تجربه هایی برای فردای بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تئوری کمبود مهارت اجتماعی
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

کاپلان[1] (1998) تئوری توضیحی که مهارت اجتماعی ناکارآمد را طلب می­ کند ابداع کرد. فرض اولیه اش این بود که افراد افسرده و تنها دیدگاه منفی نسبت به صلاحیت اجتماعی خود دارند. دومین فرضیه­اش این است که چند ویژگی ارتباطی که به واسطه کامپیوتر ایجاد می­ شود، وجود دارد که به اشخاصی که خود را در شایستگی، پایین اجتماعی می­بینند نسبت داده می­ شود. فعل و انفعالات رابطه­های که بواسطه کامپیوتر بوجود می­آید به افراد انعطاف بیشتری درخود پندار نسبت به ارتباطات رودرو دارند در آنها اطلاعاتی که احساس کنند که منفی یا مضر است. را ویرایش یا حذف می­ کنند. همچنین بیشتری برای ساخت مبالغه یا تشدید جنبه­ های مثبت خود یک فرد وجود دارد. بنابراین برای بعضی افراد اینترنت محیطی فراهم می کند که آنها می­توانند تمرین­هایی برای کنترل بر روی برداشتهایی دیگران از آنها دارند داشتند باشند. توضیح دادن فعل و انفعالات اجتماعی آنلاین ممکن است ریشه در اعتقاد مشخص باشد در این که روابط که بواسطه کامپیوتر ایجاد می­شوند آسان­تر داشته باشد (یعنی نیاز کمتری به مهارتهای بین فردی دارد) خطری کمتری دارد (بعنوان مثال گمنامی بیشتر، احساس فزاینده­ای ازخودآگاهی عمومی) و هیجان بیشتری نسبت به ارتباطات رودررو دارند. همانطور که مارتین و شوماخر (2000) تأیید کردن،″اینترنت از لحاظ اجتماعی می ­تواند رهاساز باشد یعنی فرد را از لحاظ اجتماعی آزاد می کند″.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-1-10-7-نظریه عصب شناختی

نظریه­ های شناختی بر انتقال دهنده­های عصبی مختل شده بویژه انتقال دهنده دوپامین برای درمان اعتیاد اینترنتی، استفاده می­شوند. تا اندازه­ای بخاطر شباهت­های بین اعتیاد اینترنتی و وسواس فکری ـ عملی، فرض براین است که در اعتیاد انتقال دهنده عصبی″دوپامین نقش داردکه ادعا شده در اعتیادهای رفتاری مانند قمار مرضی، اعتیاد اینترنتی تأثیرگذار است. بطور متداول هیچ شاهد مستقیمی درحمایت نقش این سیستم انتقال دهنده سبب شناسی اعتیاد اینترنتی وجود ندارد. و بیشترین مورد ابتلاﺀ به اعتیاد اینترنتی در مراجعان نوجوان است. که آنها در خطر فزاینده برای این اعتیاد و اعتیادهای دیگر قرار دارند آنها فرض کردند که نابالغی سیستم منوآمین نرژیک قشر زیر قشری پیشانی در طی تکانشی بودن نوجوانی است (پلانتا[2] و همکاران، 2006).

دانلود پایان نامه

2-1-10-8- مکانیسم های فرهنگی

فرض براین که مکانیسم­های فرهنگی حقیقتی را مشخص می­ کند که اعتیاد اینترنتی در جایی اتفاق می افتد که کاربرد کامپیوتر در دسترس باشد. گزارش حاکی از آن است که این اختلال در کشورهای مثل امریکا، فنلاند، مجارستان، چین وجود دارد احتمال کمتری وجود دارد، که اعتیاد اینترنتی در کشورهای کمتر توسعه یافته جایی که دسترسی به کامپیوتر و اینترنت محدود است وجود داشته باشد بجز افرادی که در چرخه آموزشی، شغلی یا دولتی قراردارند یا در میان نخبگان. همانطورکه رایانه ها بخش چشمگیر زندگی روزانه ما می شوند در موارد اعتیاد اینترنتی مدل ترمیمی که برای پرهیز از مشروبات الکلی بکار می­رود  کارآمد نیست. بنابراین متخصصان بالینی توافق کردند که درکل استفاده کنترل شده از اینترنت مناسب­ترین روش برای درمان اعتیاد اینترنتی است. تمرکز اولیه بررسی درمان برای هر دو رفتار رایانه­ای و غیر رایانه­ای درمان رفتاری است. رفتار رایانه­ای کاربرد برخط واقعی را با هدف اولیه پرهیز از کاربردهای مشکل زا بررسی می کند در حالی­که استفاده کنترل شده از اینترنت برای اهداف قانونی است برای مثال یک وکیل معتاد به دیدن عکس­های جنسی اینترنتی نیاز به یادگیری برای خودداری از دیدن وب سایت­های افراد بالغ دارد، در حالی­که هنوز توانایی دسترسی به اینترنت برای هدایت تحقیق قانونی و فرستادن ایمیل به مراجعان را دارد. رفتار غیر رایانه­ای به کمک به مراجعان برای گسترش تغییرات مثبت شیوه زندگی برای زندگی بدون اینترنت تمرکز دارد. فعالیت­های زندگی که با رایانه انجام نمی­شوند ممکن است شامل عملکرد ارتباطی، اجتماعی و شغلی شده و با آن ارزیابی شوند. یانگ استفاده کردن از ثبت روزانه اینترنت را برای ارزیابی رفتار رایانه­ای حد پایه برای درمان کلینکی پیشنهاد کرد. وقتی که حد پایه مشخص شد درمان رفتاری برای یادگیری مجدد اینکه چگونه از اینترنت برای دستیابی به بازده خاص استفاده شود مثل کاربرد برخط تعدیل شده و خصوصاً پرهیز از کاربردهای برخط مشکل­زا و استفاده کنترل شده برای اهداف قانونی مورد استفاده قرار داد. مدیریت رفتار برای هر دو کاربر رایانه و رفتار غیر رایانه­ای انطباقی بر روی رفتار کنونی تمرکز دارد (یانگ، 2007).

2-1-11-اقدام های درمانی

2-1-11-1- دارو درمانی :

هادلی و همکاران (2006 ) نتایجی را از یک مطالعه 19 آزمودنی که به وسواس فکری ـ عملی کامپیوتر مبتلا بودند گزارش کردند. آنها به دنبال توقف 9 هفته­ای دارو نما به مدت 10 هفته، داروی سیتالوپرام دریافت کردند. در اولین مرحله (مرحله دارونما) آزمودنی‌ها بهبود چشمگیری در ساعاتی که به فعالیت کامپیوتری غیر اصولی می­پرداختن تجربه کردند و این بهبودها در سرتاسر مرحله دوم هم ادامه داشت (مرحله دارو). اگر چه تفاوتهای چشمگیری بین گروهای مصرف داروی سیتالوپرام و داروپلاسبو وجود نداشت این نتایج نشان داد بهبودی که آزمودنیها تجربه کردند می ­تواند نتیجه تأثیر دارونما باشد.

ساتر و همکاران به نقل یانگ (1999)در یک مورد جداگانه گزارش کردند که داروی سیتالوپرام اصرار آزمودنیها را برای قمار بازی اینترنتی کاهش می دهد.

شاپیرا[4] و همکاران (2000) از نتایج داده ­های مرتبط به گذشته از مدیریت داروی که روی 15 نفر از افرادی که استفاده مشکل زا از اینترنت داشتند را گزارش کردند. 5 نفر از 14 (36%) نفرآزمایش­های درمان انفرادی ضد افسردگی دریافت و به نتایج مطلوبی دست یافتند که با عنوان کاهش معتادل و مشخص در استفاده از اینترنت، تعریف شد. از بین 9 نفری که آزمایش­های (مثل فلوکستین، پارادوکسین، سرترالین) دریافت کرده بودند فقط در دو نفر نتایج رضایت­بخشی مشاهد شد و همچنین از بین 24 نفر مورد آزمایش که یک داروی تعدیل کننده رفتار دریافت کرده بودند فقط در 14 نفر از آنها نتایج مثبتی مشاهده شد این پاسخهای مطلوب وقتی در آزمایشها به طور همزمان از محرک­ها یا داروهای ضد افسردگی استفاده شد به 75/0 افزایش یافت.

تصویر مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression

[1] - Caplan

[2] - Pallanti et al

[3] - Drug therapy

[4] - Shapira et al

نظر دهید »
غرق شدن
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در فرهنگ آكسفورد غرق شدن به اين معاني آمده است: “فرو رفتن در آب، ساير مايعات يا چيزهاي ديگر و جذب شدن در برخي شرايط، اعمال، علاقه ها و از اين قبيل". غرق شدن، احساس عميقا درگير شدن و چيزي را واقعي باور كردن است ( همان منبع).

تجربه حضور يا احساس آنجا بودن در محيطي غير از محيط فيزيكي معمول، تجربه­اي ذهني است كه  در بسياري از سيستمهاي رسانه­اي تعاملي و غير تعاملي مورد استفاده قرار گرفته است. از جمله محيطهاي مجازي، تله رباتيك، سينما، ويدئو كنفرانس و تلويزيون. گرچه محيطهاي رسانه­اي جاري بندرت فرد را كاملاً از واقعيت فيزيكي اطراف خود جدا مي­كنند، كاربران غالبا گزارش مي­كنند كه چنان غرق در اين گونه محيطهاي واسطه­اي شده ­اند كه گويي واقعا آنجا بوده ­اند، بويژه در محيطها و رسانه­هاي غرق كننده و تعاملي، كاربران به گونه­اي پاسخ مي­دهند كه شبيه پاسخهاي آنها در محيط واقعي است (ايجسلستيجن و همكاران، 2001).

غرق شدن در محيط مجازي، يك حالت روان شناختي است كه در آن فرد خود را محصور، احاطه شده و در حال تعامل (واقعي يا خيالي) با يك محيط مجازي احساس مي­كند. اين تعريف غرق شدگي نبايد با تعريفي كه غالباً از غرق شدگي كه به عنوان يك شاخص عيني تلقي شده است اشتباه شود (شومي و همكاران، 2001). ارمي و مايرا (2005) جذب شدن و غرق شدن را يكديگر متمايز كرده اند. منظور از جذب شدن، جهت گيري توجه به سوي تجربه است، وقتي كسي در تجربه اي جذب مي شود در واقع با آن درگير شده است؛ در حالي كه در غرق شدن فرد جزيي از ماجرا و تجربه واقعي يا مجازي مي شود.

2-1-15-1- عوامل مؤثر بر غرق شدن

بررسي شرايط و عوامل غرق شدن، به فراهم كردن سيستمهاي واقعيت مجازي كمك مي­كند. واقعيت عيني، واقعيت مجازي و خواب ديدن حاصل تحريكهاي حسي بيروني و نمودهاي ادراكي دروني آنها در تعامل با شناختهاي پيشين فرد است.

پسوتكا (1996، پناهی شهری، 1388) به دو دسته از عواملي كه در تعيين غرق شدگي نقش دارند اشاره كرده است: حساسيت به غرق شدن و كيفيت غرق شدن. منظور از حساسيت نسبت به غرق شدن، عوامل انساني مبتني بر شناخت هستند مانند خيالپردازي، وضوح در تصوير سازي[1]، تمركز، توجه و خود مهار[2]؛ در حالي كه منظور از كيفيت غرق شدن اساساً عوامل مرتبط با فناوري هستند، مانند امكانات فناوري براي ايحاد محيط مجازي و عوامل حواس پرت كننده در محيط واقعي. بنابراين، غرق شدن در محيط مجازي حاصل عوامل دروني (ويژگيهاي شخصيتي كاربر) و عوامل بيروني (ويژگيهاي مرتبط با فناوري) است و عبارتند از (شومي و همكاران، 2001)ميزان غناي حسي محيط مجازي (تنوع در تحريك هر يك از حواس و استفاده از حواس مختلف).

محتواي احساسي و عاطفي محيط مجازي آگاهي فرد از واسطه هايي كه محيط مجازي را بوجود آورده اند، مانند نمايشگر يا ويدئو پروژكتور. با افزايش اين آگاهي، توجه فرد از محيط مجازي به محيط واقعي معطوف مي شود.

توانايي فرد براي كشف و جستجوي فعال در محيط مجازي و پيش بيني پذيري آنچه كه در محيط مجازي اتفاق مي افتد.

شناخت حاصل تعامل بين تحريكهاي حسي بيروني و الگوها و انتظارات دروني است. اطلاعات حاصل از حواس جسمي كه از محيط واقعي نشأت گرفته­اند، از صافي فرايندهاي دروني فرد مي­گذرند و محيط ذهني شكل مي گيرد. شرايط بيروني و دروني موجب مي شوند فرد در موقعيتي غرق شود و حضور شكل گيرد. در اين ميان حواس نقش مهمي دارند و مبناي مفهوم غرق شدن هستند، مثلاً كيفيت بهتر تصويري (مثلاً صفحه بزرگتر) و كيفيت بهتر صدا موجب افزايش غرق شدگي مي­شود. در برخي محيطهاي مجازي، تصاوير، صداها و ساير تحريكهاي حسي چنان اثري بر ادراك فرد مي­گذارد كه گويي همه حواس درگير شده ­اند و خط بين دنياي واقعي و تصوري ناپيداست. وقتي جلو بازيكني در يك محيط مجازي صفحه بزرگي قرار دارد و صداي واضحي به گوش مي رسد، اين صحنه و صداها بر اطلاعات پيراموني ديگر چيره مي شوند و بازيكن در دنيايي كه بازي ايجاد مي كند غرق مي شود البته گاهي نيز كوچك يا بزرگ بودن صفحه نمايش تاثيري روي احساس حضور نداشته است (لارني و همكاران، 2005 ، پناهی شهری، 1388).

حس بينايي معمولاً محرك اصلي در بسياري از كاربردهاي محيطهاي مجازي است، اما براي بوجود آوردن غرق شدگي لازم، كافي نيست. افزودن ساير حواس، مانند شنوايي و لامسه، شدت غرق شدن را افزايش مي دهد. براي بررسي تأثير هر يك از اين حواس بر غرق شدن، مي­توان افراد سالم را با افرادي كه به دليل ناتوانيها يا محدوديتهاي حسي، از برخي محركهاي واقعي و مجازي محروم هستند مقايسه كرد. محيطهاي مجازي­اي كه از تركيب تحريكات بينايي و شنوايي استفاده مي­كنند متداولترين نوع محيطهاي مجازي هستند. با احاطه فرد در ميان اين تحريكها، غرق شدن و در نتيحه احساس حضور در محيط شكل مي­گيرد.

به نظر ويتمر و سينگر (1998، پناهی شهری، 1388) براي اين كه فرد در محيط مجازي غرق شود بايد از محيط فيزيكي پيرامون خود جدا شود و احساس كند كه تحريكهاي حسي محيط مجازي او را احاطه و در بر گرفته­اند و اگر محيط مجازي از نوع تعاملي باشد، تعامل با مهار محيط آن­گونه كه در محيط واقعي انجام مي­شود امكان پذير باشد. يك محيط مجازي غرق كننده، به گونه­اي موثر كاربر را از محيط فيزيكي خود جدا مي­كند و او را از محركهاي حسي كه در آن محيط وجود دارد محروم مي­كند و احساس غرق شدن در محيط مجازي را در كاربر افزايش مي دهد. اگر كاربر احساس كند در خارج از محيط شبيه سازي شده قرار دارد و از بيرون به آن مي نگرد، مثلا وقتي كاربر احساس كند اين محيط را صرفا در يك نمايشگر روميزي مي بيند، احساس غرق شدن كاهش مي يابد، حتي اگر با محركهاي ارائه شده در آن محيط بخوبي درگير شده باشد. بنابراين، جدا شدن از محيط فيزيكي اطراف، خود را به محيط مجازي سپردن، تعامل و مهار طبيعي، از جمله عوامل موثر بر غرق شدن در يك محيط مجازي است. هرچه انسداد ادراكي دنياي واقعي بيشتر باشد درگير شدن با محيط مجازي بيشتر مي شود .

تمايل به غرق شدن در رسانه­هاي مختلف متفاوت است و به گونه­اي پيچيده با ويژگيهاي رسانه تعامل دارد. در رسانه­هايي كه كمتر غرق كننده هستند، احساس حضور بيشتر بستگي به تعليق فعال ناباوري دارد و بنابراين نقش تمايل به غرق شدن (عوامل دروني) بيشتر از وقتي است كه از رسانه­هاي پيچيده­تر و غرق كننده­تر استفاده مي­شود. تأثير نوع رسانه بر غرق شدن يا احساس حضور، به نوع تكليف و روش آزمايشي هم بستگي دارد؛ مثلا سهم ويژگيهاي مرتبط با كاربر وقتي بيشتر است كه ارزيابي ذهني از احساس حضور صورت مي گيرد ( همان منبع ) .

محيطهاي رسانه­اي پيچيده در حال گسترش هستند و مهم است بدانيم اين سيستمها با چه نوع كاربراني بهتر عمل مي­كنند. از نظر اقتصادي نيز منطقي است بررسي شود چه كساني از درمان در محيطهاي مجازي بيشتر بهره­مند مي­شوند. در آن دسته از محيطهاي رسانه­اي كه به اندازه كافي غرق كننده­اند، نقش عوامل مرتبط با كاربر بر احساس حضور كاهش مي­يابد رسانه ­ها و محيطهاي كمتر غرق كننده بيشتر به منظور آموزش و محيطهاي بيشتر غرق كننده بيشتر به منظور مهارت آموزي به كار مي آيند (همان منبع).

عکس مرتبط با اقتصاد

2-1-15-2-   انواع غرق شدن

غرق شدن مبتني بر چالش[3]: بسياري از والدين به اين دليل از بازيهاي رايانه­اي شكايت مي­كنند كه فرزندان آنان آنقدر هنگام بازي در آن غرق مي شوند كه از ساير فعاليتها باز مي­مانند. به نظر كودكان مهمترين تفاوت بين داستان يا فيلم با بازي آن است كه بازي يك موقعيت تعاملي است. بازي فرصتي براي تصميم گرفتن، عمل كردن و مشاهده اثر اين تصميم و عمل در محيط بازي است. از نظر برخي از آنان اين مهمترين جنبه غرق شدن در بازي است. اين نوع غرق شدن كه در بازي اهميت زيادي دارد و مبتني بر تعامل است، غرق شدن مبتني بر چالش است، اين غرق شدن وقتي به حداكثر خود مي­رسد كه فرد تعادلي رضايت بخش بين مقتضيات بازي و تواناييهاي خود احساس كند. اين چالشها ممكن است در حيطه مهارتهاي حركتي يا ذهني (مانند تفكر راهبردي يا حل منطقي مسايل) باشد، اما غالباً هر دو حيطه در بازيها مهم هستند.

غرق شدن تصوري[4]: بعدي از تجربه بازي كه در آن فرد جذب داستان مي­شود يا با يك شخصيت داستان همانند سازي مي كند، غرق شدن تصوري است. در اين صورت بازيكن خيال خود را به كار
مي گيرد و با شخصيتهاي داستان همانند مي شود و با آنان همحسي مي كند.

غرق شدن حسي: در برخي از محيطهاي مجازي، فقط يك حس فرد به كار گرفته مي­شود، مانند اغلب محافظهاي صفحه نمايش. در برخي محيطهاي مجازي از چند حس فرد استفاده مي­شود، مانند اغلب شبيه سازيهاي آموزشي. اين نوع محيطها تجربه غرق شدن حسي بيشتري ايجاد مي كنند.

تجربه غرق شدن تصوري، بر خلاف غرق شدن حسي، حاصل جذب شدن در يك ماجراي جالب است. فيلم از اين دو نوع غرق شدن بهره مي گيرد اما غرق شدن مبتني بر چالش در بازيهاي رايانه اي نقش محوري دارد، زيرا بازي مستلزم مشاركت فعال است و بازيكن همواره با چالشهاي مختلف روبرو مي شود. از آنجا که اغلب بازیهای رایانه ای امروز هم از نظر دیداری-شنیداری و هم از نظر روایتگری[5] غنی هستند، این سه نوع غرق شدن همپوشیهاي زیادی یافته اند (پناهی شهری، 1388).

2-1-15-3-حالتهاي غرق شدن

اسميت[6] و همكاران (1998) به انواع متفاوتي از حالتهاي غرق شدن اشاره كرده­اند. متداولترين حالت غرق شدن كه هر روز با آن مواجه هستيم، چيزي است كه آن را واقعيت مي ناميم. اصطلاح واقعيت معاني فلسفي زيادي دارد اما در اينجا آن را به عنوان يك اصطلاح پايه­اي و معيار در نظر مي­گيريم تا غرق شدن را با آن مقايسه كنيم. شكل1-2 غرق شدن در واقعيت را نشان مي­دهد، يعني مشاهده از طريق تحريك حسي و عبور اين تحريكات از صافي ذهن و تبديل شدن آن به يك ادراك يا شناخت. در اين شكل فرد از نظر جسمي و ذهني در واقعيت غرق شده است. در اين صورت، تصوير و تصوري كه در ذهن فرد است با آنچه در بيرون ذهن و عالم واقع است يكسان است.

شكل 2-1  غرق شدن در واقعيت

 

دو نوع ديگر غرق شدن در واقعيت در شكل 2-2 ديده مي شود. اين شكل غرق شدن به هنگام خواب ديدن و خيالبافي را نشان مي دهد. هنگام خواب ديدن، تحريكات ذهني بدون تاثير تحريكات بيروني (يا با حداقل تحريك بيروني) دنيايي را خلق مي كنند. در خيالبافي گرچه تحريكات بيروني وجود دارند، اما اين تحريكها موجب ادراكها و شناختهاي معمول نمي شوند و فرد در دنياي ديگري شبيه خواب ديده ها غرق مي شود. وقتي فرد در حال خيالپردازي است، محيط اطرافش با محيط ذهني اش يكسان نيست. برخي از مردم حتي وقتي در تماس مستقيم با واقعيت هستند، خيالپردازي مي كنند. مثل كسي كه در صف منتظر است و كاملا از آنچه در اطرافش مي گذرد آگاه است، اما به اتفاقات گذشته و آرزوهاي آينده فكر مي كند. يك عامل مهم در تعيين سطح غرق شدن در خيالپردازي، سطح درگير شدن آزمودني با موقعيت جاري خويش است. هرچه آزمودني با واقعيت كمتر درگير شده باشد، در خيالهاي خود بيشتر غرق مي شود. البته هنگام خيالپردازي معمولا تحريكات محيط به اندازه كافي هستند و هشياري مغزي آن قدر بالاست كه فرد قادر است واقعيت را نيز در نظر داشته باشد.

 

شكل 2- 2 غرق شدن به هنگام خواب ديدن (تصوير سمت راست) و خيالبافي (تصوير سمت چپ)

 

يك محيط مجازي ممكن است يكي را در خود غرق كند و ديگري را غرق نكند. شكل 2-3 يك محيط مجازي (مثلا يك فيلم بر پرده سينما يا برنامه­اي روي صفحه رايانه) را نشان مي­دهد، كسي كه در سمت راست قرار دارد، در محيط مجازي غرق شده است (مثلاً تماشاگر سينما يا كاربر رايانه ) اما در سمت چپ فرد در محيط مجازي غرق نشده است و صرفاً تصاويري روي پرده يا صفحه مي­بيند (مانند منتقد و كارگردان سينمايي كه براي تحليل فيلم آن را مشاهده مي كند يا برنامه نويسي كه كيفيت برنامه را بررسي مي كند.) شكل 2-3 همين موقعيت را در يك محيط مجازي مفهومي (مثلا يك داستان مكتوب) نشان مي دهد. در اينجا نيز خواننده معمولي در داستان غرق مي شود اما منتقد ادبي گويي از بالا به آن مي نگرد و در آن غرق نشده است.

 

شكل 2-3 دو نفر در يك محيط مجازي ادراكي (مثلا يك فيلم) كه يكي غرق شده (تصوير سمت راست)  و ديگري غرق نشده است (تصوير سمت چپ)

 

 

شكل2- 4 دو نفر در يك محيط مجازي مفهومي (در يك متن مكتوب، مثلا داستان) كه يكي غرق شده (تصوير سمت راست)  و ديگري غرق نشده است (تصوير سمت چپ)

[1] - vivid imagery

[2] - self-control

[3] - challenge-based immersion

[4] - imaginative immersion

[5] - narrative

[6] - Smith

نظر دهید »
آسيب اجتماعي
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

2-7-1) مفهوم مسائل(آسیب های) اجتماعي

آمريكاي قرن نوزدهم شاهد پديد آمدن نظامي شهري – صنعتي بود. مردم از كشتزارها به شهر ها مهاجرت كردند و مهاجرت از اروپا، هزاران تن به سكنه شهرها روي به رشد آمريكايي اضافه كرد. با تراكم شهرها، برخي شرايط مشكل زا نيز پيش از پيش به چشم مي خورد در اواخر جنگ هاي داخلي، اين انديشه بوجود آمد كه شرايط دردناك بي نظمي اجتماعي، ناكارامدي نهاد هاي اجتماعي و امثال آن قابل اصلاح است. با اين ديدگاه اصلاحي بود كه مسائل اجتماعي متولد شدند.

در آغاز كار، اين اصلاح طلبان طبقه متوسط بودند كه شرايط موجود در شهرها را مسائلي اجتماعي تلقي كردند. اين عده تحت تأثير ايدئولوژي علمي و سرشار از انسانگرايي دوران روشنگري،‌ احساس كردند مطالعات علمي كه توانسته اند پرسش­هاي جهان مادي را پاسخ گويند،‌ مسائل اجتماعي را نيز حل مي كنند. انجمن آمريكايي علوم اجتماعي در سال 1865، شكل گرفت. هدف عمده اين انجمن، اصطلاحات اجتماعي و هدف موردي آن، ‌بررسي علمي مسائل اجتماعي بود. البته به مرور انشعاباتي در اين انجمن روي داد. نخست چندين گروه از آن جدا شده وانجمن­هايي تخصصي مربوط به رشته هاي علمي دانشگاهي خود مثل اقتصاد و علوم سياسي تشكيل دادند. دوم اينكه در داخل خود انجمن  تمايزاتي بين نظريه از يك سو و كاربرد آن از سوي ديگر ظاهر گرديد و در نهايت هم انجمن منحل شد. البته ميراث انجمن كه تأسيس درس هاي بررسي مسائل اجتماعي در دانشگاه هاي آمريكايي و در رشته هاي مختلف علمي بود، باقي ماند و به مرور كه جامعه شناسي توسعه بيشتري يافت تكفل اين درس ها را به عهده گرفت.

عکس مرتبط با اقتصاد

جامعه شناسي آمريکايي آغازين که تاحدود زيادي محصول زمان خويش بود خود را به خوبي به اهداف علوم اجتماعي آمريکا وهمچنين با گرايش هاي اصلاح طلبان طبقه متوسط پيوند زد. جامعه شناسي آمريکايي آغازين بويژه با چهار اصل اعتقادي پرطرفدار اواخر قرن نوزدهم يعني قوانيين طبيعي، ترقي اصطلاحات اجتماعي و فردگرايي شناخته مي شد. بنابراين پدران بنيان گزار جامعه شناسي آمريكايي معتقد بودند قوانين طبيعي بر رفتار انسان حاكم است و كشف اين قوانين وظيفه جامعه شناسي است. بيشتر جامعه شناسان متقدم هم به ترقي اعتقاد داشتند. اين عده مي پنداشتند جوامع در دوران تكامل اجتماعي از وضعيتي ساده به پيچيده تحول پيدا كرده و مردم آزادتر و منتقي­تر و خوشبخت تر مي شوند. البته در همين زمان اين جامعه شناسان متقدم صنعتي شدن و شهر نشيني را به عنوان منابع اصلي برخي شرايط ناخوشايد مي ديدند و مايل بودند آن شرايط را بهبود ببخشند. بنابراين جامعه شناسان متقدم درصدد كشف قوانين رفتار انسان بودند تا به كمك آنها بتوانند بر اصطلاحات اجتماعي تأثير بگذارند. سر انجام اينكه جامعه شناسان متقدم دريافتي فردگرايانه از حيات اجتماعي داشتند. نظر آنها اين بود كه گرچه هر كس متعلق به گروه هاي مختلف هست ولي سرانجام، اين تمايلات انگيزه ها و خصوصيات شخصي است كه نوع رفتار فرد را معين مي كند(رابينگتن و واينبرگ،1389: 40-38).

بررسي درباره انحرافات و آسيب هاي اجتماعي عمري طولاني دارد. تاريخ مکتوب آن را، مي توان به زمان سقراط و افلاطون و حتي پيش از آنها نسبت داد. اما پايه گذاري علمي بررسي ها را به صورت امروزي مي توان به قرن 16 مربوط دانست و صورت جدي آن را از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم. در واقع از قرن 16 به بعد و با شروع رنسانس، تحقيقات علمي در جرم شناسي به واسطه ی رشته هاي علمي ديگر از جمله مردم شناسي جنايي(روانشناسي و روانپزشکي، زيست شناسي، جامعه شناسي و کيفر شناسي) بدون هماهنگي با هم آغاز شد و در نهايت به پايه گذاري علم جديد جرم شناسي منجر شد.

با شروع جنگ جهاني اول اين کنگره ها، تعطيل و مجدداً  با وقفه اي 20 ساله شروع و در سال 1934، اولين مجمع بين­المللي جرم شناسي توسط«دي توليو» تأسيس شد. اين بار اينگونه مجامع توانستند جاي خود رابه خوبي در جوامع باز نمايند. به طوري که حتي جنگ جهاني دوم هم نتوانست آنها را به تعطيلي بکشاند. بعد از جنگ، اين مجامع و کنگره ها در سراسر جهان از جمله آمريکا و آمريکاي لاتين تشکيل شد و از زمان تشکيل اين کنگره ها در سراسر جهان بحث هايي عميق و راهگشا در مورد عوامل جريان انجام پذيرفت(دانش،1368: 32). اين در حالي است که در بين مفسران اتفاق نظر گسترده اي بر اين مبنا وجود دارد که  اولين مکتب شناخته شده جرم شناسي، مکتب کلاسيک گراي قرن 18 بود که بيشتر به کار و حرفه نظريه حقوقي ايتاليا «سزار باکاريا[1]» مربوط مي شود(Morrison,1995: 41).

انديشمندان کلاسيک در واقع اعتراضي عليه نظام نامشخص قانون مطرح مي ساختند که در اروپاي قرن نوزدهم رايج بود. سزار باکاريا متولد 1738 از جمله اولين افرادي بود که چنين اعتراضي را مطرح کرد و اولين اثر او تحت عنوان «جنايات و مجازات» در سال 1804 به چاب رسيد. او بنيان گذار جرم شناسي مدرن بود و پس از او فکر برابري افراد در مقابل قانون و قضاوت بي طرفانه در نظام هاي حقوقي جهان مطرح شده است.

از جمله افرادي که همزمان با باکاريا زندگي مي کرد جرمي بنتام انگليسي متولد 1748 مي باشد. بنتام از نظر پيشنهاداتي که در زمينه ی اصلاح قوانين مطرح ساخته بسيار معروف است. باکاريا و بنتام دو تن از شخصيت هاي پيشگام در شرح و بسط  الگوي کلاسيک جرم شناسي به شمار مي آيند. اين دو نفر معتقدند:

«قانون شکني هنگامي رخ مي دهد که افرادي که با انتخابي ميان دو نوع گزينه از رفتارهاي نادرست و درست مواجه مي شوند، نادرست رفتار کردن را برمي گزينند. به نظر اين دو نفر، افراد هنگامي که باور داشته باشند منافع حاصل از بزه، بر لطمات ناشي از آن مي چربد، تصميم هايي معطوف به بزه مي گيرند»(سليمي،1380: 372).

نظريه هاي کلاسيک، نظريه هاي نظارت اجتماعي هستند و بر نقش دولت در عکس العمل به مجرمين تأکيد مي کنند و مبناي اجتماعي قانون را مورد توجه قرار مي دهند. نقطه ی اوج نظريه ی کلاسيک در قرن هفدهم ميلادي بوده است. با وجود اين، اصول اين تفکر همزمان با پيدايش تفکر اثباتي در دو حوزه ی علوم طبيعي و انساني بدست فراموشي سپرده شد و تا اواخر قرن بيستم، نشاني از اين نظريات در قلمرو تبيين کجروي يافت نگرديد. از اواسط دهه ی 1970 به بعد نيز مي توان شاهد مطرح شدن تدريجي تبيينهاي در باب کجروي و کنترل آن بود. تبيين هايي که از نو، بزهکاران را کنشگراني انديشه ورز معرفي مي کرد. از نظريه پردازان اين ديدگاه مي توان به «گري.س.بکر» اشاره کرد:

«وي معتقد بود که بزهکاران بالقوه بسته به نتايج تخمين هزينه ها و منافع، فعاليت هاي مشروع يا نامشروع را مرتکب مي شوند. همچنين معتقد است که تمايل مجرم به کسب منافع اقتصادي، علت تمايل او به ارتکاب رفتارهاي مجرمانه است. در عين حال بر وجود سه عنصر به عنوان عناصر تعيين کننده در تحقق بزه تأکيد مي کند:

 

نخست: وجود هدف مناسب

دوم: مهارت بزهکار

سوم: پيش آمدن فرصت»(Morrison,1995: 238).

در واقع مکتب کلاسيک نو تلاش کرد تا اصلاحاتي در نظريه کلاسيک ايجاد کند. از جمله اينکه تاريخ زندگي، شرايط اجتماعي، اقتصادي و رواني  که فرد در آن قرار مي گيرد مورد بررسي قرار گرفت از جمله نظريه پردازاني که در اين مورد نظر مي دهند مي توان از «روزي[2]»، «گرود[3]» و «جالي[4]» نام برد آها توجه خود را به شرايط محاکمه، محيط اجتنماعي گذشته مجرم معطوف داشته اند(ممتاز،1381: 67).

با اينکه مکتب کلاسيک نو همانند متفکران پيشين به اراده ی آزاد انسان معتقد بود اما نقش اصلي اين مکتب توجه به موارد استثنايي که در آن شرايط اراده آزاد نمي توانست ملاک مسؤوليت فرد در مقابل قانون باشد. بنابراين مکتب کلاسيک نو براي اولين بار راه را براي حضور شخصيت هايي  مانند روانپزشک و مددکار اجتماعي به دستگاه قضايي باز مي کند. پس از مطرح شدن نظريه ی کلاسيک نو در قوانين بيشتر کشورها تأثير اين مکتب ديده مي شود و براي نخستين بار مسأله کاهش رفتار خشن و نگرشي به اصلاح مجرمين و يا قرار دادن آنها  در سازمان اصلاحي مثل کانون هاي تربيت کودکان يا بيمارستان رواني مطرح مي گردد. ديدگاه کلاسيک براي حداقل صدسال راهنماي قانون و عدالت در اروپا بود، اما در طول قرن نوزدهم تغييراتي در انديشه ی رايج پديد آمد و آن گرايش به علم(ديدگاه اثبات گرايي) بود. در اين عصر گرايش به انديشه و خرد ناب کم کم مبدل به اتکا به مشاهده و تحليل پديده هاي طبيعي مي گرديد.

اثبات گرايان معتقدند که با بهره گرفتن از علم مي توان کجرفتاري را در جامعه خود ريشه کن ساخت؛ پديده اي که تاکنون به وقوع نپيوسته است. شايد اثبات گرايان بيش از حد به توانايي هاي علم اميد داشتند در حالي که ساختار اجتماعي و اشکالات اساسي آن را که از جمله علل مهم آن انحراف در جامعه است کمتر مورد توجه قرار دادند. پوزيتويسم(اثبات گرايي) رويکرد هاي زيست شناختي، جامعه شناختي، و روان شناختي را در بر مي گيرد.

چيزي که در ادامه لازم به گفتن است اين مي باشد که ديدگاه زیست شناختي مبنا و اساس جرم را در ويژگي هاي جسمي مي داند به عبارتي ديگر کساني به لحاظ فيزيکي جسماني داراي يکسري ويژگي هاي خاص اند مثلاً حالت چانه يا جمجمه ی آنها به گونه اي غير معمول است ظرفيت هاي بيشتري براي جرم نسبت به افراد ديگر دارند. در رويکرد جامعه شناسانه، علل جرم نه در ويژگي هاي جسمي بلکه در بسترها و زمينه هاي اجتماعي مد نظر قرار مي گيرد به بياني بهتر آن چيزي که باعث گرايش افراد به جرم و آسيب اجتماعي مي شود بسترهاي اجتماعي و فرهنگي است که فرد تجربه ی زيستي خود را در آن گذرانده است و در پايان رويکرد روانشناسي بر ويژگي ها و حالات روحي – رواني افراد به عنوان عامل اصلي کجرفتاري و جرم در جامعه تأکيد دارد يعني اختلالات روحي – رواني در افراد است که آنها را به سمت کجرفتاري و جرم سوق مي دهد.

[1] Cesare Baccaria

[2] Rossi

[3] Garaud

[4] Joly

نظر دهید »
تعريف انحراف اجتماعي
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مي توان گفت که از آنجائيکه مفهوم انحراف، مفهومي علمي و آکادميک است لذا پيشينه ی آن هم احتمالاً به زمان تأسيس جامعه شناسي توسط کنت بر مي گردد که او در کل به بررسي انحرافات مربوط به انقلاب فرانسه پرداخت و اينکه چگونه اين انحرافات نظم اجتماعي حاکم بر فرانسه را بر هم زده بود.

به نظر جامعه شناسان، انحراف صفت ذاتي اشکال خاصي از رفتار نيست، بلکه صفت عارضي است که معناي اجتماعي به رفتارهاي خاص مي دهند(Vander Zanden,1993: 129). در اصل جامعه شناسان و جرم شناسان انحراف را جهت اطلاق به رفتاري اطلاق کرده اند که مردود، مورد نکوهش و قابل کيفر و تنبيه است. اغلب اين لغت به عنوان قانون شکني به تصور مي آيد. اين لغت از نظر معنا به مراتب وسيع تر از جرم است، ارتکاب جرم چيزي بيش از نقض نوع خاصي از قانون نيست، ليکن انحراف شامل جرم و مسائل جانبي آن که غير واضح و دقيق هستند نيز مي شود(Kuper,1989: 199). ترنر معتقد است که انحراف رفتاري است که هنجارهاي موجود را به طور گسترده اي نقض مي کند و همانطور که جوامع بزرگتر و پيچيده تر و متفاوت تر مي شوند، نرخ انحراف افزايش مي يابد(Turner,1994: 195).

دورکيم در تعريف جرم مي گويد: آن پيوند همبستگي اجتماعي که به حقوق تنبيهي مربوط است پيوندي است که گسستن آن جرم محسوب مي شود(دورکيم،1369: 83)، جرم به معناي جامعه شناختي کلمه، چيزي نيست جز کرداري که وجدان جمعي آن را ممنوع مي داند(آرون،1364: 352).

Aggleton به نقل از بکر تعريف زير را ارئه مي دهد:

انحراف يک ويژگي ساده که در بعضي از انواع رفتار حاضر و در بعضي ديگر از رفتارها غايب باشد نيست بلکه ويژگي است که که در تعامل بين افرادي که مرتکب اعمال انحرافي مي شوند و افرادي که در برابر رفتارهاي انحرافي واکنش نشان مي دهند قرار دارد(Aggleton,1993: 57). اين در حالي است که مقدم پرخاشگري را به دو دسته ی پرخاشگري ابزاري و پرخاشگري عصباني تقسيم مي نمايد و بيان مي دارد پرخاشگري ابزاري، طرح يک هجوم برنامه ريزي شده براي رسيدن به منابع و هدف است اما پرخاشگري عصباني، يک کنش آني و انگيزشي است که هدف اصلي صدمه زدن به ديگران است. اين تفکيک بيشتر از ديدگاه نظري سودمند است اما در عمل قابل تفکيک نيستند زيرا در زمان ناراحتي و عصبانيت پرخاشگري ابزاري هم مي تواند مورد استفاده قرار گيرد(Moghaddam,1998: 366).

تعريف اسميت و مک کي از پرخاشگري بسيار ساده است آنها پرخاشگري را رفتاري مي دانند که هميشه با آزار ديگري همراه است. بنابراين تعريف اگر رفتاري به اذيت و آزار فرد يا افراد ديگري منجر نگردد رفتار پرخاشگرانه محسوب نمي گرد. از نظر آنها پرسش هاي اصلي اين است که چه نيرويي فرد را وادار به اذيت و آزار ديگران مي نمايد، چطور مي توان پرخاشگري را اندازه گرفت و چگونه مي توان آن را کاهش داد(Smith & Marvin, 1995:8-527)

مسئله اي که در مورد تعريف پرخاشگري ايجاد اشکال کرده است اثر هنجارهاي فرهنگي است. آنچه در يک فرهنگ به عنوان رفتار پرخاشگرانه محسوب مي شود امکان دارد در فرهنگ ديگري اين چنين نباشد. اين موضوع در مورد کشورهايي که داراي جوامع چند قومي هستند صادق است(Ibid:368).

نتيجه اينکه تعريف انحراف و مصاديق رفتار انحرافي نسبي بوده و با توجه به شرايط زمان و مکان تغيير مي کند. اينکه کدام اعمال انحرافي تعريف مي شوند، از زماني به زمان ديگر و از مکاني به مکان ديگر و از گروهي به گروه ديگر به شدت متغيير است(Vander Zanden,1993: 129).

از تعاريف فوق مي توان نتيجه گرفت که رفتارهايي از نوع جرم، بزهکاري، هنجارشکني و ناهنجاري از جمله مصاديق انحراف محسوب مي شوند. در واقع انحراف يا کجروي مفهومي کلي است که جرم و بزهکاري و هنجارشکني اجزاء آن هستند.

 

2-9) نظريات مربوط به آسيب هاي اجتماعي

نظريات بسياري از دير باز تا کنون به آسيب هاي اجتماعي توجه نموده اند اما مبحث آسيب پذيري اجتماعي موضوع جديدي است که اخيراً وارد ادبيات جامعه شناسي شده است. با اين وجود نظريات انحرافات اجتماعي  به عنوان نظرياتي که مرتبط با اين موضوع مي باشند، مورد نظر قرار گرفتند، زيرا بستر پرورش نظري آنها بوده  و مي باشد شايان ذکر است که نگارنده هرگز مدعي نيست که همه ی نظريات مرتبط با موضوع را در اين پژوهش قرار داده است. ولي سعي شده است نظرياتي که تا حد مقدور مرتبط با موضوع پژوهشي بوده اند آورده شود و اين تا حدودي به اين دليل است که هيچ نظريه اي قادر نيست که بطور کامل تمام ابعاد يک مسأله را مورد بررسي قرار دهد. با اين توضيحات به بيان رويکردهاي مختلف در مورد انحرافات و آسيب هاي اجتماعي مي پردازيم که در اينجا ما به بيان رويکردهاي روانشناسي و جامعه شناسي مي پردازيم.

نظر دهید »
رويکردهاي روانشناختي
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فردريک اسکينر از مشوط سازي عملکرد بحث مي کند يعني مي گويد تقويت، باعث رفتار خاص مي شود همچنين تقويت مثبت مؤثرتر از تقويت منفي است. البته وي به استعدادهاي ژنتيکي انسان توجه مي کند اما رفتار را به طور کامل به وسيله ی تقويت سازي تبيين مي کند. وي اين نظريه را بر اساس آزمايشات خود بر روي حيوانات بيان کرده است و اگرچه در مدارس و زندان ها بکار رفته و نتايجي نيز در بر داشته اما  جنبه هاي فراوان رفتار را در بر نگرفته و به تجربيات گذشته نيز بي توجه بوده است(شولتز،1375: 82). دالارد منابع ناکامي را که در نهايت منجر به رفتار پرخاشگرانه مي شودچنين برمي شمارد: 1- پول 2- تندرستي 3- جذابيت فردي 4- عادات مطالعه 5- عادات خلقي و شخصي 6- فلسفه اي که فرد از زندگي دارد(Dollard,1968: 100).

اسکات ناکامي را عامل اصلي در پرخاشگري مي داند. وي پرخاشگري گروهي را مورد توجه قرار داده است و بيان مي کند که عامل مهم پرخاشگري گروهي بخاطر امکان موفقيت بيشتر در آن است و در کنار آن پاداش بيشتر به همراه دارد و احتمال مجازات در آن کمتر است. از نظر تجربي پرخاشگري گروهي به ندرت آزمايش شده و بيشتر پرخاشگري فردي به طور تجربي بررسي گرديده است(Scott,1965: 89-91).

مونتاگو بر اساس پژوهشئ هاي انجام گرفته بيان مي دارد که مردم خشمگين با بروز خشم خود، به صورت پرخاشگري احساس راحتي مي نمايند. زيرا با عوامل ناکام کننده و آزار دهنده شان برخورد کرده اند. بر اين اساس فرد خشمگين وقتي در مي يابد که هدف مورد حمله اش مورد صدمه قرار گرفته است خشنود مي گردد. اگر اين صدمه به وقوع نپيوندد رضايت حاصل نمي شود. با توجه به اين موضوع احساس رضايتي که فرد پس از رفتار پرخاشگرانه اش بدست مي آورد در ادامه چنين رفتاري  مؤثر خواهد بود(Montagu,1973:50).

در نظريه ی ناکامي – پرخاشگري آنچه ناکامي را پديد مي آورد بايد پرخاشگري را افزايش دهد اما در موارد زياد به دنبال ناکامي پرخاشگري ديده نشده است. در مقابل مواردي است که پرخاشگري بدون ناکامي روي مي دهد پس پرخاشگري هميشه به دنبال ناکامي نيست. همچنين اين نظريه هر نوع پرخاشگري را تبيين نمي کند. نقص مهم ديگر اين تئوري اين است که موفق نمي شود چگونگي مواجه مردم را با محروميتي که با آن روبرو هستند تبيين کند در واقع فرد در مقابله با محروميت آنچه را ياد گرفته است بکار مي برد پس يادگيري اجتماعي در بروز رفتار فرد اهميت مي يابد(Moghaddam,1998: 386).

ايراد ديگر بر نظريه ناکامي–پرخاشگري اين است که در برخي فرهنگ ها پاسخ روشني براي ناکامي وجود ندارد. در اين فرهنگ ها کودکان ياد گرفته اند که در مقابل ناکامي عقب نشيني نمايند تا اينکه حالت تهاجمي به خود گيرند(Bandura,1973: 32).

بطور کلي در اين نظريه بيش از آنکه بخواهد به عوامل اجتماعي در پرخاشگري توجه کنند به عوامل فردي و رواني توجه دارند. به همين علت در هر تحقيق جديد بايستي به عوامل جديدي توجه نمايند  و به بررسي متغييرهاي متفاوت از تحقيق هاي قبلي دست زنند، همچنين قابليت تعميم نتايج در بررسي ها نيز به شدت پائين مي آيد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 16
  • ...
  • 17
  • 18
  • 19
  • ...
  • 20
  • ...
  • 21
  • 22
  • 23
  • ...
  • 218
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تجربه هایی برای فردای بهتر

 فروش محصولات فریلنسینگ
 علل استفراغ گربه
 حفظ عشق زناشویی
 آموزش Gemini پیشرفته
 سردی احساسات در روابط طولانی
 استفاده حرفه‌ای از Copilot
 راهکارهای جذب دختر
 آموزش قیف فروش
 تشخیص بیماری کلیه سگ
 بهبود دوره‌های آموزشی آنلاین
 تغذیه طوطی با پلت
 فروش منابع روانشناسی
 معرفی سگ شارپی
 درآمد از همکاری در فروش
 بازاریابی نامحسوس
 عشق در سنین مختلف
 سگ مالینویز وفادار
 آموزش ChatGPT هوش مصنوعی
 طوطی ماکائو پرنده درخشان
 عشق یکطرفه و سلامت روان
 درآمدزایی از یوتوب
 تعادل در رابطه عاشقانه
 فروش راهنمای سفر آنلاین
 روانشناسی اعتماد در عشق
 نوشتن کتاب درآمدزا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پایان نامه تأثیر رهبری تحول‏آفرین بر بهبود مزیت رقابتی شرکت همراه اول در مقایسه با شرکت ایرانسل
  • پایان نامه تعیین رابطه صفات شخصیت، سبک ها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای شناختی
  • پایان نامه بررسی تاثیر ا ستراتژی تعمیم نام تجاری بر نگرش مصرف کننده از محصول جدید
  • تکرار جرم به موجب قانون مجازات عمومي 1352
  • پایان نامه پتانسیل‌سنجی جاذبه‌های گردشگری شهرستان هریس با تاکید بر معرفی بازارهای جدید
  • پایان نامه ارائه مدل مطلوب توسعه زیر ساخت‌های صنعت چرم
  • پایان نامه مقایسه‌ی عزت نفس، انگیزش پیشرفت و رشد اجتماعی دانش‌آموزان نیمه بینای مدارس‌عادی با …
  • پایان نامه مقایسه باورهای فراشناختی و کارکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به وسواس فکری – عملی با بینش …
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | چارچوب­های نظری رفتار مدنی سازمانی – 8
  • سابقه تعليق جزاي نقدي و موقعيت کنوني آن

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان