل علي امرک القائم المومل و العدل المنتظر))

پروردگارا! درود بفرست بر وي امرت که اميد مردم و عدل منتظر است.

از امام صادق (ع) روايت شده که فرمودند : « قسم به خدا ، عدل او مهدي (ع) داخل خانه هايشان مي شود؛ همچنان که گرما و سرما داخل مي شود.))

آري ، در عصر طلايي حکومت مهدي(ع) هيچ جاي زمين باقي نمي ماند مگر اين که از برکت عدل و احسان او فيض برد و زنده شود.

عبادت : روايتي از امام محمد باقر (ع) آمده است که : حضرت مهدي در روز ظهور به اذن پروردگارا به مسجد الحرام مي رود و پشت به مقام ابراهيم و رو به کعبه مي ايستد و چهار رکعت نماز مي گذارد و سپس اعلام ظهور مي فرمايد

امام کاظم (ع) در ضمن حديثي در وصف آن حضرت مي فرمايد: « بر رنگ گند مگونش ، از بيداري شب ها ، زردي نيز عارض مي شود.))

آرامش و وقار : حارث بن مغيره مي گويد: به امام صادق (ع) عرض کردم که امام با چه نشانه اي  شناخته مي شود فرمود : به آرامش و وقار و ابو جارود مي گويد: به امام باقر (ع) عرض کردم : هنگامي که قائم اهل بيت در گذشت، کسي که پس از اوست به چه وسيله شناخته مي شود که فرمود: « با راهنمايي و کم سخني و وقار و آرامش ؛ و اقرار آل محمد به برتري او ، و از ميان شرق و غرب يعني همه جاي دنيا چيزي از او پرسيده نمي شود، مگر اين که پاسخ مي گويد.))

کمالات : امام مهدي (ع) تمام روزهاي کمال را احاطه کرده و به برترين مراتب جمال و جلال و کمال دست يافته است؛ چنان که امام صادق (ع) مي فرمايد : « هيچ معجزه و کرامتي از معجزات و کرامات پيامبران و اوصيا نيست، مگر اين که خداوند متعال مثل آن را به دست قائم (ع) ظاهر مي گرداند تا بر دشمنان اتمام حجت کند.))

زهد: امام صادق (ع)  به ابوبصير فرمود: « درباره خروج قائم خيلي عجله دارند ، هان! به خدا سوگند او جامعه موبين مي پوشد و نان جوين مي خورد … او شبانگاهان به دردمندان سر مي زند و روزها به نبود در راه دين مي پردازد))

مردي از امام صادق (ع) پرسيد: آقا جان شما فرموده اي که علي بن ابي طالب (ع) لباس خشن و زبر مي پوشيد، و جامع ه چهاردهمي به تن مي کرد؛ در حالي که لباس نو در برکرده اي؟ فرمود : علي (ع) در زماني آن طور لباس مي پوشيد که انگشت نماومور دانکار مردم نبود، ولي اگر امروز کسي مثل آن لباس بپوشد ، انگشت نما مي گردد، پس بهترين لباس هر زمان لباس همان زمان است . مگر اين که وقتي قائم ما اهل بيت (ع) به پا خيزد ، لباس هاي علي (ع) را در بر مي کند و روش او را پيش مي گيرد.

جود و بخشش: رسول خدا (ص) فرمود : در آخر زمان خليفه اي خواهد آمد که بي شماره بخشش مي کند

روايات و احاديثي که بر کمال اين صفت و کرم آن جناب دلالت دارد بسيار است ؛ جداحاديثي که به لفظ عام آمده، از جمله اين که امام در هر عصر کريم ترين و سخاوتمند ترين افراد زمان است و چه آن ها که درباره آن حضرت وارد شده است ؛ مانند : مهدي (ع) اموال را به صورت مساوي ميان همگان تقسيم کند و کسي را بر کسي امتياز ندهد. همچنين آمده است : « علامه المهدي ، ان يکون شديداً علي العمال ، جواداً بالمال رحيماً بالمساکين ))

علامت مهدي اين است که نسبت به کارگزاران دولت خويش بسيار سخت گير ، بخشنده مال است و نسبت به مستمندان بسيار مهربان است.

حج : محمد بن عثمان از نواب خاص امام زمان (ع) مي گويد:  «صاحب اين امر هر سال در مراسم حج حاضر مي شود. پس مردم را مي بيند وآن ها اورا مي بينند، ولي نمي شناسند.))

نظر دهید »
خانواده
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

خانواده یک نظام طبیعی و اجتماعی است که افراد خواسته یا ناخواسته به آن وابسته اند و اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می کند و مورد پذیرش و حمایت قرار می گیرد . ساخت و فضای روانی خانواده ، که ترکیب کلی و مجموعه روابط بین اعضای آن می باشد هر کدام به گونه ای خاص عملکرد و رفتار فرد را در جهت رویارویی با مسائل و موانع وفشارهای روانی ، اضطراب ها ، ترس ها و سایر محرک های ناخوشایند تحت تاثیر قرار می دهند . بروز تحولات فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی چشم گیر در کشور موجب شده که در سالهای اخیر ارتباطات کمتری بین فرزندان نوجوان و والدینشان نسبت به دو دهه قبل برقرار شود . برقراری تماس های کلامی و غیرکلامی بین والدین و فرزندان خود می تواند مانع جدی و عامل بازدارنده مهمی برای رشد بهنجاری در رفتارهای روان شناختی فرزندان باشد ( کاوسیان و کدیور ، 1374 ) .

عکس مرتبط با اقتصاد

پژوهشگران در مطالعات خود در زمینه خانواده به انواعی گوناگونی از آن اشاره کرده اند :

1-خانواده منسجم و صمیمی : در این خانواده ها انسجام و دوستی و تعامل بسیار خوبی وجود دارد و فرزندان در آن رشد می کنند و آسیب کمتری می بینند .

2-خانواده پاسخگو : در این گونه خانواده ها والدین و اعضای آن نسبت به رفتار  و اعمالی که انجام می شود پاسخگو هستند و احساس مسؤلیت می کنند .

3-خانواده بی تفاوت : خانواده های بی تفاوت ، نسبت به همدیگر چندان احساس مسؤلیت نمی کنند و نسبت به همدیگر خنثی و اهل تعامل نیستند .

4-خانواده مستبد : در خانواده های مستبد ، رفتار استبدادی و زورگویانه و امر و نهی های شدید و آمرانه حاکم است و منطق و استدلال وجود ندارد .

5-خانواده آشفته : در خانواده های آشفته نظم و آرامش وجود ندارد . آشفتگی این خانواده ها از والدین به فرزندان منتقل می شود ( عیسی مراد ، 1389 ) .

براساس پژوهش های انجام شده در الگوهای خانواده های ایرانی 7 مدل خانواده شناسایی و تقسیم بندی شده است که عبارتند از :

1-الگوی خانواده پذیرا و پویا ؛ که بهترین مدل از خانواده های موفق و متعادل است . چرا که منطق و احساس در آن وجود دارد .

2-الگوی وابسته ؛ وابستگی در این مدل بسیار بالا است و از پذیرش دیگران امتناع می کنند .

3-الگوی سلطه گری ؛ حاکمیت امر و نهی و دستوری عمل کردن در خانواده رایج است .

4-الگوی مقابله ای ؛ افراد با همدیگر مرتب در مقابله و انتقامجویی هستند .

5-الگوی کناره گیر ؛ افراد نقش کناره گیری خود را پذیرفنه و رابطه ی بین آن ها خشک و بی روح است .

6-الگوی نامنسجم ؛ در روابط خانوادگی هیچ گونه انسجام و هماهنگی وجود ندارد بلکه تضاد و تعارض حاکم است .

7-الگوی زیستی ؛ پایین ترین الگوی خانوادگی است که افراد خانواده در پست ترین نوع زیست زندگی می کنند، حتی گاهی به معامله افراد و خانواده مانند فروش فرزند هم اقدام می کنند، (احمدی، 1384).

همچنین پژوهشگران خانواده ها را از نظر انواع تیپ های گوناگون مورد مطالعه قرار داده اند ، که نتایج به دست آمده از این مطالعات طبقه بندی زیر را در بر می گیرد .

1-خانواده متلاشی : خانواده ای با ویژگی های گسیخته ، بی ثبات ، طلاق و جدایی ، درون تنی – غیبت ها و ناموفق است .

2-خانواده متزلزل : خانواده ای با ویژگی های نابسامان ، بدون آرامش ، بدون منزلت ، ناامید ، انتقاد به هم است .

3-خانواده متعادل : خانواده ای با ویژگی های وجود عاطفه و عقل ، رویکرد مثبت ، مدیریت ، امنیت ، جذابیت و تقسیم کار است .

4-خانواده متعالی : خانواده ای با ویژگی های متکامل و بالنده ، شکوفا ، هویت بالا ، توجه به آینده ، زندگی معنادار ، حاکمیت معانی اخلاقی است ( محمودیان ، 1383 ) .

مطالعه در زمینه خانواده اهدافی را برای پژوهشگران به دنبال دارد ، تا خانواده ها را به سمت رشد و تعالی همراه با سلامت روانی و اجتماعی سوق دهند . در این زمینه می توان به اهداف زیر اشاره نمود : 1-تحقق جامعه سالم . 2-تداوم نسل . 3-تامین نیازهای اصلی . 4-تربیت اجتماعی نسل .  5-حراست از ایمان . 6-جمال اجتماعی . 7-رشد و بالندگی ( عیسی مراد ، 1389 ) .

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

امروزه در دنیا جنبش های چالش انگیز بسیاری به وجود آمده که منجر به تزلزل خانواده ها شده است . ازدواج های گروهی ، ازدواج در یک جنسیت ، ازدواج های قراردادی ( قابل تجدید نظر ) ، ازدواج دو مرحله ای ( بافرزند و بدون فرزند ) ، نهضت آزادی زنان ، آزادی هم جنس بازی و سایر مشکلاتی که گریبان گیر خانواده ها شده است . همچنین بحران هایی مانند : استرس های رو به تزاید در زمینه های تحصیلی و شغلی ناشی از زندگی ماشینی و پیشرفت تکنولوژی ، تغییرات بنیادین در الگوهای تولید ، تغییرات در شیوه های زندگی افراد ، تورم بحران های شدید اقتصادی ، تبعیض های اجتماعی ، افزایش شدید جمعیت ، مهاجرت های بی رویه ، ازدواج و شهرنشینی ، آزادی های جنسی ، گسترش اعتیاد و کاهش ارزش های اخلاقی و مذهبی و غیره نهاد خانواده را دستخوش تزلزل و بی ثباتی کرده است ( نوابی نژاد ، 1380 ) .

چه مشکلات و آسیب هایی در خانواده فراوانی بیشتری دارد ؟ هر چند دانش آموز از خانواده و جامعه جدا نیست یعنی هر آن چه در جامعه آسیب ها بیشتر شود ، دانش آموزان بیشتر دچار آسیب ها خواهند شد . در یک تقسیم بندی کلی مشکلات بر سه دسته تقسیم می شود که عبارتند از :

الف ) مشکلات ، معضلات و آسیب هایی که مربوط به دانش آموز است . مانند بیماری های سخت ، عصبی ، روانی و … ، بزه کاری و انواع انحرافات ، بی سرپرستی و … .

ب ) مشکلات ، معضلات و آسیب هایی که مربوط به والدین در خانواده است مانند رابطه والدین با فرزندان ، اختلاف والدین ، فساد اخلاقی ، وضعیت اقتصادی ، طلاق و جدایی ، اعتیاد ، جمعیت بالا و … .

ج ) مشکلات ، معضلات و آسیب هایی که مربوط به خارج از  خانواده است . مانند بهره کشی از کودک ، رسانه ها ، نادیده گرفتن حقوق ، خواسته ها ، نیازهای دانش آموزان ، مشکلات در این گروه هر چند خارج از خانواده است ولی آسیب هایش متوجه خانواده می شود ( عیسی مراد ، 1389 ) .

پژوهش گران ارتباطات و کیفیت تعاملات را در زندگی خانوادگی مهم تلقی کرده اند . چنان چه زن و شوهر نتوانند یک الگوی ارتباطی سالم را در تعاملات خود به کار ببرند ، روابط آن ها در تعامل با دیگر اعضای خانواده دچار بحران می شود و روابط مختل حکم فرما می گردد ( فاورز[1] ، 1998 ) .

امری[2] ( 1998 ) معتقد است که رضایت والدین از زندگی زناشویی تاثیر زیادی بر سلامت روانی و رشد شخصیت فرزندان دارد . همچنین بسیاری از مطالعات ، ارتباط بین تعارضات زناشویی با اختلال در کیفیت ارتباط بین فردی فرزندان را مورد تاکید قرار داده است ( پارک و بوریل[3] ، 1997 ) .

بالبی[4] ( 1988 ) معتقد است هر انسانی به طور فطری و زیستی توانایی پدر و مادر شدن را دارا است . ظهور این توانایی مستلزم داشتن فرزند است اما جزئیات آن به تجربه شخصی بستگی دارد . رفتار والدینی را می توان به راحتی در حیوان ها و گونه های پایین تر انسان نیز مشاهده کرد . نخستی ها ، پرندگان و خزندگان نیز رفتارهای والدینی از خود نشان می دهند و می توان چگونگی و کیفیت های متعددی را در رفتارها و مسئولیت های آن ها مشاهده کرد . پدر و مادر شدن از مهمترین وظایف انسان است وظیفه ای که قابل مقایسه با هیچ یک از مسئولیت های دیگر او نیست . برای مثال ، انسان می تواند از دوستان خود روی گرداند ، از شغل خود استعفا بدهد ، یا حتی ازدواج خود را به هم بزند ، ولی فرزند خود را نمی تواند برگرداند ، پدر و مادر شدن فرایندی است که گاه یا یک باره از راه می رسد ، در حالی که افراد برای آن کوچکترین آموزشی ندیده اند ( علیزاده ، 1380 ) .

در گذار به وضعیت والدینی ، والدین در وضعیت روانی خاصی قرار می گیرند و اغلب آن ها کمابیش دچار فشار روانی می شوند . در این گذار ، عوامل گوناگونی بر وضعیت روانی والدین تاثیر می گذارد که در سطور زیر به آن ها اشاره می شود :

1-ساعت اجتماعی[5] - یکی از عواملی که به ما می گوید آیا بر اساس انتظارها و هنجارهای اجتماع پیش می رویم یا نه ، ساعت اجتماعی است . به اعتقاد برد[6] و ملویل[7] ( 1994 ) ، جامعه و فرهنگ به ما می گوید که آیا به هنگام رفتن به مدرسه ، ازدواج یا داشتن فرزند ، در زمان مناسب قرار داریم یا نه . برای مثال ، در کشور آمریکا ، متوسط سن برای بچه دار شدن 30 سالگی است . افرادی که از هنجارهای اجتماعی پیروی می کنند ، معمولاً با مشکل های کمتری مواجه می شوند . به اعتقاد برخی از پژوهش گران ، خروج از ساعت اجتماعی ، همیشه پیامدهای منفی ندارد . بدیهی است که ساعت اجتماعی از یک جامعه به جامعه دیگر متفاوت است .

2-معنای فرزند – به طور قطع می توان معانی متفاوتی برای فرزند پیدا کرد . می گویند : هر فرزند معنای خاصی برای والدین خود دارد که بر تعامل بین آن ها اثر می گذارد . ردر[8] و دانکن[9] ( 1996 ) معتقدند برای فهمیدن معنای فرزندان ، باید الگوی باورهای فرهنگی افراد در تاریخچه خانوادگی را مطالعه کرد . بطور کلی برای افراد گوناگون معنای متفاوتی وجود دارد . برای برخی فرزند یادآور تعارض های خانوادگی خود فرد با والدین و برای برخی ، یادآور مجموعه ای گرم و صمیمی است .

3-ویژگی های فرزند – کودکان با توانایی های متفاوتی در خلق و خوی ، ظرفیت های حسی – حرکتی ، جسمانی و روان شناختی متولد می شوند . تعامل خانواده به طور قطع از این عوامل تاثیر می پذیرد . برای مثال ، مادران کودکان زودرس ، رفتارهای کنترل کنندگی و حمایتی بیشتری نسبت به فرزندانشان نشان می دهند . این کودکان معمولاً بیشتر دچار مشکل های رفتاری ، زبان شناختی و مشکل هایی در توجه هستند ( علیزاده ، 1380 ) .

از دیدگاه روان تحلیل گری[10] ، فنیکل[11] ( 1945 ) معتقد است که مادر اولین شیئی است که هر فردی با آن ارتباط برقرار می کند . از این رو ، مادر اولین پایگاه شکل گیری تصورها و باورهای کودک در مورد پیرامونش است . در این دیدگاه ، والدین و کودک هر کدام بخشی از سیستم پیچیده و پویا به حساب می آیند و دارای تاثیر متقابل هستند . مادر و کودک با هم رابطه زیستی – روانی دارند . برای مثال ، غذا خوردن یک کودک شیرخوار را در نظر بگیرید :

نیاز - - - - - - - - - - گرسنگی : مادر - - - - - - - - - - غذا : رضایت .

اگر فرایند بالا به همین ترتیب پیش برود ، کودک دارای این احساس می شود که مادر خشنودکننده و غذا دهنده است ؛ در غیر این صورت ، این فرایند می تواند در او احساس دردناک نارضایتی از مادر ایجاد کند . این نگرش و برخورد با مادر را باید همواره متاثر از رابطه او با مادر خودش در نظر بگیریم . در مکتب تحلیل گری ، کودک هنگام تولد فقط یکی از بنیادهای شخصیت خود را به نام نهاد[12] به همراه دارد . سپس در تعامل با محیط ، که پدر و مادر و همشیران ، بخشی از آن به حساب می آیند ، دیگر اجزای بنیادی شخصیت ، یعنی خود[13] و فراخود[14] ، شکل می گیرند و ظهور می کنند . طی مراحل رشد ، بحران های گوناگون کودکان پیش می آیند که والدین ، واکنش های متفاوتی نسبت به آن ها اتخاذ می کنند که تاثیر قطعی بر سلامت روان شناختی کودک دارد . گروه دیگری از روان شناسان همچون اریکسون[15] ، تعامل والدین – فرزند را بیشتر از بعد روانی – اجتماعی مطالعه می کنند . اریکسون ( 1963 ) با دیدگاه فروید در مورد این که خاستگاه اصلی رفتار ، مبتنی بر غریزه جنسی است و مراحل رشد روان شناختی محدود است ، مخالفت می کند . اگر چه ، اریکسون مانند فروید بر دوران کودکی تاکید دارد ، به زعم او انسان تا آخرین لحظه ی زندگی ، دارای تحول روانی – اجتماعی است . از نظر اریکسون ( 1963 ) رشد روانی – اجتماعی انسان از همان روز نخست شروع می شود . اریکسون تولد تا یک سالگی را مرحله اعتماد در مقابل عدم اعتماد نام می نهد. اگر کودک به محیط ( به خصوص مادر ) خود اعتماد کند ، محیطی اساساً ایمن و رضایت آمیز برای او شکل می گیرد . در این محیط ، مادر پاسخگویی مطمئن و امن برای نیازهای کودک است و به او کمک می کند تا به دنیا و زندگی اعتماد داشته باشد . امید ، مایه انگیزه اصلی زندگی ، در این مرحله شکل می گیرد . در مرحله بعدی تحول روانی – اجتماعی ( یک سالگی تا دو سالگی ) تعامل کودک با مادر و حتی با پدر بیشتر می شود . در این مرحله کودک می تواند راه برود ، حرف بزند و نیز میل دارد تا کمی مستقل تر باشد .

در دیدگاه روان شناسی شناختی نیز ، والدین پایگاه شکل گیری و تحول فرایندهای روان شناختی کودک به شمار می آیند . برای مثال ، بیلارگن[16] ( 1954 ) ، دریافت که کودکان شیرخوار بسیار زودتر از زمان مورد اعتقاد پیاژه[17] ( 1954 ) به پایداری شیء دست می یابند . در همین زمینه بل[18] ( 1970 ) موفق شد تا پایداری شی و پایداری شخص را مورد آزمایش قرار دهد . نتایج پژوهش او نشان داد که 70 درصد از آزمودنی ها ، در پایداری شخص نمره هایی بهتر از پایداری شی به دست می آورند . بل معتقد است پایداری شخص ، از احساس امنیت دلبستگی و پایداری کودک به مادر ناشی می شود . در همین پژوهش ، او دریافت که بین امنیت دلبستگی و پایداری شخص در کودک رابطه معناداری وجود دارد . بل اظهار می کند که پایداری شخص بسیار تحت تاثیر رفتار مادری است ، در حالی که پایداری شی چنین وضعیتی ندارد .

در دیدگاه بوم نگری[19] تلاش می شود تا انسان در متن و محیط زندگی اش مورد مطالعه قرار گیرد . ارسطو انسان را موجودی سیاسی قلمداد می کند . از بین روان شناسان معاصر نیز آلفرد آدلر[20] را شاید بتوان اولین کسی دانست که اصرار داشت انسان موجودی منفرد و منزوی نیست و در متنی اجتماعی زندگی می کند . برون فن برنر[21] ( 1979 ) تحول انسان را در محیط ، مطالعه می کند و بر تاثیر محیط بر رفتار و باورهای او تاکید می ورزد . در این مورد ویگوتسکی[22] را نباید از نظر دور داشت . زیرا وی متاثر از انقلاب کمونیستی ( 1917 ) در شوروی و با الهام از کارل مارکس به اهمیت و نقش نیروهای اجتماعی در شکل دهی شخصیت انسان پی برد . به باور ویگوتسکی ، کارکردهای عالی ذهنی در کودکان از راه تعامل با والدین ، معلمان و دیگر افراد مهم در محیط رشد می کند . بر همین اساس ، اهمیت دیدگاه بوم نگری و رویکرد پیرامون این دیدگاه به تعامل والدین – فرزند ، به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است ( فابر[23] و لانگ[24] ، 1984 ؛ به نقل از علیزاده ، 1380 ).

بر اساس پژوهش های انجام شده کوچر[25] و پدولا[26] ( 1979 ) ، 94 درصد از روان شناسان و روان پزشکان در جلسه های درمانی خود ، حضور والدین را در کنار کودک لازم می دانند . در دیدگاه بوم نگری ، عوامل متعددی را باید در مطالعه تعامل والدین – فرزند مدنظر داشت . از این مورد می توان به غیبت فیزیکی و روانی پدر ، تاثیر همشیران و روابط آن ها ، سبک های دلبستگی بزرگسالی و نقش فرهنگ و جامعه ، مدرسه ، توانایی های شناختی و اجتماعی کودک و والدین و غیره اشاره کرد . در تمام مطالعه ها مشاهده شده که رفتارهای کنترل کننده ی والدین در طی تعامل های کودک – والد ، به طور دائم با خجالت و وضعیت اضطرابی کودک همراه است . همان گونه که رابین[27] و همکاران ( 2001 ) نشان دادند سطوح بالای کنترل والدینی در موقعیت های تعاملی معین می تواند از مردم آمیزی کودکان جلوگیری کند در حالی که در موقعیت های دیگر کنترل والدینی می تواند برای بچه ها ساختاری نیازمند فراهم آورد و نشان می دهد که بافت های تعاملی می تواند اثرات رفتارهای والدینی روی اضطراب کودکان را تحت تاثیر قرار دهد . پژوهش های رابین و همکارانش نشان می دهند که پاسخگری و دلواپسی در موقعیتی که پاسخ های اضطرابی را در کودک بر می انگیزد ، می تواند اضطراب کودک و حساسیت کودکان را تقویت نماید و از پیدایش خوگیری جلوگیری کند . این فرایند ممکن است در بافت های جدید از قبیل روزهای اول کودکستان رخ می دهد ، که در آن دلواپسی زیاد والدین در واکنش به خجالت اولیه کودک ، ممکن است اضطراب اجتماعی کودک را برای همیشه ماندگار سازد . مثلاً ممکن است والدین در پاسخ به علائم اولیه نگرانی ها و پریشانی های کودک همراه با فرزندان در مدرسه بمانند . والدینی که فرزندانشان را برای شرکت در فعالیت های اجتماعی تشویق می کنند و پیامدهای تقویت کننده را در برابر خجالت و پریشانی های اولیه کودک برطرف می نمایند می توانند به جای ترس از تعامل اجتماعی ، به کودک کمک کنند با این گونه موقعیت های اضطرابی مواجه شود ( وود[28] و همکاران ، 2003 ) .

همان طور که والی[29] و همکاران ( 1999 ) خاطر نشان ساخت ، اضطراب والدین یک عامل مؤثر در الگوهای خاص رفتار تربیتی است . نظریه های رشد اضطراب کودک از طریق شناخت رفتارها ، عمل تربیتی توسعه یافته ای است که می تواند برداشت کودکان از تواناییشان برای تنظیم اضطراب در موقعیت های خاص را تحت تاثیر قرار دهد ( وود و همکاران ، 2003 ) .

مرور ادبیات مربوط به روان شناسی و آسیب شناسی نشان می دهد موضوع تعامل مادر – فرزند از عمده ترین زمینه های مطالعه است . مدارک و شواهد پژوهشی ثابت کرده اند که ارتباط میان مادر و فرزند نه تنها از زمان تولد بلکه حتی پیش از تولد نیز اثر بسیار مهمی در رشد روانی کودک دارد . اشتیاق مادر به بچه دار شدن دلیلی بر این مدعاست و دارای اثر تعیین کننده در رابطه مادر و کودک است . مادر خونسرد و بی تفاوت و مادر پرمحبت وظیفه شناس هر کدام در ساخت روانی کودک تاثیرهای متفاوتی دارند . بررسی ها تاکید کرده مادرانی که برای مدتی طولانی با گرمی و با محبت به پسرانشان از PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) خود شیر داده اند بیش از سایر فرزندان ، سازگاری داشته اند اما دختران در همین شرایط سازگاری نسبی داشته اند . پسران و دخترانی که از PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) مادران سرد و کم محبت شیر خورده اند اغلب دارای مشکلات رفتاری بوده اند ( پارسا ، 1376 ) .

یکی از عوامل مؤثر بر تعامل والدین – فرزند که از سوی فرزندان ظاهر می شود ، سطح پدیدایی تحول کودک است . کودکان در مراحل مختلف تحول ، احساس ها و رفتارهای خاصی را در والدین خود ایجاد می کنند . به گفته اوکانر[30] و همکاران ( 1980 ) تعامل مادر – فرزند از لحظه های پس از تولد ( در واقع حتی پیش از آن ) شروع می شود . از همین زمان ، هم مادر و هم فرزند به تماس بلافاصله نیاز دارند و مقدار این تماس می تواند در کیفیت رابطه آن ها بسیار موثر باشد . مادران معمولاً واکنش های عاطفی گوناگونی نسبت به نوزادان خود نشان می دهند : برخی احساس عشقی بزرگ و برخی احساس بی تفاوتی دارند . اگر چه این احساس بی تفاوتی پس از گذشت چند روز از بین می رود ، ولی شکل گیری عشق و محبت در مادر به رغم ژنتیکی و فطری بودن آن مستلزم تماس با فرزند است . یعنی اگر مادر با فرزند خود تماس برقرار نکند ، این عشق و علاقه شکوفا نخواهد شد ( اسلاکین[31] ، 1986 ) .

از آزمایش کوهن و ترونیک[32] ، ( 1983 ) ، می توان به گوشه ای از چگونگی تعامل مادر – فرزند پی برد در این آزمایش معلوم شد که اگر ارتباط اولیه هر کدام از دو طرف به نوعی منفی باشد ، بدون توجه به این که چه کسی آغاز کننده بوده است ، یک چرخه ارتباطی تشکیل می شود . به باور لویسند[33] و لی-پانتر[34] ( 1974 ) عناصر ارتباط ، خارج از تعامل نیستند . این پژوهش گران سه الگوی ارتباطی را در خصوص تعامل مادر – فرزند مطرح کرده اند . در الگوی اول تعامل مادر – فرزند به گونه ای ساده نشان داده شده است .




رفتار فرزند




محیط : اشیا ، افراد

شکل 2-1 : الگوی اول تعامل مادر – فرزند

در الگوی فوق عناصر ساده ی نشانگر تعامل مادر – فرزند نشان داده شده است . در این الگو بروز رفتار از سوی فرزند منجر به ظهور رفتار از سوی محیط می گردد و متقابلاً بروز رفتار از سوی محیط که همان اشیاء و افراد می باشند منجر به بروز رفتار فرزند می گردد .

در الگوی دوم باز هم دو عنصر اصلی تعامل مادر – فرزند وجود دارد که شامل رفتارهای فرزند و محیط می شود . با مشاهده این الگو در می یابیم که ارتباط موجود ، بسیار پیچیده تر و پویاتر است . لویس و لی پانتر ، تماس های عمدی را فراخوان و تماس های غیرعمدی را آغازگر می نامند . در این الگو  ، نوعی تقارن وجود دارد ، به این صورت که رفتارهای فرزند نیز می تواند پاسخ یا آغازگر باشد .

شکل 2-2 : الگوی دوم تعامل مادر – فرزند




رفتار فرزند

 




محیط : اشیا ، افراد

 

رفتار                                           فراخوان پاسخ

 

در الگوی سوم پیچیدگی های تعامل مادر – فرزند از دو الگوی پیش دقیق تر نشان داده شده است . در این الگو ، همه رفتارها تعاملی هستند ؛ ولی جهت آن ها مشخص نیست . اگر کودک رفتاری را آغاز کند ، ممکن است به پاسخ نامشخص مادر منجر شود و پایان پذیرد . یا این که به پاسخ مادر بینجامد و مادر رفتاری را آغاز کند . از این رو ، این پاسخ مشخص کودک نمی تواند به نوبه خود به آغاز رفتاری مشخص از جانب کودک منجر بشود که دارای دو شق است . پس این فرایند می تواند تا زمانی که رفتار مادر و فرزند ادامه دارد ، تداوم یابد .

طراحان معتقدند که دو مشکل در به کارگیری آن وجود دارد ؛ نخست آن که نقطه ورود به جریان مشخص نیست زیرا تعیین یک رفتار مشخص در کودک یا مادر به عنوان آغازگر ، کار بسیار دشواری است . دوم به ماهیت پیامد مربوط می شود . به این صورت که باید بپذیریم که آخرین رویداد بر رویداد بعدی اثر می گذارد ، در حالی که دلیلی ندارد تا چنین امری را بپذیریم ، به ویژه وقتی که کودک بزرگ تر می شود ، ( علیزاده ، 1380 ) .

رفتار پدر همچون رفتار مادری در بردارنده رفتارهای مربوط به دوران بارداری ، تهیه غذا و حمایت از فرزند است . لمب[35] ( 1976 ، 1977 ) در پژوهش های خود دریافت که کودکان شیرخوار هشت ماهه به پدران خود ، بیشتر از مادران علاقه و شوق نشان می دهند . او معتقد است احتمالاً علت این تفاوت ، از نوع برخورد مادران و پدران با فرزندان ناشی می شود ، زیرا مادران معمولاً برای امور مراقبتی با فرزندان خود رابطه برقرار می کنند و پدران برای بازی به آن ها رو می آورند . ارتباط پدران با فرزندان در بسیاری از موارد از نوع بازی است ، ولی با این حال فرزندان می توانند با آن ها ایجاد دلبستگی کنند ( فیسر[36] و لازرسون[37] ، 1984 ) .

بر اساس یافته های پژوهشی ، پدران می توانند پیوند عاطفی خوبی با فرزندان خود برقرار کنند و تاثیر قابل توجهی بر تحول اجتماعی – عاطفی و شناختی آن ها بگذارند ، به طوری که حضور یا نبود پدر می تواند تاثیری مسلم بر پیشرفت تحصیلی فرزندان و جلوگیری از اضطراب جدایی داشته باشد . رفتار پدری می تواند تاثیر قابل توجهی بر رشد شخصیت از جمله عزت نفس ، رفتارهای بزهکارانه و حتی پیشرفت تحصیلی فرزندان داشته باشد ( اینزوورث[38] ، 1967 ؛ نقل از علیزاده ، 1380 ) .

یافته های پژوهشی نشان می دهد که پسران محروم از حضور پدر ، دچار مشکل های متعددی در نقش جنسیتی و همسان سازی می شوند . این پسرها نه تنها به خاطر الگوی نقش جنسیتی ، بلکه به خاطر مشکل های اقتصادی و اجتماعی نیز آسیب می بینند . کیفیت تعامل پدر – فرزند با پایگاه اجتماعی خانواده همبستگی دارد ، به این ترتیب که پدران در طبقه متوسط ، بیشتر کودک محورند و بیشتر خواهان روابط متقابل هستند . در این تعامل ها ، کنجکاوی ، شادمانی ، خودرهبری و کنترل خود ، ارزشمند تلقی می شود . از طرف دیگر ، پدران در طبقه پایین جامعه معمولاً در رأس هرم قدرت و تصمیم گیری هستند و فرزندان آن ها به عوامل بیرونی متکی هستند . آزوبل[39] و همکاران ( 1980 ) اظهار می دارند که شاید این تفاوت ناشی از نوع شغل والدین این دو طبقه باشد زیرا افراد طبقه متوسط ، معمولاً با مردم و اندیشه ها بیشتر کار می کنند در حالی که افراد طبقه پایین اصولاً با اشیاء سروکار دارند ( علیزاده ، 1380 )

[1]- Fawerz

[2]-Emery

[3]-Park & Buriel

[4]-Bowlby

[5]-Social clock

[6]-Bird

[7]-Melville

[8]-Reder

[9]-Duncan

[10]-Psychoanalysis

[11]-Fenichel

[12]-Id

[13]-Ego

[14]-Superego

[15]-Erikson

[16]-Billargeon

[17]-Piajet

[18]-Bell

[19]-Ecological Theories

[20]-Alfred Adler

[21]-Bron Fenbrenner

[22]-Vygotski

[23]-Fauber

[24]-Long

[25]-Koocher

[26]-Pedulla

[27]-Robin

[28]-Wood

[29]-Vally

[30]-Oconnor

[31]-Slukin

[32]-Troniek

[33]-Lewisand

[34]-Lee-panter

[35]-Lamb

[36]-Fiscer

[37][37]-Lazerson

[38]-Ainsureth

[39]-Ausubel

نظر دهید »
مبنای خویشتن پنداری
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ادراک فرد از خود را می توان در چهار بعد تعریف کرد :

1-تعریف فرد از توانایی ها ، جایگاه و نقش خود در دنیای خارج که بیشتر تحت تاثیر وضعیت جسمانی ، توانایی ها ، ارزش ها و آرزوهای فرد است . تغییرات سریع و ناگهانی جسمانی دوره بلوغ ، نگرش جدیدی در نوجوان نسبت به خود ، دیگران و به زندگی به وجود می آورد . توانایی های ذهنی نوجوان نیز که انتظارات محیطی را پاسخ می دهد ، در افزایش خویشتن پنداری مثبت نوجوان تاثیر می گذارد . در کل تصویر ذهنی نوجوان از خود می تواند غیر واقعی ، و یا آگاهانه ، شناختی و واقع گرایانه باشد .

2-ادراک نوجوان از خود در لحظه و زمان حال می باشد و بیشتر تحت تاثیر خلق و حالت های روانی لحظه ای او و در حقیقت یک نگرش انتقالی است . برخی از نوجوانان این وضعیت لحظه ای و موقتی را دائمی تلقی می کنند و برچسب افسردگی ، بدبینی ، خوش بینی و… به خود میزنند که غالباً هم یک نگرش منفی بر اساس وضعیت کنونی فرد است .

3-سومین بعد فرد ، خود اجتماعی اوست . این تصویری است که فرد بر اساس آن چه دیگران راجع به او فکر می کنند ، شکل می دهد و بر رفتار فرد تاثیرات زیادی بر جای می گذارد . هر گاه نوجوان احساس کند و یا فکر کند که دیگران او را فرد کودنی در یادگیری می دانند و یا از نظر اجتماعی وی را قابل پذیرش به حساب نمی آورند او نیز خود را با این دید منفی می نگرد و به تدریج احساس نادانی و بی ارزشی می کند .

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

4-خود ایده آل اوست ، یعنی فردی که نوجوان می خواهد باشد ، نه آن چه هست ، این خود ایده آل می تواند بسیار بالاتر و یا پایین تر از واقعیت و یا کاملاً واقع گرایانه باشد این امر به ارتباط سطح آرزوها و آمال نوجوان با توانایی ها ، قابلیت ها و فرصت هایی که او در اختیار دارد ، وابسته است . در صورتی که نگرش نوجوان پایین باشد ، عزت نفس او از بین می رود و ارزیابی بالاتر از واقعیت نیز نوجوان را با شکست و ناکامی مواجه و در نهایت افسردگی می سازد .

عکس مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

نوجوانانی که خویشتن پنداری نسبتاً دقیق تر ، عینی تر و واقع بینانه تر از خود دارند ، قادر خواهند بود با تلاش کافی به هدف های خویش برسند و از سازگاری لازم برخوردار گردند . به هر حال نگرش مثبت نسبت به خود در همه ابعاد و جنبه های زندگی عاملی تعیین کننده در سازگاری و زندگی موفقیت آمیز فرد خواهد بود . برای مثال خویشتن پنداری نوجوان تعیین کننده نگرش او نسبت به دوستان ، خانواده ، حرفه آینده و دیگر زمینه های زندگی اوست . و به عبارت بهتر ، رفتار نوجوان را می توان بر اساس مفهوم و درکی که او از خویشتن دارد به خوبی درک کرد ( نوابی نژاد ، 1377 )  .

بدبینی به زندگی هنگامی به نوجوانان و جوانان دست می دهد که آن ها دچار یاس شده باشند . این چنین حالتی رغبت زندگی کردن را از افراد می گیرد . لذا ، ممکن است آن ها لبخند های تصنعی بزنند اما در باطن ، فکر حرکات منفی در سرشان جولان کند و در مقابل هر مسئله ای که مطرح شود آیه ی یاس بخوانند . این چنین حالتی اغلب با افسردگی نیز توام است که زیان هایی را به فرد وارد می سازد از جمله ی این زیان ها گرفتن آرامش فرد در زندگی ، بی اعتنا شدن به مسایل حیات جمعی ، احساس مغلوبیت در برابر مسایل و مشکلات ، بدگمانی و بدبینی نسبت به دیگران و جریانات است . چنانچه یاس ادامه یابد ، انسان را رفته رفته به شگفتی و اضطراب می کشاند . آشفتگی خسارت بزرگی به انسان می زند و اگر شدت یابد ممکن است به جنون یا به خودکشی منجر شود ( قائمی ، 1361 ) .

عزت نفس میزان ارزش و احترامی است که فرد برای خود قایل است . عزت نفس از دیدگاه کوپر اسمیت تفاوت شخصی در مورد ارزش و مقبولیت خود است که در نگرش فرد ظاهر می گردد . به عبارتی هدیه ای که از سوی والدین ، آموزگاران و خویشاوندان به فرد داه می شود و برداشت فرد از قضاوت های دیگران در مورد شایستگی های خود در یک موقعیت مخصوص و معین است، (رادمنش و همکاران، 1390).

متخصصان به دلایلی برای عدم وجود عزت نفس اشاره نموده اند :

بیش از اندازه بر بایدهای خود تاکید داشتن . از پذیرش انتقاد بیم داشتن . زمینه های مثبت خود را کم اهمیت و زمینه منفی خود را بزرگ کردن . به خاطر هر عملکردی به خود برچسب زدن و خود را سرزنش کردن . داشتن تفکر همه یا هیچ . به نظر دیگران اهمیت افراطی دادن و سعی در بر آوردن همه خواسته های دیگران . همیشه خود را با افراد بالاتر مقایسه کردن و در برابر آن ها اظهار عجز و ناتوانی کردن . کورکورانه از دیگران تقلید و دنباله روی کردن . ارتباط با بزرگسالانی که خود عزت نفس پایین دارند . روش تربیتی و فرزندپروری استبدادی والدین . تحقیر و سرزنش فرزند به خصوص در جمع . به رخ کشیدن توانایی های دیگران در مقایسه با نوجوان . ترساندن زیاد توسط دوستان ف والدین و معلمان . داشتن یک بیماری جسمی . لکنت زبان داشتن . ابراز نکردن هیجان ها و عواطف . عدم تحمل ناکامی وشکست .

راه کارهایی که متخصصان برای ایجاد عزت نفس بیان نموده اند :

در گفتار و کردار خود محبت نشان دهید . به توانمندی ها و خودباوری های بچه ها احترام بگذارید . وقتی روابط خوبی با دیگران برقرار می سازنند آن ها را تایید کنید . در بعضی از مواقع آن ها را در احساساتمان سهیم کنید . در بعضی از امور ، کارهایی را انجام دهیم که نیازها و علائق آن ها را تامین کند . به کودکان و نوجوانان مسؤلیت واگذار کنید . آن ها را با هیچ کس مقایسه نکنید . آن ها را مورد تهدید و سرزنش قرار ندهید . در بازخواست ها خود به جای کلمه چرا ، از چطور شد که … استفاده کنید . به بچه ها کمک کنید تا از تصمیم گیری خویش آگاهی پیدا کنند . زمینه و شرایط خودآگاهی جسمانی و هیجانی را در نوجوانان ایجاد کنید . به احتیاجات و خواسته های نوجوانان در حد معمول و منطقی پاسخ دهید تا احساس ارزشمندی کنند . از بچه ها قدردانی و تشکر کنید . تصاویر سازنده و مثبت را در ذهن نوجوان ثبت کنید . نوجوان را با خودش از نظر رفتاری و آموزش مقایسه کنید ( رقابت مثبت ) . لیستی از توانایی های بچه ها تهیه کنید . والدین و معلمان نیز باید با اعتماد به نفس رفتار کنند . والدین در حضور نوجوان یکدیگر را سرزنش نکنند و خود را تحقیر نسازند . بچه هارا مجبور به اطاعت از اوامر و سلائق خود نکنید . او را تنبیه نکنید و شیوه دمکراتیک را پیشه سازید . به حرف های نوجوانان به دقت گوش کنید تا احساس کنند در خانه برای آن ها ارزش قائل هستید . از بچه ها بخواهید طرح هایی در موضوعات مختلف آماده کنند ، زیرا سبب پرورش خلاقیت در آن ها می گردد . به نوجوانان خود در قبال برخی از کارها در منزل پول نقد بدهید . در شکست های درسی او را یاری دهید و روحیه او را به خاطر نمرات کم خراب نکنید . در سنین بالاتر مسؤلیت بخشی از خرید منزل را به بچه ها واگذار کنید . در سنین بالاتر برخی از مشکلات زندگی از قبیل پول ، آب ، برق ، اجاره مسکن را با او در میان بگذارید . روحیه صحبت کردن در جمع را در بچه ها تقویت کنید، ( رادمنش و همکاران ، 1390 ) .

عوامل مهم تعیین کننده اجتماعی – فرهنگی به طرق مختلف روی فرد اثر می گذارد ، اموری مانند مشاغل سنگین ، موقعیت های دردناک ، از دست دادن شغل ، زندگی در محیط بیش از حد شلوغ ، مواجهه با تغییرات زندگی خانوادگی و پیوندهای زناشویی ، تعصبات و مورد تعقیب قرار گرفتن باعث انواع واکنش های هیجانی شدید در فرد می شود و بر دستگاه شبکه ای و ترشح غدد تاثیر می گذارد . اموری مانند افزایش جمعیت ، مهاجرت ، فقر ، اختلافات خانوادگی و نقصان در کیفیت تعاملات اجتماعی ، مقاومت فرد را در مقابل بیماری کاهش می دهد ( عیسی مراد ، 1389 ) .

تغییرات محیطی تاثیر عمیقی روی تعادل هورمونی بدن دارد و گروهی از عوامل اقتصادی – اجتماعی و اجتماعی – فرهنگی نقش تعیین کننده در غلت شناسی اختلالات روان تنی دارند . فشار روانی و روحی و اضطراب مقدار کم آن برای ما مفید است حتی یادگیری را مؤثرتر و حافظه را قوی تر و عملکرد ما را بهتر می کند . در عوض فشار روحی زیاد و طولانی موجب نابسامانی شخصیتی ، ایجاد اضطراب مزمن و منجر به افسردگی و رد نهایت بیماری های روان تنی مانند زخماثنی عشر ، فشارخون و غیره می شود . فشار روانی یا استرس حاصل از هیجان اغلب به عنوان یک عامل مزاحم برای سلامتی انسان به حساب می آید . آن چه که در زندگی انسان باعث فشار روانی می شود در حقیقت بیشتر طرز برخورد انسان ها با حوادث زندگی است نه خود حوادث . کسانی که به زندگی خود معنا و مفهوم می دهند و ماندگاری وبقای خود را در گرو این معنا و تلاش می دانند ، کمتر از دیگران بیمار می شوند ( عیسی مراد ، 1389 ) .

عکس مرتبط با اقتصاد

افراد رویدادهایی را که در زندگی تجربه می کنند متفاوتند و نیز از نظر آسیب پذیری در برابر رویدادها نیز متفاوتند . آسیب پذیری هر کس در برابر فشار روانی بستگی به مهارت های مقابله و حمایت های اجتماعی دارد . آسیب پذیری احتمال پاسخ غیرانطباقی به فشار روانی را افزایش می دهد مثلاً کودکان محبت ندیده آسیب پذیرتر از محبت دیده ها هستند و اختلالات رفتاری در آنان بیشتر بروز می کند . مهارت های مقابله طرق منحصر به فرد در برخورد با موقعیت ها هستند . مقابله کننده ها افرادی نیستند که فقط بدانند کارها را چگونه انجام دهند بلکه روش نزدیک شدن به موقعیت ها را می شناسند که برای مواجهه با آن ها پاسخ حاضری در دست ندارند . ویژگی های افراد در موقعیت های زندگی ( انتظارات ، ترس ها ، مهارت ها ، امیدها ) بر میزان فشار روانی که احساس می کنند و بر میزان مقابله  اثر دارد ( ساراسون ، 1377 ) .

در زندگی افراد دوره های انتقالی وجود دارند که باعث فشار روانی آن ها می شوند :

1-تولد و حصول هماهنگی بین مادر و نوزاد . 2-قدم های آغازین به سوی استقلال و انتقال به مکان خارج از مدرسه و مرکز نگهداری روزانه . 3-بلوغ و تغییرات زیستی ، روانی و اجتماعی . 4-انتقالات بزرگ تحصیلی از قبیل رفتن به دانشگاه . 5-ورود به دنیای کار . 6-ازدواج . 7 تربیت و پرورش فرزندان . 8-جابه جا شدن به محل جدید . 9 نقاط عطف زندگی فرزندان . 10 بازنشستگی ( ساراسون ، 1377 ) .

والدین و نوجوانان در ارتباط خود ، از یکدیگر انتظاراتی دارند که تحت تاثیر باورها و اعتقادات خانواده ها می باشند . تغییر در توانایی های شناختی و زیستی نوجوان در نحوه ی نگرش وی نسبت به قوانین و نظم موجود در خانواده تاثیر می گذارد و به انتظارهای جدیدی در وی منجر می شود ( حجازی و سیف ، 1379 ) . فیلیپس[1] ( 1987 ) نشان می دهد والدینی که دارای باور و اعتقاد ضعیف تری در مورد توانایی و شایستگی علمی کودکان نسبت به سایر والدین می باشند انتظارات کمتری نسبت به عملکرد کودکان دارند . همچنین ارزیابی کودکان از توانایی خود ، تحت تاثیر این که چگونه آنان ارزیابی را تصور می کنند قرار می گیرد . شیفر[2] و ادگرتون[3] ( 1985 ) نیز دریافتند والدینی که دارای روش های فرزندپروری مترقی می باشند انتظار دارند کودکانشان فعال و مستقل باشند و نمرات خوبی در آزمون هایی ( برای نمونه ، هوش ) به دست آورند . در بسیاری از موارد والدین و نوجوانان باورهای متناقضی در مورد هم دارند . برای مثال والدین معتقدند که بر خلاف نظر فرزندان نوجوانشان ، بیش از آن چه آنان فکر می کنند ، با آن ها تعامل دارند ( پالسون[4] و اسپوتا[5] ، 1996 ؛ به نقل از علیزاده ، 1380 ) . همچنین نوجوانان معمولاً والدین خود را سهل گیر یا خودکامه می دانند ، در حالیکه والدین خود را مقتدر و خون گرم به شمار می آورند ( اسماتانا[6] ، 1995؛ به نقل از علیزاده، 1380).

کالینز ( 1990 ) تغییرات حاصل در انتظارهای فرزند - والدین از یکدیگر را در دوره نوجوانی ، منبع مهم تضاد در خانواده قلمداد می کنند . از نظر وی کودکی که وارد مرحله نوجوانی می شود طالب آزادی های بیشتری در مقایسه با قبل است ، در حالی که ممکن است والدین این مرحله را نیز مانند مرحله قبل دانسته و تغییری در رفتار خود در این زمینه نشان ندهند . لارسن[7] ، لامپمن[8] ، پتراتیس[9] ( 1989 ) اظهار می دارند که در دوران نوجوانی حدود مسئولیت نوجوان بسیار مهم است . ممکن است نوجوان خواهان مشارکت بیشتر در فعالیت ها و تصمیم گیری های خانواده بوده و انتظار داشته باشد که نحوه روابط او با والدین تغییر کند . اگر والدین نسبت به این امر بی اعتنا باشند و انتظارهای نوجوان را نادیده انگارند ، موجبات افزایش تضاد در خانواده و نگرش منفی نسبت به والدین در نوجوان فراهم می شود . نتایج حاصل از پژوهش دکوی[10] ، نوم[11] و ماس[12] ( 1997 ) از یک سو نشان می دهد که تفاوت در انتظارهای فرزند – والدین در دوران نوجوانی بیشتر مربوط به استقلال رفتاری و روابط بین فردی است . والدین از فرزند نوجوان خود انتظار دارند که دوران نوجوانی را به آهستگی طی کند ، در حالی که نوجوان تمایل به تسریع آن دارد . از سوی دیگر ، یافته های این پژوهش نشان می دهد که انتظارهای والدین نسبت به نوجوان تحت تاثیر جنس فرزند قرار دارد . برخلاف انتظار والدین ، دختران خواهان ( مشارکت ) معاشرت با دوستان و حق تصمیم گیری مستقل برای امور خود می باشند و پسران خواهان استقلال رفتاری و خودمختاری بیشتر هستند . به اعتقاد اگوی و همکاران ( 1997 ) اگر والدین با تغییرات دوران نوجوانی آشنا باشند و نیازهای نوجوان را در نظر بگیرند ، خانواده کمتر دچار تضاد و عدم تعادل می شود . احدی و محسنی ( 1371 ) نیز در پژوهشی روی مشکل های جوانان 19 تا 25 ساله ایرانی نشان داده اند که نوجوانان مهم ترین مشکل خود را در کیفیت روابط با والدین عنوان کرده اند . بررسی نظرات جوانان مورد مطالعه نشان می دهد  که تفاوت در انتظارهای فرزند – والدین و عدم تطابق سامانه ارزشی میان آنان ، مهم ترین منبع تضاد می باشد . بنابراین با توجه به این یافته ها می توان گفت که درک انتظارهای جدید نوجوان از سوی والدین برای برقراری تعادل در خانواده ضروری است ( حجازی وسیف ، 1379 ) . شیوه های تربیتی والدین که متاثر از باورهای فرهنگی و تربیتی آنان می باشد از جمله عواملی است که در ایجاد و توسعه انتظارها در نوجوانان اثر دارد . ارزش های فرهنگی حاکم بر خانواده و وجود رابطه ی صمیمی والدین با نوجوان بر نحوه ی گذراندن اوقات فراغت وی و حضور او در خانه تاثیر دارد . هماهنگ با نتایج پژوهش وینتر و همکاران ( 1988 ) می توان گفت زمانی که والدین به فرزند خود احترام بگذارند و میان آنان رابطه خوبی برقرار باشد نوجوان برای حل مشکل های خود به والدین ، بیشتر از همسالان مراجعه می کند . ارتباط دوستانه والدین با همسالان نوجوان از یک سو و احترام به عقاید وی و دادن آزادی عمل به او از سوی دیگر ، در ایجاد جو اعتماد بین نوجوان و والدین مؤثر بوده است . این اعتماد را می توان در بیان وقایعی که برای نوجوان در خارج از منزل رخ می دهد نیز مشاهده کرد . بر اساس مطالعه ها ، تفاوت معنادار در رفتار والدین در مواقع عادی و در حالت عصبانیت وجود ندارد و این نکته بیان کننده ی ثبات رفتاری والدین است . از نظر بامریند ( 1991 ) وجود ثبات رفتاری در تعادل نهاد خانواده بسیار مؤثر است و مانع افزایش تضاد میان روابط ، در دوران نوجوانی می شود . همچنین می توان گفت که درک انتظارهای نوجوانان از سوی والدین که ناشی از تغییرات شناختی ، اجتماعی و زیستی در آنان است می تواند در برقراری یک رابطه صمیمی بین والدین و نوجوانان و ایجاد تعادل در نهاد خانواده مؤثر باشد (حجازی وسیف، 1379).

پژوهش هرناندز[13] – گازمن[14] و سانچز[15] - سوسا[16] روی گروه بزرگی از نوجوانان مکزیکی ، آشکار ساخت که شکست تحصیلی ، استفاده از مواد مخدر و نارضایتی های جسمانی در نوجوانان ، با نوع تعامل والدین – فرزند همبستگی منفی دارد . به طور کلی باید اظهار داشت  تعامل والدین – فرزند در دوره نوجوانی قطع نمی شود ، بلکه در برخی موارد قوی تر و مؤثرتر هم می شود . این تعامل را پس از دوره ی نوجوانی نیز می توان مشاهده کرد (حجازی وسیف، 1379).

همچنان که اولیاء از نوجوانان و جوانان انتظاراتی دارند که بیشتر این انتظارات در قسمت تربیتی و درسی خلاصه می شود ، متقابلاً نوجوانان نیز از والدین خود انتظاراتی دارند . درباره ی خواسته های نوجوانان از والدینشان پژوهشی با نمونه 170 نفر در دبیرستان های تهران با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است . درباره ی این سوال که از پدر و مادر خویش چه توقعاتی دارید ؟ پاسخ هایی متفاوت به شرح زیر ثبت گردیده است . 70 درصد ، انتظار داشتند که پدر ها و مادرها در برابر راهنمایی و نظارت بر کارها و رفت و آمدهایشان به آنان آزادی فکر و استقلال دهند تا در اموری که از هر جهت به آن ها مربوط می شود حق اظهارنظر ، انتخاب و اقدام داشته باشند . آن ها توقع داشتند که والدین آنان را درک کنند و به آن ها اعتماد نمایند و از اعمال محدودیت ها و فشارهای شدید خودداری نمایند . 13 درصد از تبعیض پدران و مادران بین فرزندانشان گله داشتند و از این که والدین نزد اشنا و بیگانه آن ها را سرزنش و بی حرمت می کنند و یا همواره ایشان را با سایر افراد خانواده و خویشان و دوستان مقایسه می نمایند بدون اینکه به نقاط مثبت آن ها توجه داشته باشند در رنج بودند . 12 درصد ، اظهار داشتند که از مشاجرات و گفتگوهای خصمانه بین والدین می ترسند و از بیم این که روزی خانواده هایشان از هم بپاشند همیشه نگران و آشفته هستند و به همین جهت آرزو دارند که هیچ پدر و مادری ، لااقل در حضور فرزندانشان با یکدیگر دعوا و نزاع نکنند و حرف های زشت ردوبدل نکنند . 5 درصد ، از وجود فاصله ی سنی زیاد بین خود و پدر و مادرشان ایراد گرفتند و معتقد بودند که هرچه فاصله سنی بین والدین و فرزندان بیشتر باشد ، داشتن درک درست از همدیگر مشکل تر و تفاهم و دوستی کمتر خواهد بود . بنابراین ، در خانواده ای که عرصه را بر فرزندان خود تنگ می کنند و از هر سخن و حرکتشان خرده می گیرند و در همه موارد نسبت به آن ها بی اعتمادی نشان می دهند و همواره می خواهند که تمام نقطه نظرها و دستورهایشان بدون توجیه عقلی و چون و چرا اجرا گردد ، باید منتظر عواقب ناخوشایند این طرز تفکر خود باشند . به هر حال ، جنین فرزندانی در آینده ، اگر هم به سلامت روانی آن ها آسیب جدی وارد نشود ، فاقد استقلال رای ، قدرت تصمیم گیری و شهامت اجرایی خواهند بود ( زینلی ، 1380 ) .

اولیای خانواده ها اغلب با روحیات کودکان و نوجوانان خود آشنا نیستند و آن ها را درک نمی کنند . چنانچه اولیا قادر باشند افکار و احساسات خود را با افکار و احساسات کودکان و نوجوانان خود همسو و انطباق دهند ، می توانند آن ها را درک کنند . چنین درکی باعث می شود تا آن ها با درایت در برخورد با نوجوان خود از پیش داوری های گوناگون نسبت به اعمال و رفتار آن ها جلوگیری کنند و برخوردی مناسب را طرح ریزی نمایند . هنگامی مسایل و رفتارهای دوره کودکی و نوجوانی رفاموش می شوند که انسان به دوره جوانی و بزرگسالی برسد ، در دوره بزرگسالی است که بزرگ ترها متوجه نیستند و فراموش می کنند که مخاطبشان کیستند ویا چه روحیه ای دارند ، لذا رفتارشان با فرزندان خود یکنواخت و همانند بزرگسالان است . در این برخوردهاست که امکان دارد به جای مقاومت ، درگیری ، انحراف و مخالفت به وجود آید ( رشید پور ، 1376 ) .

تحقیر ، سرزنش و مقایسه با دیگران توسط والدین ، باعث نگرانی های احتمالی فرزندان می شود که باید مورد توجه قرار گیرد و نسبت به رفع آن ها اقدام لازم به عمل آید ، همچنین والدین باید سطح توقع خود را از فرزندانشان با میزان استعداد و توان آن ها در نظر بگیرند . والدین باید استعداد و توان فرزند را مشخص کنند . نتیجه ی این کار برای والدین میزان ملاکی است تا بر مبنای آن کار فرزند خود را مورد ارزشیابی قرار دهند و در صورت تلاش مؤثر و موفق ، او را مورد تشویق قرار دهند ، همان طور که بزرگترها در کارشان مورد تشویق واقع می شوند و این تشویق در رضایت شغل آن ها مؤثر است ، تشویق فرزندان نیز در کسب علم و تلاش برای پیشرفت مؤثر است ( عصاره ، 1377 ) .

تعارضات خانوادگی همیشه وجود دارند ولی در هر خانواده موضوع فرق می کند . اصولاً والدین می خواهند از طریق وعده و وعید دادن ، تهدید کردن ، مقایسه کردن ، یا حتی از طریق صحبت ، نوجوان خود را کنترل کنند ، اما او تمایل به استقلال دارد و برخورد خوبی با این گونه کنترل ها ندارد . در سن نوجوانی ، با برخوردهای تحکم آمیز نمی توان با نوجوان روبرو شد زیرا او زیر بار این گونه دستورها نمی رود بلکه سعی می کند موضع دفاعی در مقابل این حرف ها از خود نشان دهد و در این هنگام است که دچار تعارض و کشمکش با والدین می شود و این احساس در او به وجود می آید که والدین را به چشم رقیب یا حتی دشمنانی برای خود احساس کند . از طرفی نحوه رفتار فرزندان با اولیای خود ممکن است به گونه های مختلف و متفاوت برای والدین معانی خاص داشته باشد و آن ها  این رفتارهای را از زوایای مختلف بنگرند . به هر حال ، در روابط خانوادگی که چند سویه است هر یک از اعضای خانواده در کشش و کنش روابط متقابل ، از یکدیگر تاثیرپذیرند لذا ، نتیجه اش تعامل بین افراد خانواده است ، ( رادمنش ، 1377 ؛ نقل از اکبری ، 1385 ) .

در این باره رهبران اسلام بهترین رهنمود را پرورش قوای جسمی و قوای معنوی فرزند به طور وسیع و کامل می دانند و بر آن تاکید دارند . رسول خدا ( ص ) فرموده اند : « اکرموا اولادکم ، و احسنوا آدابهم »[17] یعنی به شخصیت فرزندان خود توجه داشته باشید ، و آن ها را مورد احترام قرار دهید و دوستشان بدارید و به آن ها آداب زندگی را هم بیاموزید . زیرا اولین کلاس تربیت و شکل گیری فرزند همان محیط خانه است ، و اولین درس را فرزند از پدر و مادر می آموزد و آن ها را اولین سرمشق و نمونه ی کمال برای خود انتخاب می کند . تجربه های جدید هم ثابت کرده است که بسیاری از خصوصیات از راه ارث « انتقال ژن ها » به افراد می رسد . از جمله این خصوصیات می توان به خصوصیات اخلاقی و عقلانی و نیز بحران های عصبی که از صفات موروثی پدران و مادران به شمار می آید را نام برد . همچنین تقلید و القا بدون آگاهی و توجه پدران و مادران به کودک می تواند عامل دیگر انتقال باشد . کودک به طور طبیعی در صحبت کردن ، راه رفتی و اعمال دیگر روزانه از کسی پیروی می کند که بزرگتر از اوست و به طور طبیعی تحت تاثیر آداب و رفتار و روش زندگی بزرگترها قرار می گیرد زیرا : « قلب الحدث کالارض الخالیه فیها من شی قبلته »[18] یعنی قلب جوان همچون زمین خالی است ، هر بذری در آن پاشیده شود ، آن را می پذیرد . نیروی اراده یا ضعف اراده نیز از بزرگترها به فرزندان انتقال می یابد و این خصلت ها چنان در درونشان جای می گیرد که تغییر آن ها بسیار دشوار است ( اکبری ، 1385 ) .

[1]-Phillips

[2]-Shiffer

[3]-Adgerton

[4]-Paulson

[5]-Sputa

[6]-Smetana

[7]-Larson

[8]-Lampman

[9]-Petriatis

[10]-Dekovie

[11]-Noom

[12]-Moas

[13]-Hernandez

[14]-Guzman

[15]-Sanchez

[16]-Sosa

- بحارالانوار ، 104/95/44.[17]

-نهج البلاغه ، نامه 31 فراز 22 .[18]

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 218
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تجربه هایی برای فردای بهتر

 فروش محصولات فریلنسینگ
 علل استفراغ گربه
 حفظ عشق زناشویی
 آموزش Gemini پیشرفته
 سردی احساسات در روابط طولانی
 استفاده حرفه‌ای از Copilot
 راهکارهای جذب دختر
 آموزش قیف فروش
 تشخیص بیماری کلیه سگ
 بهبود دوره‌های آموزشی آنلاین
 تغذیه طوطی با پلت
 فروش منابع روانشناسی
 معرفی سگ شارپی
 درآمد از همکاری در فروش
 بازاریابی نامحسوس
 عشق در سنین مختلف
 سگ مالینویز وفادار
 آموزش ChatGPT هوش مصنوعی
 طوطی ماکائو پرنده درخشان
 عشق یکطرفه و سلامت روان
 درآمدزایی از یوتوب
 تعادل در رابطه عاشقانه
 فروش راهنمای سفر آنلاین
 روانشناسی اعتماد در عشق
 نوشتن کتاب درآمدزا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پایان نامه پلیس محلی وپیشگیری از جرم از بعد وضعی و اجتماعی
  • سنجش [1]کیفیت زندگی
  • پایان نامه مقایسه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سبک های دلبستگی
  • پایان نامه حفظ مشتری با رویکرد بازاریابی رابطه‌مند با توجه به عوامل وفاداری مشتری و رضایت …
  • پایان نامه بررسی ارتباط میان آمیخته بازاریابی خدمات و ابعاد هویت برند در مشتریان بانک صادرات یزد
  • پایان نامه بررسی نقش تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک دراهداف سازمان ها
  • مداخلات درماني و تكنيك در نظريه فرانكل
  • روی آورد عدم تعهد
  • مبانی نظری
  • پایان نامه تعیین اولویت و رتبه بندی ترجیحات مشتریان در انتخاب بانک‌های خصوصی و نیمه خصوصی …

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان