تجربه هایی برای فردای بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
گزارشگری مالی، اهداف و كيفيت آن
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

فعالان بازارسرمایه جهت تخصیص بهینه منابع مالی خودنیازمند شناخت درست واحدتجاری می‏باشند، لذاهمواره درجستجوی اطلاعات مرتبط باواحدتجاری هستندتابراساس آن،تصمیم مناسب اتخاذنمایند.گزارشگری مالی یکی ازمنابع اطلاعاتی کسانی است که درمورد موسسه تجاری تصمیم‏های اقتصادی می‏گیرند. افرادی که ازاطلاعات مالی استفاده می کنند باید اطلاعات تهیه شده بوسیله گزارشگری مالی رابا اطلاعات مرتبطی که ازسایرمنابع به دست می آورند، ترکیب نمایندتابتوانندتصمیمات مناسبی اتخاذنمایند.هیات تدوین استانداردهای حسابداری هدف صورتهای مالی رابدین صورت تعریف می نمایند:ارائه اطلاعاتی تلخیص وطبقه بندی شده درباره وضعیت مالی،عملکردمالی وانعطاف پذیری مالی واحدتجاری که برای طیفی گسترده ازاستفاده کنندگان صورت های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی، مفید واقع گردد. براساس نکات فوق الذکرپرواضح است که یکی ازمنابع اصلی اطلاعاتی افراد،اطلاعات حسابداری است.درمیان انبوه اطلاعاتی که ازطریق گزارشهای مالی ارائه ودراختیاراستفاده کنندگان قرارمی گیرد، اطلاعات منعکس کننده عملکرد واحد تجاری (سودواجزای آن) ازجایگاه خاصی برخوردار است.هدف اولیه ازگزارش سود،تامین وارائه اطلاعات مفیدبرای کسانی است که بیشترین علاقه رابه گزارشگری مالی دارند. یکی ازهدفهای اساسی که بااهمیت‏ترین  هدف ازدیدگاه استفاده‏کنندگان گزارشهای مالی محسوب می‏شود،ایجادتمایزبین سود وسرمایه است.

بديهي است كه سرمایه گذاران خواهان کسب اطلاعات وسیع بوده ومی خواهند سوالات زیادی درباره وضعیت مالی وکیفیت گزارشگری شرکتهاداشته باشند.کیفیت  گزارشگری،به معناي میزان مفیدبودن صورتهای مالی برای سرمایه گذاران، بستانکاران، مدیران ودیگرافراد مرتبط باشرکت است.این موضوع دربحث گزارشگری مالی متفاوت ازکارایی اقتصادی است زیراکه آنها بیانگربهینگی بوده،حال آنکه کیفیت پایین دلالت بربهینگی پایین ندارد وآن ممکن است ازتقاضای پایین یا بهای کیفیت گزارشی،رخ دهد.ازنظر باسو[1](1997)به موقع بودن درصورتهای مالی،یعنی شناسایی زیان های اقتصادی است. لازم به ذکراست که دربحث گزارشگری مالی،سودحسابداری جایگاه خاص خود ر اداراست وبطورعام ازآن به عنوان یک هواسنج برای ارزیابی گزارشگری مالی یادمی شود. زیراتغییردرکمیت ترازنامه،به دنبال صورتحساب سود و زیان رخ می دهد.شناسایی به موقع سودوزیان،منجربه تجدیدبه موقع تمامی متغیرهای مالی وبه دنبال آن نسبتهای مالی می شود. سودبیانگرعملکرد نهایی شرکت ها بوده وبالا بودن میزان آن نشان دهنده عملکردخوب آنهاست. بااین وجودهرشرکتی دارای سیستم حسابداری باحسابهای خاص خوداست که منجربه ارائه سودهای مختلفی می گردد وتاثیرات زیادی را ازروشها،برآوردهاوسیاستهای مختلف می پذیرد. بنابراین باید بتوان داستان واقعی این ارقام رابرای سرمایه گذاران تشریح نمود.لذا موضوع مدیریت سودکه درادامه موردبحث واقعمی شود،دراین راستاقرارداد.(اسماعیلی، 1385)

عکس مرتبط با اقتصاد

 

2-3.سود و مفاهيم مربوط به آن

سود يا درآمد عبارت است از افزايش درحقو صاحبان سرمايه بجزمواردي كه به آورده صاحبان سرمايه مربوط مي شود(استانداردهاي حسابداري ايران، 1387).يكي از مهمترين منابع اطلاعاتي براي ارزيابي عمكرد واحد تجاري سود مي باشد كه شاخص مناسبي براي تصميمات سرمايه‏گذاران به شمار مي آيد. ضرورت گزارش سود به عنوان يك منبع اوليه براي تصميم گيري سرمايه گذاران به خوبي قابل استناد بوده و گزارش سود به شيوه هاي مختلف مانند ارائه مبنايي براي محاسبه ماليات، معياري براي ارزيابي موفقيت عملكرد شركت، معياري براي تعيين ميزان سودهاي قابل تقسيم، معياري براي مديريت يك واحد اقتصادي و ساير موارد به اقتصاد جامعه كمك مي كند (كردستاني و كشاورز، 1389). سود یکی از مفاهیم حسابداری است که از اقتصاد به عاریه گرفته شده است. اقتصاددانان سود را به عنوان مبلغی از (ثروت واقعی) یک واحد تجاری تعریف می کنند که واحد مزبور می تواند آن را طی یک دوره مصرف و وضعیت آن در پایان دوره همان باشد که در اول دوره بوده است. این تعریف از سود (تعریف سود اقتصادی) در اندازه گیری سود حسابداری بکار نمی رود زیراکه سود اقتصادی مستلزم اندازه گیری های بسیار ذهنی است و مبتنی بر برداشت عینی از ثروت واقعی نیست، درنتیجه نمی تواند از لحاظ مقاصد حسابداری دارای ویژگی قابلیت اتکای کافی باشد. لیندال[2](1954)در مورد اندازه گیری سود اقتصادی موسسات این فرضیه را ارائه می دهد “درصورتی که در یک دوره مالی، سود سهامی پرداخت نشود یا سهام جدیدی انتشار نیابد، سود موسسه عبارتست از مجموعه ارزشهای تنزیل شده درآمدهای آتی در پایان دوره منهای مجموعه ارزشهای تنزیل شده درآمدهای آتی در اول دوره خواهد بود” اقتصاددانان دیگر نیز با راه حل فوق توافق دارند ولی به این مسئله نیز توجه دارند که، حسابداری ناچار به استفاده از ارقام مستند است. اشکالی که به نظریه فوق وارد است این است که با واقعیت های امور تجاری مطابقت نمی کند، زیرا کلیه تصمیمات مربوط به آینده یک موسسه معین نیست زیرا چنانچه قرار باشد کلیه درآمدهای حاصل از یک دارایی در سالهای آینده به زمان حال تنزیل شود باید فرض گردد که هیچ تصمیم تازه ای در مورد دارایی مورد بحث اتخاذ نشده است و هیچ واقعه پیش بینی نشده ای به وقوع نخواهد پیوست (شباهنگ، 1382).

حسابداری

آدام اسمیت به عنوان اولین اقتصاددانی که سود را به صورت افزایش ثروت تعریف نمود، سود را به صورت مبلغی بیان کرد که بدون برداشت از سرمایه می تون آن را مصرف نمود. (بلکویی[3]، 1381).اقتصاددان دیگری به نام فیشر[4]، سود را به عنوان مجموعه ای از رویدادها با وضعیت های مختلف از قبیل لذت ناشی از «سود ذهنی، سود واقعی و سود پولی»[5] تعریف نموده است(یعقوبی، 1386).تفاوت بین سود حسابداری و سود اقتصادی، ناشی از روش های اندازه گیری سرمایه است. از نظر حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد زمان و میزان جریانات نقدی و آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب، ارزش فعلی جریان سود مورد انتظار، آتی واحد تجاری به عنوان مبنای اندازه گیری سرمایه مبنایی عملی نیست. و این اعتقاد وجود دارد که سرمایه را بایستی برحسب خالص دارایی های واحد تجاری اندازه گیری نمود. به عبارت دیگر سود در حسابداری عبارت است از تفاوت بین سرمایه واحد تجاری در پایان و آغاز دوره مالی و سرمایه مترادف با خالص دارایی ها درنظر گرفته می شود. لذا، اندازه گیری سود، تحت تأثیر مبانی اندازه گیری دارایی ها و بدهی ها بوده و در تعیین سود حسابداری، هرچند بیان کننده نتایج فعالیت های حسابداری است، لیکن دائماً مورد انتقاد قرار گرفته است(كردستاني و كشاورز، 1389).

Basu-[1]

[2]-Lindahl

Belkaoui -[3]

Fisher-[4]

Psychic Income, Real Income, Mony Income -[5]

نظر دهید »
انواع سود: درآمد عملياتي در مقابل درآمد غيرعملياتي
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

مفهوم سود،هردوگروه درآمدعملياتي و درآمدغيرعملياتي را دربر مي گيرد. درآمدعملياتي عبارت ازدرآمدي است كه ازفعاليت هاي اصلي ومستمر واحدتجاري حاصل مي‏گرددوباعناوين مختلفي ازقبيل فروش،حق الزحمه،سودتضمين شده،سودسهام وحق امتيازمورداشاره قرارمي گيرد(استانداردهاي حسابداري ايران، 1387).

 

مفهوم سود عملیاتي بر اندازه گیری کارایی واحد تجاری تأکید دارد و آن را کانون توجه قرار می‏دهد. در محاسبه سود عملیاتي تأکید بر اصطلاح «عملیاتی» است. بدين معني که تغییرات مربوط، تنها از عملیات اصلی ناشی می شود و به این ترتیب، مقایسه آن با عملیات دیگر امکان پذیر می گردد. درضمن کارایی نسبی مدیریت نیز بهتر آشکار می شود. اگرچه فعالیتهای غیرعملیاتی نیز تحت تأثیر کارایی مدیریت قرار می گیرد، اما تعیین استانداردهایی که بتوان نتایج حاصل را با آن مقایسه کرد، مشکل است. به هرصورت حداقل کاری که می توان انجام داد تفکیک فعالیتهای عملیاتی و غیرعملیاتی از یکدیگر است. ضمن اینکه اغلب پیشنهاد شده است که فعالیتهای غیرعملیاتی بطور جداگانه گزارش شوند، زیرا ماهیت مکرر ندارند. در اين ارتباط چنانچه اقلام غیرمکرر ناشی از عملیات اصلی باشند، سود عملیاتی باید این اقلام را نیز دربرگیرد تا معیار مناسبی را برای سنجش توان سودآوری و پیش بینی و ارزیابی روند سود فراهم کند.طرفداران مفهوم سود عملیاتي بر این باورند سود خالص گزارش شده براساس این مفهوم، برای انجام مقایسه بین دوره ها و میان واحدهای انتفاعی مختلف و همچنین پیش بینی مناسب تر است. علاوه بر این اگرچه طبقه بندی اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی مشکل است، اما حسابداران باتجربه می توانند این تفکیک را بهتر انجام دهند. از سوی دیگر، به رغم تأکید تحلیلگران مالی بر رقم یگانه سود خالص، افشای اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین اگر قرار بر استناد بر یک رقم سود باشد، به نظر طرفداران مفهوم سود عملياتي، سود خالص عملیات جاری معیار مناسب تری برای ارزیابی عملکرد جاری محسوب می شود(صفرپور و صفرپور، 1387).علاوه بر درآمدهاي عملياتي، درآمدهاي ديگري نيز  وجود دارد دراثرفعالیتها وعملیات فرعی وجانبی شرکت ایجاد می شودودر صورت سودو زیان متداول نیز،پس ازسودعملیاتی گزارش می گردد. میزان تکرارپذیري وپایداري ونیز میزان محتواي اطلاعاتی ایندسته ازدرآمدهاکه جزءغیرعملیاتی سودراتشکیل می دهند، موضوعی است که مورداختلاف نظراندیشمندان حسابداري وموردسؤال استفاده کنندگان اطلاعات حسابداري واقع شده است. ماهیت غیرعملیاتی این اقلام،همواره باعث ایجادپرسش هاوابهام هاي زیادي پیرامون سایرویژگیهاي این اقلام،مانند پایداربودن آنها،مربوط بودن آنهابه سودهاي آتی و نیزمربوط بودن آنها به ارزش بازارشرکت،گشته است (ايزدي نيا و دري، 1389).

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

2-5. دستکاری سود[1]

بریتون و استولوی[2] (2000)، دستکاری حسابها را به این صورت تعریف نموده اند:استفاده از بصیرتهای مدیریتی به منظور انتخاب روش های حسابداری یا طراحی معاملات، بطوریکه بر امکان انتقال ثروت میان شرکت و جامعه (هزینه های سیاسی)، فراهم‏کنندگان وجوه (هزینه سرمایه) و یا مدیران (طرحهای پاداش) اثر کند. در انتقال ثروت میان شرکت و جامعه و همچنین شرکت و فراهم‏کنندگان وجوه، شرکت از انتقال ثروت نفع می‏کند ولی در انتقال ثروت میان شرکت و مدیران، مدیران به نفع خود و به ضرر شرکت عمل می‏کنند.اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی درصورت لزوم، منجر به ارائه صورتهای مالی به نحو مطلوب می شود و درصورتیکه مدیران بااستفاده از بصریتهای مدیریتی، در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری به دستکاری حسابها دست بزنند، ارائه صورتهای مالی منصفانه نخواهد بود. اگر این دستکاری ها با نقض اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گیرد، تقلب محسوب می شود (زمانی، 1388). در نگاره 2-1 چارچوبی را که بریتون و استولوی (2000) برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها ارائه داده اند ارائه شده است. این چارچوب بر این اصل بنیادی بنا نهاده شده است که اطلاعات مالی تأثیر عمده ای بر کاهش هزینه های تأمین مالی شرکت دارند. این کاهش منوط به بهبود تصور سرمایه گذاران از ریسک شرکت  است(مشایخی و همکاران، 1384).

حسابداری

دستكاري سود عبارت است از تغيير دادن سود توسط مديران به شكل آگاهانه و با مقاصد خاص. حسابها با اين هدف دستكاري مي شوند كه تصور بازار از ريسك شركت را تحت تاثير قرار دهند. در مدل ارائه شده توسط بریتون و استولوی (2000) ريسك به دو بخش متفاوت تقسيم شده است. اولين بخش ريسك با پراكندگي بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گيري مي شود. دومين بخش متناظر با ساختار مالي شركت است و با نسبت بدهي به دارايي سنجيده مي شود.چارچوبي كه آنها ارائه داده اند. فعاليت هاي مربوط به دستكاري حساب ها را در ارتباط با اين دو جنبه از ريسك طبقه بندي مي كند.

 

 

نگاره 2-1. چهارچوبی برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-6.

[1]Income manipulation

Breton and Stolowy[2]

انواع سود: درآمد عملياتي در مقابل درآمد غيرعملياتي

مفهوم سود،هردوگروه درآمدعملياتي و درآمدغيرعملياتي را دربر مي گيرد. درآمدعملياتي عبارت ازدرآمدي است كه ازفعاليت هاي اصلي ومستمر واحدتجاري حاصل مي‏گرددوباعناوين مختلفي ازقبيل فروش،حق الزحمه،سودتضمين شده،سودسهام وحق امتيازمورداشاره قرارمي گيرد(استانداردهاي حسابداري ايران، 1387).

 

مفهوم سود عملیاتي بر اندازه گیری کارایی واحد تجاری تأکید دارد و آن را کانون توجه قرار می‏دهد. در محاسبه سود عملیاتي تأکید بر اصطلاح «عملیاتی» است. بدين معني که تغییرات مربوط، تنها از عملیات اصلی ناشی می شود و به این ترتیب، مقایسه آن با عملیات دیگر امکان پذیر می گردد. درضمن کارایی نسبی مدیریت نیز بهتر آشکار می شود. اگرچه فعالیتهای غیرعملیاتی نیز تحت تأثیر کارایی مدیریت قرار می گیرد، اما تعیین استانداردهایی که بتوان نتایج حاصل را با آن مقایسه کرد، مشکل است. به هرصورت حداقل کاری که می توان انجام داد تفکیک فعالیتهای عملیاتی و غیرعملیاتی از یکدیگر است. ضمن اینکه اغلب پیشنهاد شده است که فعالیتهای غیرعملیاتی بطور جداگانه گزارش شوند، زیرا ماهیت مکرر ندارند. در اين ارتباط چنانچه اقلام غیرمکرر ناشی از عملیات اصلی باشند، سود عملیاتی باید این اقلام را نیز دربرگیرد تا معیار مناسبی را برای سنجش توان سودآوری و پیش بینی و ارزیابی روند سود فراهم کند.طرفداران مفهوم سود عملیاتي بر این باورند سود خالص گزارش شده براساس این مفهوم، برای انجام مقایسه بین دوره ها و میان واحدهای انتفاعی مختلف و همچنین پیش بینی مناسب تر است. علاوه بر این اگرچه طبقه بندی اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی مشکل است، اما حسابداران باتجربه می توانند این تفکیک را بهتر انجام دهند. از سوی دیگر، به رغم تأکید تحلیلگران مالی بر رقم یگانه سود خالص، افشای اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین اگر قرار بر استناد بر یک رقم سود باشد، به نظر طرفداران مفهوم سود عملياتي، سود خالص عملیات جاری معیار مناسب تری برای ارزیابی عملکرد جاری محسوب می شود(صفرپور و صفرپور، 1387).علاوه بر درآمدهاي عملياتي، درآمدهاي ديگري نيز  وجود دارد دراثرفعالیتها وعملیات فرعی وجانبی شرکت ایجاد می شودودر صورت سودو زیان متداول نیز،پس ازسودعملیاتی گزارش می گردد. میزان تکرارپذیري وپایداري ونیز میزان محتواي اطلاعاتی ایندسته ازدرآمدهاکه جزءغیرعملیاتی سودراتشکیل می دهند، موضوعی است که مورداختلاف نظراندیشمندان حسابداري وموردسؤال استفاده کنندگان اطلاعات حسابداري واقع شده است. ماهیت غیرعملیاتی این اقلام،همواره باعث ایجادپرسش هاوابهام هاي زیادي پیرامون سایرویژگیهاي این اقلام،مانند پایداربودن آنها،مربوط بودن آنهابه سودهاي آتی و نیزمربوط بودن آنها به ارزش بازارشرکت،گشته است (ايزدي نيا و دري، 1389).

2-5. دستکاری سود[1]

بریتون و استولوی[2] (2000)، دستکاری حسابها را به این صورت تعریف نموده اند:استفاده از بصیرتهای مدیریتی به منظور انتخاب روش های حسابداری یا طراحی معاملات، بطوریکه بر امکان انتقال ثروت میان شرکت و جامعه (هزینه های سیاسی)، فراهم‏کنندگان وجوه (هزینه سرمایه) و یا مدیران (طرحهای پاداش) اثر کند. در انتقال ثروت میان شرکت و جامعه و همچنین شرکت و فراهم‏کنندگان وجوه، شرکت از انتقال ثروت نفع می‏کند ولی در انتقال ثروت میان شرکت و مدیران، مدیران به نفع خود و به ضرر شرکت عمل می‏کنند.اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی درصورت لزوم، منجر به ارائه صورتهای مالی به نحو مطلوب می شود و درصورتیکه مدیران بااستفاده از بصریتهای مدیریتی، در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری به دستکاری حسابها دست بزنند، ارائه صورتهای مالی منصفانه نخواهد بود. اگر این دستکاری ها با نقض اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گیرد، تقلب محسوب می شود (زمانی، 1388). در نگاره 2-1 چارچوبی را که بریتون و استولوی (2000) برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها ارائه داده اند ارائه شده است. این چارچوب بر این اصل بنیادی بنا نهاده شده است که اطلاعات مالی تأثیر عمده ای بر کاهش هزینه های تأمین مالی شرکت دارند. این کاهش منوط به بهبود تصور سرمایه گذاران از ریسک شرکت  است(مشایخی و همکاران، 1384).

دستكاري سود عبارت است از تغيير دادن سود توسط مديران به شكل آگاهانه و با مقاصد خاص. حسابها با اين هدف دستكاري مي شوند كه تصور بازار از ريسك شركت را تحت تاثير قرار دهند. در مدل ارائه شده توسط بریتون و استولوی (2000) ريسك به دو بخش متفاوت تقسيم شده است. اولين بخش ريسك با پراكندگي بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گيري مي شود. دومين بخش متناظر با ساختار مالي شركت است و با نسبت بدهي به دارايي سنجيده مي شود.چارچوبي كه آنها ارائه داده اند. فعاليت هاي مربوط به دستكاري حساب ها را در ارتباط با اين دو جنبه از ريسك طبقه بندي مي كند.

 

 

نگاره 2-1. چهارچوبی برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-6.

[1]Income manipulation

Breton and Stolowy[2]

انواع سود: درآمد عملياتي در مقابل درآمد غيرعملياتي

مفهوم سود،هردوگروه درآمدعملياتي و درآمدغيرعملياتي را دربر مي گيرد. درآمدعملياتي عبارت ازدرآمدي است كه ازفعاليت هاي اصلي ومستمر واحدتجاري حاصل مي‏گرددوباعناوين مختلفي ازقبيل فروش،حق الزحمه،سودتضمين شده،سودسهام وحق امتيازمورداشاره قرارمي گيرد(استانداردهاي حسابداري ايران، 1387).

 

مفهوم سود عملیاتي بر اندازه گیری کارایی واحد تجاری تأکید دارد و آن را کانون توجه قرار می‏دهد. در محاسبه سود عملیاتي تأکید بر اصطلاح «عملیاتی» است. بدين معني که تغییرات مربوط، تنها از عملیات اصلی ناشی می شود و به این ترتیب، مقایسه آن با عملیات دیگر امکان پذیر می گردد. درضمن کارایی نسبی مدیریت نیز بهتر آشکار می شود. اگرچه فعالیتهای غیرعملیاتی نیز تحت تأثیر کارایی مدیریت قرار می گیرد، اما تعیین استانداردهایی که بتوان نتایج حاصل را با آن مقایسه کرد، مشکل است. به هرصورت حداقل کاری که می توان انجام داد تفکیک فعالیتهای عملیاتی و غیرعملیاتی از یکدیگر است. ضمن اینکه اغلب پیشنهاد شده است که فعالیتهای غیرعملیاتی بطور جداگانه گزارش شوند، زیرا ماهیت مکرر ندارند. در اين ارتباط چنانچه اقلام غیرمکرر ناشی از عملیات اصلی باشند، سود عملیاتی باید این اقلام را نیز دربرگیرد تا معیار مناسبی را برای سنجش توان سودآوری و پیش بینی و ارزیابی روند سود فراهم کند.طرفداران مفهوم سود عملیاتي بر این باورند سود خالص گزارش شده براساس این مفهوم، برای انجام مقایسه بین دوره ها و میان واحدهای انتفاعی مختلف و همچنین پیش بینی مناسب تر است. علاوه بر این اگرچه طبقه بندی اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی مشکل است، اما حسابداران باتجربه می توانند این تفکیک را بهتر انجام دهند. از سوی دیگر، به رغم تأکید تحلیلگران مالی بر رقم یگانه سود خالص، افشای اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین اگر قرار بر استناد بر یک رقم سود باشد، به نظر طرفداران مفهوم سود عملياتي، سود خالص عملیات جاری معیار مناسب تری برای ارزیابی عملکرد جاری محسوب می شود(صفرپور و صفرپور، 1387).علاوه بر درآمدهاي عملياتي، درآمدهاي ديگري نيز  وجود دارد دراثرفعالیتها وعملیات فرعی وجانبی شرکت ایجاد می شودودر صورت سودو زیان متداول نیز،پس ازسودعملیاتی گزارش می گردد. میزان تکرارپذیري وپایداري ونیز میزان محتواي اطلاعاتی ایندسته ازدرآمدهاکه جزءغیرعملیاتی سودراتشکیل می دهند، موضوعی است که مورداختلاف نظراندیشمندان حسابداري وموردسؤال استفاده کنندگان اطلاعات حسابداري واقع شده است. ماهیت غیرعملیاتی این اقلام،همواره باعث ایجادپرسش هاوابهام هاي زیادي پیرامون سایرویژگیهاي این اقلام،مانند پایداربودن آنها،مربوط بودن آنهابه سودهاي آتی و نیزمربوط بودن آنها به ارزش بازارشرکت،گشته است (ايزدي نيا و دري، 1389).

2-5. دستکاری سود[1]

بریتون و استولوی[2] (2000)، دستکاری حسابها را به این صورت تعریف نموده اند:استفاده از بصیرتهای مدیریتی به منظور انتخاب روش های حسابداری یا طراحی معاملات، بطوریکه بر امکان انتقال ثروت میان شرکت و جامعه (هزینه های سیاسی)، فراهم‏کنندگان وجوه (هزینه سرمایه) و یا مدیران (طرحهای پاداش) اثر کند. در انتقال ثروت میان شرکت و جامعه و همچنین شرکت و فراهم‏کنندگان وجوه، شرکت از انتقال ثروت نفع می‏کند ولی در انتقال ثروت میان شرکت و مدیران، مدیران به نفع خود و به ضرر شرکت عمل می‏کنند.اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی درصورت لزوم، منجر به ارائه صورتهای مالی به نحو مطلوب می شود و درصورتیکه مدیران بااستفاده از بصریتهای مدیریتی، در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری به دستکاری حسابها دست بزنند، ارائه صورتهای مالی منصفانه نخواهد بود. اگر این دستکاری ها با نقض اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گیرد، تقلب محسوب می شود (زمانی، 1388). در نگاره 2-1 چارچوبی را که بریتون و استولوی (2000) برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها ارائه داده اند ارائه شده است. این چارچوب بر این اصل بنیادی بنا نهاده شده است که اطلاعات مالی تأثیر عمده ای بر کاهش هزینه های تأمین مالی شرکت دارند. این کاهش منوط به بهبود تصور سرمایه گذاران از ریسک شرکت  است(مشایخی و همکاران، 1384).

دستكاري سود عبارت است از تغيير دادن سود توسط مديران به شكل آگاهانه و با مقاصد خاص. حسابها با اين هدف دستكاري مي شوند كه تصور بازار از ريسك شركت را تحت تاثير قرار دهند. در مدل ارائه شده توسط بریتون و استولوی (2000) ريسك به دو بخش متفاوت تقسيم شده است. اولين بخش ريسك با پراكندگي بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گيري مي شود. دومين بخش متناظر با ساختار مالي شركت است و با نسبت بدهي به دارايي سنجيده مي شود.چارچوبي كه آنها ارائه داده اند. فعاليت هاي مربوط به دستكاري حساب ها را در ارتباط با اين دو جنبه از ريسك طبقه بندي مي كند.

 

 

نگاره 2-1. چهارچوبی برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-6.

[1]Income manipulation

Breton and Stolowy[2]

انواع سود: درآمد عملياتي در مقابل درآمد غيرعملياتي

مفهوم سود،هردوگروه درآمدعملياتي و درآمدغيرعملياتي را دربر مي گيرد. درآمدعملياتي عبارت ازدرآمدي است كه ازفعاليت هاي اصلي ومستمر واحدتجاري حاصل مي‏گرددوباعناوين مختلفي ازقبيل فروش،حق الزحمه،سودتضمين شده،سودسهام وحق امتيازمورداشاره قرارمي گيرد(استانداردهاي حسابداري ايران، 1387).

 

مفهوم سود عملیاتي بر اندازه گیری کارایی واحد تجاری تأکید دارد و آن را کانون توجه قرار می‏دهد. در محاسبه سود عملیاتي تأکید بر اصطلاح «عملیاتی» است. بدين معني که تغییرات مربوط، تنها از عملیات اصلی ناشی می شود و به این ترتیب، مقایسه آن با عملیات دیگر امکان پذیر می گردد. درضمن کارایی نسبی مدیریت نیز بهتر آشکار می شود. اگرچه فعالیتهای غیرعملیاتی نیز تحت تأثیر کارایی مدیریت قرار می گیرد، اما تعیین استانداردهایی که بتوان نتایج حاصل را با آن مقایسه کرد، مشکل است. به هرصورت حداقل کاری که می توان انجام داد تفکیک فعالیتهای عملیاتی و غیرعملیاتی از یکدیگر است. ضمن اینکه اغلب پیشنهاد شده است که فعالیتهای غیرعملیاتی بطور جداگانه گزارش شوند، زیرا ماهیت مکرر ندارند. در اين ارتباط چنانچه اقلام غیرمکرر ناشی از عملیات اصلی باشند، سود عملیاتی باید این اقلام را نیز دربرگیرد تا معیار مناسبی را برای سنجش توان سودآوری و پیش بینی و ارزیابی روند سود فراهم کند.طرفداران مفهوم سود عملیاتي بر این باورند سود خالص گزارش شده براساس این مفهوم، برای انجام مقایسه بین دوره ها و میان واحدهای انتفاعی مختلف و همچنین پیش بینی مناسب تر است. علاوه بر این اگرچه طبقه بندی اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی مشکل است، اما حسابداران باتجربه می توانند این تفکیک را بهتر انجام دهند. از سوی دیگر، به رغم تأکید تحلیلگران مالی بر رقم یگانه سود خالص، افشای اقلام عملیاتی و غیرعملیاتی حائز اهمیت بسیاری می باشد. بنابراین اگر قرار بر استناد بر یک رقم سود باشد، به نظر طرفداران مفهوم سود عملياتي، سود خالص عملیات جاری معیار مناسب تری برای ارزیابی عملکرد جاری محسوب می شود(صفرپور و صفرپور، 1387).علاوه بر درآمدهاي عملياتي، درآمدهاي ديگري نيز  وجود دارد دراثرفعالیتها وعملیات فرعی وجانبی شرکت ایجاد می شودودر صورت سودو زیان متداول نیز،پس ازسودعملیاتی گزارش می گردد. میزان تکرارپذیري وپایداري ونیز میزان محتواي اطلاعاتی ایندسته ازدرآمدهاکه جزءغیرعملیاتی سودراتشکیل می دهند، موضوعی است که مورداختلاف نظراندیشمندان حسابداري وموردسؤال استفاده کنندگان اطلاعات حسابداري واقع شده است. ماهیت غیرعملیاتی این اقلام،همواره باعث ایجادپرسش هاوابهام هاي زیادي پیرامون سایرویژگیهاي این اقلام،مانند پایداربودن آنها،مربوط بودن آنهابه سودهاي آتی و نیزمربوط بودن آنها به ارزش بازارشرکت،گشته است (ايزدي نيا و دري، 1389).

2-5. دستکاری سود[1]

بریتون و استولوی[2] (2000)، دستکاری حسابها را به این صورت تعریف نموده اند:استفاده از بصیرتهای مدیریتی به منظور انتخاب روش های حسابداری یا طراحی معاملات، بطوریکه بر امکان انتقال ثروت میان شرکت و جامعه (هزینه های سیاسی)، فراهم‏کنندگان وجوه (هزینه سرمایه) و یا مدیران (طرحهای پاداش) اثر کند. در انتقال ثروت میان شرکت و جامعه و همچنین شرکت و فراهم‏کنندگان وجوه، شرکت از انتقال ثروت نفع می‏کند ولی در انتقال ثروت میان شرکت و مدیران، مدیران به نفع خود و به ضرر شرکت عمل می‏کنند.اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی درصورت لزوم، منجر به ارائه صورتهای مالی به نحو مطلوب می شود و درصورتیکه مدیران بااستفاده از بصریتهای مدیریتی، در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری به دستکاری حسابها دست بزنند، ارائه صورتهای مالی منصفانه نخواهد بود. اگر این دستکاری ها با نقض اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گیرد، تقلب محسوب می شود (زمانی، 1388). در نگاره 2-1 چارچوبی را که بریتون و استولوی (2000) برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها ارائه داده اند ارائه شده است. این چارچوب بر این اصل بنیادی بنا نهاده شده است که اطلاعات مالی تأثیر عمده ای بر کاهش هزینه های تأمین مالی شرکت دارند. این کاهش منوط به بهبود تصور سرمایه گذاران از ریسک شرکت  است(مشایخی و همکاران، 1384).

دستكاري سود عبارت است از تغيير دادن سود توسط مديران به شكل آگاهانه و با مقاصد خاص. حسابها با اين هدف دستكاري مي شوند كه تصور بازار از ريسك شركت را تحت تاثير قرار دهند. در مدل ارائه شده توسط بریتون و استولوی (2000) ريسك به دو بخش متفاوت تقسيم شده است. اولين بخش ريسك با پراكندگي بازده مرتبط است و با سود هر سهم اندازه گيري مي شود. دومين بخش متناظر با ساختار مالي شركت است و با نسبت بدهي به دارايي سنجيده مي شود.چارچوبي كه آنها ارائه داده اند. فعاليت هاي مربوط به دستكاري حساب ها را در ارتباط با اين دو جنبه از ريسك طبقه بندي مي كند.

 

 

نگاره 2-1. چهارچوبی برای طبقه بندی انواع دستکاری در حسابها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-6.

[1]Income manipulation

Breton and Stolowy[2]

نظر دهید »
مفهوم مدیریت سود
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

محاسبه سود خالص در یک واحد تجاری متأثر از روش ها و برآوردهای  حسابداری می باشد و این امر فرصتی را برای مدیران فرآهم می آورد تا با بهره گرفتن از شیوه های گوناگون، سود حسابداری گزارش شده را مدیریت کنند. فلسفه مديريت سود، بهره گيري از انعطاف پذيري روش ها ی استاندارد و اصول پذيرفته شده حسابداري مي باشد. البته تفسيرهاي گوناگوني كه مي‏توان ازروش ها ی اجرايي يك استاندارد حسابداري برداشت كرد، ازديگر دلايل وجود مديريت سود مي باشد. اين انعطاف پذيري دليل اصلي تنوع موجود در روش هاي حسابداري است. درزماني كه تفسير يك استاندارد بسيار انعطاف پذيراست، يكپارچگي داده ها ارائه شده درصورتهاي مالي كمترمي شود. اصول تطابق و محافظه كاري نيز مي تواند باعث مديريت سود شود .به اعتقاد شیپر[1] (1989)مدیریت سود عبارت است از گزارشگری جانبدارانه و همراه با سوگیری، که براساس آن مدیران از روی تعمد و با تصمیم قبلی، در فرایند تصمیم گیری مالی مداخله می کنند تا برخی از منافع خاص را عاید خود کنند. از نظر مولفورد و کامیسکی[2] (1996) مدیریت سود یک دستکاری آگاهانه و فعال در نتایج حسابداری به منظور ایجاد تغییر در نشان دادن وضعیت تجاری واحد اقتصادی می باشد. در کتاب تئوری های حسابداری اسکات (1997) مدیریت سود به عنوان اختیار شرکت در انتخاب سیاست های حسابداری برای دستیابی به برخی اهداف خاص مدیرتعریف شده است. به بیان دیگر، مدیریت سود عبارت است از نوعی مداخله هدفمند مدیر در فرایند گزارشگری مالی برون سازمانی واحد تجاری، به منظور تحصیل منافع شخصی که از طریق دستکاری اطلاعات در دوره مالی جاری صورت می گیرد.

حسابداری

طبق اظهارات هلی و والن[3] (1999)مدیریت سود زمانی اتفاق می‏افتد که مدیران از قضاوت های شخصی خود در گزارشگری مالی استفاده کنند و درنتیجه در ساختارمعاملاتجهت تغییر گزارشگری مالی دستکاری نمایند. این تغییرات در گزارشگری مالی موجب گمراهی افراد ذینفع، درباره عملکرد بنگاه اقتصادی می شود و یا روی پیامدهای ناشی از قراردادهای واحد تجاری که به ارقام حسابداری گزارش شده وابسته است، اثر می گذارد. در پاسخ به این سوال که چرا شرکت‏ها به تغییرات حسابداری آرایشی متوسل می شوند، واتز و زیمبرمن[4] (1986) نظریه اثباتی[5] خود را مطرح کردند. این نظریه انگیزه هایی غیر از انگیزه های مرتبط با بازار سرمایه را برای مدیریت سود توسط شرکت ها طرح نمود. فرضیه های اصلی مطرح شده توسط آن ها عبارت است از فرضیه طرح پاداش، فرضیه قرارداد بدهی و فرضیه هزینه های سیاسی.

به اعتقاد گیروکس[6] (2004)، مدیریت سود شامل طیف وسیعی است که از حسابداری محافظه کارانه[7]شروع می شود و با حسابداری معتدل یا غیرجانبدارانه[8] و سپس حسابداری از نوع تخطی و انحراف از اصول، قواعد و میثاق ها، یا حسابداری متهورانه[9] ادامه می یابد و درنهایت به حسابداری فریب آمیز یا حسابداری متقلبانه[10] منتهی می شود. لذا حوزه و محدوده بسیار وسیعی برای قضاوت شخصی در حسابداری به وجود می آید. که این مسئله موجب اغوای مدیران شده و در آنان ایجاد انگیزه می کند تا به دستکاری سود مبادرت ورزند.

مدیریت بنگاه های اقتصادی، بر مبنای دیدگاه خویش، استفاده مناسب را از قواعد و میثاق های حسابداری به عمل می آورند. دیدگاه مدیران می تواند، محافظه کارانه یا محتاطانه باشد که در این حالت، دورزدن استانداردهای حسابداری و همچنین وجود اقلام غیرمترقبه کمتر مشاهده می شود و طبعاً افشاء کامل صورت می گیرد. نتیجه تحقق این امر، نشان دادن اعداد و ارقام نزدیک به واقع در گزارشهای مالی و ارائه سود با کیفیت بالا و مطلوب خواهد بود. حالت عکس وضعیت بالا دیدگاه افراطی مدیران در تجاوز به دستوالعمل ها و قواعد و تخطی از اصول و موازین پذیرفته شده حسابداری می باشد که باعث تنظیم و ارائه گزارشهای مالی فریب آمیز و گمراه کننده می‏شود(بهارمقدم، 1385).

عکس مرتبط با اقتصاد

[1]Schipper

[2]Mulford and Comiskey

[3]Healy and Wahlen

[4]Positive Accounting Theory

[5]

[6]Giroux

[7]Conversation Accounting

[8]Moderate Accounting

[9]Aggressive Accounting

[10]Fraud Accounting

نظر دهید »
الگوها و تئوری های مرتبط با مدیریت سود
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

برای مدیریت سود الگوهای مختلفی وجود دارد. اولین الگوی مطرح شده در این ارتباط الگوی کسب آرامش می باشد. این الگو که مخرب ترین نوع مدیریت سود است. زمانی کاربرد دارد که بر اثر فشار سهامداران به مدیریت، احتمال برکناری وی وجود داشته باشد. در این حالت مدیریت سعی می کند که به طرق مختلف همانند فروش دارایی های مستهلک شده، کاهش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول و … سود سال جاری را بالا برده و عملکرد شرکت را مطلوب جلوه دهد. مخرب بودن این الگو زمانی است که عملکرد شرکت، قیمت بازارسهام را توجیه نکند. در چنین شرایطی تصنعی بودن سود ارائه شده توسط شرکت آشکار می شود که این امر نه تنها ارزش سهام شرکت را کاهش می دهد بلکه بر اعتبار شرکت نیز لطمه وارد می کند (احمدپور و یحیی زاده فر، 1383). الگوی دیگر، حداکثر سازی سود می باشد که در مورد طرح های پاداش مدیریت کاربرد داشته و مدیریت تلاش می کند در راستای دست یابی به پاداش بیشتر سود را افزایش دهد.در نقطه مقابل این الگو، الگوی حداقل سازی سود قرار دارد. این الگو در مورد مدیران محافظه کار در شرکت هایی مصداق دارد که دارای یک رویه بلندمدت سوددهی باشند.اما رایج ترین الگو در مدیریت سود، الگوی هموارسازی سود می باشد. این الگو سعی در کاهش نوسان های موقتی سود گزارش شده به دلیل مغایرت با سود اقتصادی دارد(احمدپور و کریمی، 1385).

عکس مرتبط با اقتصاد

در ارتباط با مدیریت سود تئوری های مختلفی ارائه شده است. یکی از این تئوری ها که در مقام تبیین مدیریت سود برآمده است، تئوری اثباتی می باشد. این تئوری توسط واتز و زیمبرمن (1986)بسط داده شده وبه دلیل تاکید بر جنبه های هنجاری و توصیفی، مطرح شده است. مسئله مهمی که در این تئوری در بیان فرضیه های مدیریت سود وجود دارد، این است که قیمت سهام به جریانات وجه نقد وابسته است نه سود حسابداری. بر این اساس با وجود فرضیه بازار کارا دو شرکت که جریانات نقدی همانند دارند، ارزش یکسان دارند. هرچند رویه های حسابداری متفاوتی داشته باشند. باتوجه به مطالب بیان شده مسئله ی اصلی تئوری اثباتی تعیین شیوه ای است که رویه های حسابداری بر جریانات نقدی شرکت و به تبع آن منافع مدیریت مؤثر واقع شده و موجب تغییر در قیمت بازار سهام و ارزش شرکت می شوند.

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

تئوری دیگر، تئوری نمایندگی می باشد که مبانی آن توسط جنسن و مکلینگ[1] (1976) مطرح شده است. تأکید این تئوری بر قراردادهای آزادی است که بین گروه های مختلف سازمانی به عنوان راه حلی کارآمد برای از بین بردن تضاد منافع به عمل آید. سیر تکاملی این تئوری به این دیدگاه منجر شده است که سازمان حلقه قراردادهاست که از طریق حکم های تفویض اختیار با وظایف مشخص شده از طرف مقامات بالاتر صورت می گیرد. مدیر به عنوان منافع سهامداران به دنبال حداکثرکردن منافع خویش است، لیکن منافع خود را در گرو منافع سهامداران که در قرارداد مشخص شده است می داند. براین اساس عملکرد شرکت و اطلاعات مالی ارائه شده به شرکت، حاصل تعادل در منافع این دو گروه است و مدیریت سود اعمال شده توسط مدیریت (هموارسازی سود) نه تنها تأمین کننده منافع مدیریت است بلکه منافع سهامداران را هم تأمین می کند(احمدپور و کریمی، 1385). از دیگر تئوری های مطرح شده در ارتباط با مدیریت سود تئوری هموارسازی سود می باشد که اولین بار توسط گوردن (1964)ارائهشده است. بر اساس این تئوری: 1)شاخص مدیریت برای انتخاب از بین اصول حسابداری، بالابردن منافع خویش است. 2) با افزایش امنیت شغلی منافع مدیریت، نرخ رشد درآمد و نرخ رشد شرکت افزایش می یابد. 3) دستیابی به اهداف قیدشده در بند دوم به رضایت سهامداران بستگی دارد. یعنی هر اندازه سهامداران خشنودتر باشند، امنیت شغلی مدیریت، حقوق و مزایای وی و …. بیشتر خواهد شد. 4) متوسط نرخ رشد سود شرکت و ثبات درآن رضایت سهامداران را افزایش می دهد.

[1]Jensen and Meckling

نظر دهید »
انواع مدیریت سود
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

انوان مدیریت سود را می توان در پنج گروه تقسیم بندی کرد:

2-9-1. مدیریت سود از طریق زمان بندی رویدادها

با فرض وقوع رویداد و شناخت و ثبت آن، مدیریت برای تعیین دوره هایی که تحت تأثیر مقادیر کمی این رویدادها قرار می گیرند، از اختیارات زیادی برخوردار است و می تواند آن ها را کنترل کند. مانند تخصیص هزینه ها به دوره های آتی، سرمایه ای تلقی کردن برخی هزینه ها و … . مدیریت این اختیار را دارد که چگونه و چه موقع رویدادها را شناسایی کند. زمان بندی خرید و فروش دارایی ها نیز می تواند بر سود حسابداری تأثیر بگذارد. مدیریت می تواند زمان و مقدار سرمایه گذاری در هزینه های تحقیق و توسعه، تبلیغات و نگهداری را انتخاب نماید. مدیریت همچنین قادر است در مورد زمان بندی فروش اموال، ماشین آلات و تجهیزات برای تسریع بخشیدن یا به تأخیر انداختن شناخت سود و زیان تصمیم گیری نماید (ناظمی اردکانی، 1389). اولین تحقیق  درباره مدیریت سود از طریق زمانبندی فروش دارایی ها توسط بارتو[1] (1993) صورت گرفت. نتایج مطالعات وی حامی از این است که مدیران با بهره گرفتن از زمان بندی فروش دارایی ها تغییرات موقتی سود را هموار ساخته و اقدام به مدیریت سود می نمایند.

2-9-2. مدیریت سود از طریق انتخاب و تغییر رویه های حسابداری

حسابداری

انتخاب رویه های حسابداری بر زمان بندی شناخت درآمدها و هزینه ها در محاسبه سود تأثیر می‏گذارد. به عنوان مثال، رویه هایی که شناخت درآمدها را به جلو و تشخیص هزینه ها را به تأخیر می‏اندازند، سود گزارش شده را افزایش خواهند داد. حتی بعد از این که مدیریت شرکت رویه‏های حسابداری را انتخاب کرد، هنوز این اختیار وجود دارد که چگونه اصول مربوط را بکار گیرد. به طور مثال در مورد برآورد عمر خدمات، ارزش اسقاط، عمر دارایی های نامشهود، نرخ سوخت حساب های دریافتنی و …. مدیریت از اختیار برخورد دارد می باشد (ناظمی اردکانی، 1389).

2-9-3. مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی

حسابداری تعهدی، حق انتخاب قابل توجهی به مدیران در تعیین سود در دوره های زمانی متفاوت اعطاء نموده است. در واقع تحت این نوع از سیستم حسابداری، مدیران کنترل چشمگیری بر زمان تشخیص برخی از اقلام هزینه از جمله هزینه های تبلیغات و مخارج تحقیق و توسعه ای دارند. از سوی دیگر مدیران در سیستم حسابداری تعهدی، با گزینه های متفاوتی در مورد زمان تشخیص درآمدها نیز روبرو می باشند، از جمله تشخیص سریعتر درآمد از طریق انجام فروش های نسیه(مشایخی و همکاران، 1384).

2-9-4. مدیریت سود از طریق دستکاری فعالیت‏های واقعی (مدیریت واقعی سود)

شیپر (1989) در تحقیق خود عنوان کرد که مدیریت سود می تواند فعالیت های واقعی را نیز شامل گردد. این نوع مدیریت سود از طریق تغییر در فعالیت های عملیاتی با هدف گمراه کردن ذینفعان انجام می شود. دستکاری فعالیت های واقعی بر جریان های نقدی و درپاره ای از موارد بر اقلام تعهدی تأثیر می گذارند (ولی زاده لاریجانی، 1387).

رویچودهری[2](2006)اینگونه بیان می کندکه اگرچه اینگونه انحرافات درعملیات شرکت دررسیدن به اهداف گزارشگری مالی به مدیركمك می كند، لیکن ارزش شرکت را افزایش نمی دهد. روش های دستكاری فعالیت های واقعی مانندكاهش قیمت فروش محصولات به منظورافزایش فروش و یاكاهش مخارج اختیاری دربحرانهای اقتصادی، ازجمله روش های بهینه ای هستندكه به مدیران كمك می كند. ولی اگرمدیران به صورت گسترده وغیرعادی به استفاده از روش های مذكورعلاقه نشان دهند، درواقع آنها به مدیریت واقعی سود تمایل دارند و وجودسرمایه‏گذاران خبره وآگاه دستكاری فعالیتهای واقعی را محدود می كند. بنابراین اگرچه مدیران با انجام چنین فعالیتهایی می توانند به سودهای موردنظرشان دركوتاه مدت دست یابند لیكن آنهادربلندمدت نخواهندتوانست ارزش شركت را افزایش دهند.

عکس مرتبط با اقتصاد

[1]Bartov

[2] Roychowdhury

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 46
  • 47
  • 48
  • ...
  • 49
  • ...
  • 50
  • 51
  • 52
  • ...
  • 53
  • ...
  • 54
  • 55
  • 56
  • ...
  • 218
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تجربه هایی برای فردای بهتر

 فروش محصولات فریلنسینگ
 علل استفراغ گربه
 حفظ عشق زناشویی
 آموزش Gemini پیشرفته
 سردی احساسات در روابط طولانی
 استفاده حرفه‌ای از Copilot
 راهکارهای جذب دختر
 آموزش قیف فروش
 تشخیص بیماری کلیه سگ
 بهبود دوره‌های آموزشی آنلاین
 تغذیه طوطی با پلت
 فروش منابع روانشناسی
 معرفی سگ شارپی
 درآمد از همکاری در فروش
 بازاریابی نامحسوس
 عشق در سنین مختلف
 سگ مالینویز وفادار
 آموزش ChatGPT هوش مصنوعی
 طوطی ماکائو پرنده درخشان
 عشق یکطرفه و سلامت روان
 درآمدزایی از یوتوب
 تعادل در رابطه عاشقانه
 فروش راهنمای سفر آنلاین
 روانشناسی اعتماد در عشق
 نوشتن کتاب درآمدزا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • روحانيت پزشكي:
  • پایان نامه تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت و تصویر قیمت بر ارزش ویژه برند و واکنش مصرف کننده
  • پایان نامه بررسی اثربخشی الگوی درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی (MBSR) در کاهش نگرانی بیمارگونه
  • تاریخچه مدیریت
  • رویکرد مبتنی بر مدیریت
  • پایان نامه اثر بخشی بازی درمانی گروهی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه
  • پایان نامه مقایسه دیدگاه های اعضای هیئت علمی و دانشجویان درباره کاربرد مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش
  • پایان نامه بررسی فقهی وحقوقی حکم غیابی با رویکردی به قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
  • پایان نامه مطالعه و بررسی عوامل موثر بر تمایلات رفتاری مشتریان
  • اختلالات مختلط روانپزشکی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان