تجربه هایی برای فردای بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مهارت انسانی
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در تعریف مهارت انسانی رابرت کاتز (1974) عقیده دارد که: مهارت انسانی، یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت موثر به عنوان عضو گروه، ایجاد انگیزه در افراد وتاثیر گذاری بر رفتار آنان کاتز (1974) مهارت انسانی مدیر در ارائه راهکار ثمربخش به عنوان یکی از اعضای گروه و ایجاد تفاهم و همکاری بین گروهی است که هدایت و رهبری آن را بر عهده دارد. مهارت انسانی ناشی از تعریف عام مدیریت است و آن عبارت است از توانایی ایجاد انگیزه، هدایت و رهبری ارتباط با سایرین می‌باشد. مدیران باید قادر باشند تا برای انجام امور با دیگران ارتباط برقرار کنند. مهارت انسانی، توانایی کار با افراد و درک برانگیختن دیگران هم در سطح فردی و هم در سطح گروهی است. مدیران بایستی مهارتهای انسانی قوی را برای ایجاد ارتباط و بر انگیختن و تفویض امور داشته باشد.

مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی است. مهارت انسانی یعنی کار کردن با مردم در مقابل کار کردن با اشیاء و چیزها می‌باشد. داشتن مهارت انسانی مستلزم آن است که شخص پیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشد، عقاید و افکارش بر خود او روشن باشد، به عقاید، ارزش‌ها و احساسات دیگران احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تأثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد. امروزه دانش علمی در قلمرو روان‌شناسی، روانشناسی اجتماعی، مردم‌شناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی به طور غیرمستقیم زمینه دستیابی به مهارتهای انسانی را فراهم می‌سازند. کنش و واکنش متقابل با مردم و حساسیت نسبت به انگیزه‌ها، انتظارات و رفتارهای آنان کمک می‌کنند تا شخص به مرور بتواند عمل و عوامل شکل‌دهنده رفتار افراد انسانی را درک کرده، راه و رسم کار کردن با مردم و اثرگذاری بر رفتار آنان را بیاموزد. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شمار یکی از اعضای موثر محیط آموزشی درآید و بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد باید به حد کافی از مهارتهای انسانی بهره‌مند باشد (علاقه بند،1375).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

کیت دیویس(1356) بیان می‌دارند که از دیدگاه مدیریت، روابط انسانی عبارت است از برانگیختن افراد در سازمان به منظور ایجاد همکاری از نوعی که نیازهای افراد را برطرف سازد و موجبات تحقق هدف‌های سازمان را فراهم آورد. مدیرانی که دارای مهارت انسانی در سطح عالی هستند احتمالا در مقایسه با مدیرانی که چنین مهارتی ندارند خیلی موفق‌ترند.

علت وجودی و مسئولیت‌های اساسی مدیران آموزشی، ایفای نقش‌های رهبری در سازمان‌های آموزشی، به ویژه در تمام سطوح مدارس است. رهبری اثربخش و کارآمد تأمین و استفاده‌ی موثرتر و بهتر از منابع مادی و مالی و به ویژه منابع انسانی است. برای رسیدن به

هدف‌های دور و نزدیک آموزش و پرورش از مدیرمسئول و لایق و حرفه‌ای انتظار می رود که با بهره گرفتن از اصول مدیریت و روابط انسانی، مدرسه‌ای خلاق و پربار ایجاد کند؛ محیطی که از هر نظر شایسته‌ی نام زیبای مدرسه باشد. مدرسه باید کودکان، نوجوانان و جوانان را بااستعدادهای متفاوت و با زمینه‌های گوناگون تربیت خانوادگی و محلی، برای کار و زندگی پر بار و خالی از اضطراب و دغدغه، آماده و مهیا سازد.

مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شمار یکی از اعضای موثر محیط آموزشی درآمده و بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد باید به حد کافی از مهارت انسانی بهره‌مند باشد (کاتز، 1974).

مهارت انسانی به توانایی کار و رفتار خوب با دیگران مربوط است. این لیاقت از اعتماد، اشتیاق و برخورد صادقانه ناشی می‌گردد. یک شخص بامهارت خوب انسانی قطعاً خودشناسی قابل ملاحظه و استعداد درک و احساس همدردی با دیگران دارد (ایران نژاد پاریزی؛1386).

مهارت انسانی، احترام گذاشتن به دیگران است؛ به بیان دیگر مهارت انسانی همان دانش رفتارشناسی بوده که به متغیرهای فراوان در خصوص دیگران می‌پردازد و هدف آن شناخت ریشه‌های اصلی تفاوت‌های اختلافات و تعارضات رفتاری در روابط مدیر و کارکنان و یافتن راه‌ حل ‌های مناسب برای همکاری بین آن‌هاست. اهمیت مهارت انسانی در مدرسه در آن است که دانش‌آموزان در حال شکل‌گیری هستند و برخورد با آنان به ظرافت و تخصص نیاز دارد (خورشیدی، 1382).

روابط انسانی از جایگاه خاصی برخوردار است. بدین معنا روابط انسانی عبارت است از توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان، کارکنان، دانش‌آموزان و اولیاء آن‌ ها از طریق پذیرفتن وجود، شخصیت، ویژگی‌های فردی و همه تفاوت‌هایی که آنان با شخص مدیر دارند. بدین ترتیب لازمه تحکیم روابط انسانی در مدرسه شناخت عمیق مدیر و رهبر آموزشی از ویژگی‌های جسمی، روانی، شخصیتی، ذهنی و غیره آن‌ ها است (همان).

مطالعه‌ای که روی 191 نفر از مدیران ارشد 6 شرکت در بین 500 شرکت بزرگی که مجله فورچون اسامی آنان را انتشار می‌دهد، انجام شد که توانست به این سؤال پاسخ دهد که «چرا مدیران شکست می خورند؟» پاسخ این سؤال این بود: بزرگترین دلیل شکست در ارتباط با این مدیران، ضعیف بودن آنها در زمینه مهارتهای انسانی است (احمدی،1385).

به جرأت می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین مهارتهای مهم مدیریت آموزشی، مهارت در برقراری روابط انسانی به معنی ایجاد محیط مساعد و مطلوب برای کار از طریق جلب مشارکت گروه‌های انسانی است. به نظر برخی از متفکرین مدیریت می‌تواند در همین مهارت خلاصه شود زیرا که بیشتر اهداف، عموماً مستلزم جلب مشارکت گروه‌های انسانی است. اگر مدیر نتواند روابط انسانی صحیحی با کارمندان برقرار کند، نخواهد توانست در ایفای نقش خود موفق باشد؛ بنابراین امروزه مهارت انسانی در درجه اول اهمیت قرار دارد (هرسی و بلانچارد، 1385).

آنچه که در مهارت انسانی قابل تعمق است و در تعریف فالت نیز تأکید زیادی بر آن شده است پذیرش افراد با تمام وجود است. مقدمه چنین پذیرشی شناخت است. هر مدیری با همکاری دیگران کار می‌کند و بدون عوامل انسانی سازمان، موفقیت او ممکن نیست.

مدیریت یعنی کار کردن با انسان‌ها، میان انسان‌ها و برای انسان‌ها شکل شماره (2-1) این رابطه را نشان می‌دهد (میر کمالی،1379).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2-1.  جریان سازمانی و انسانی

(کسمایی،1381: 48)

به دلیل این که مهارتهای انسانی خیلی ملموس نیستند و فنون و روش‌های مشخصی ندارند به آسانی کسب نمی‌شوند اما دانش‌اندوزی در زمینه علوم رفتاری، روانشناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و کار در گروه امکان دستیابی به آن‌ ها را فراهم می‌آورد و به این ترتیب مدیر عوامل تشکیل‌دهنده‌ی رفتار انسان‌ها را درک کرده و روش‌های کار با مردم و تأثیرگذاری بر رفتار آنان را فرامی‌گیرد (علاقه بند،1378).

در تعریف مهارت انسانی رابرت کاتز (1974) عقیده دارد که: مهارت انسانی، یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت موثر به عنوان عضو گروه، ایجاد انگیزه در افراد وتاثیر گذاری بر رفتار آنان کاتز (1974) مهارت انسانی مدیر در ارائه راهکار ثمربخش به عنوان یکی از اعضای گروه و ایجاد تفاهم و همکاری بین گروهی است که هدایت و رهبری آن را بر عهده دارد. مهارت انسانی ناشی از تعریف عام مدیریت است و آن عبارت است از توانایی ایجاد انگیزه، هدایت و رهبری ارتباط با سایرین می‌باشد. مدیران باید قادر باشند تا برای انجام امور با دیگران ارتباط برقرار کنند. مهارت انسانی، توانایی کار با افراد و درک برانگیختن دیگران هم در سطح فردی و هم در سطح گروهی است. مدیران بایستی مهارتهای انسانی قوی را برای ایجاد ارتباط و بر انگیختن و تفویض امور داشته باشد.

مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی است. مهارت انسانی یعنی کار کردن با مردم در مقابل کار کردن با اشیاء و چیزها می‌باشد. داشتن مهارت انسانی مستلزم آن است که شخص پیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشد، عقاید و افکارش بر خود او روشن باشد، به عقاید، ارزش‌ها و احساسات دیگران احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تأثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد. امروزه دانش علمی در قلمرو روان‌شناسی، روانشناسی اجتماعی، مردم‌شناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی به طور غیرمستقیم زمینه دستیابی به مهارتهای انسانی را فراهم می‌سازند. کنش و واکنش متقابل با مردم و حساسیت نسبت به انگیزه‌ها، انتظارات و رفتارهای آنان کمک می‌کنند تا شخص به مرور بتواند عمل و عوامل شکل‌دهنده رفتار افراد انسانی را درک کرده، راه و رسم کار کردن با مردم و اثرگذاری بر رفتار آنان را بیاموزد. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شمار یکی از اعضای موثر محیط آموزشی درآید و بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد باید به حد کافی از مهارتهای انسانی بهره‌مند باشد (علاقه بند،1375).

کیت دیویس(1356) بیان می‌دارند که از دیدگاه مدیریت، روابط انسانی عبارت است از برانگیختن افراد در سازمان به منظور ایجاد همکاری از نوعی که نیازهای افراد را برطرف سازد و موجبات تحقق هدف‌های سازمان را فراهم آورد. مدیرانی که دارای مهارت انسانی در سطح عالی هستند احتمالا در مقایسه با مدیرانی که چنین مهارتی ندارند خیلی موفق‌ترند.

علت وجودی و مسئولیت‌های اساسی مدیران آموزشی، ایفای نقش‌های رهبری در سازمان‌های آموزشی، به ویژه در تمام سطوح مدارس است. رهبری اثربخش و کارآمد تأمین و استفاده‌ی موثرتر و بهتر از منابع مادی و مالی و به ویژه منابع انسانی است. برای رسیدن به

هدف‌های دور و نزدیک آموزش و پرورش از مدیرمسئول و لایق و حرفه‌ای انتظار می رود که با بهره گرفتن از اصول مدیریت و روابط انسانی، مدرسه‌ای خلاق و پربار ایجاد کند؛ محیطی که از هر نظر شایسته‌ی نام زیبای مدرسه باشد. مدرسه باید کودکان، نوجوانان و جوانان را بااستعدادهای متفاوت و با زمینه‌های گوناگون تربیت خانوادگی و محلی، برای کار و زندگی پر بار و خالی از اضطراب و دغدغه، آماده و مهیا سازد.

مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شمار یکی از اعضای موثر محیط آموزشی درآمده و بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد باید به حد کافی از مهارت انسانی بهره‌مند باشد (کاتز، 1974).

مهارت انسانی به توانایی کار و رفتار خوب با دیگران مربوط است. این لیاقت از اعتماد، اشتیاق و برخورد صادقانه ناشی می‌گردد. یک شخص بامهارت خوب انسانی قطعاً خودشناسی قابل ملاحظه و استعداد درک و احساس همدردی با دیگران دارد (ایران نژاد پاریزی؛1386).

مهارت انسانی، احترام گذاشتن به دیگران است؛ به بیان دیگر مهارت انسانی همان دانش رفتارشناسی بوده که به متغیرهای فراوان در خصوص دیگران می‌پردازد و هدف آن شناخت ریشه‌های اصلی تفاوت‌های اختلافات و تعارضات رفتاری در روابط مدیر و کارکنان و یافتن راه‌ حل ‌های مناسب برای همکاری بین آن‌هاست. اهمیت مهارت انسانی در مدرسه در آن است که دانش‌آموزان در حال شکل‌گیری هستند و برخورد با آنان به ظرافت و تخصص نیاز دارد (خورشیدی، 1382).

روابط انسانی از جایگاه خاصی برخوردار است. بدین معنا روابط انسانی عبارت است از توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان، کارکنان، دانش‌آموزان و اولیاء آن‌ ها از طریق پذیرفتن وجود، شخصیت، ویژگی‌های فردی و همه تفاوت‌هایی که آنان با شخص مدیر دارند. بدین ترتیب لازمه تحکیم روابط انسانی در مدرسه شناخت عمیق مدیر و رهبر آموزشی از ویژگی‌های جسمی، روانی، شخصیتی، ذهنی و غیره آن‌ ها است (همان).

مطالعه‌ای که روی 191 نفر از مدیران ارشد 6 شرکت در بین 500 شرکت بزرگی که مجله فورچون اسامی آنان را انتشار می‌دهد، انجام شد که توانست به این سؤال پاسخ دهد که «چرا مدیران شکست می خورند؟» پاسخ این سؤال این بود: بزرگترین دلیل شکست در ارتباط با این مدیران، ضعیف بودن آنها در زمینه مهارتهای انسانی است (احمدی،1385).

به جرأت می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین مهارتهای مهم مدیریت آموزشی، مهارت در برقراری روابط انسانی به معنی ایجاد محیط مساعد و مطلوب برای کار از طریق جلب مشارکت گروه‌های انسانی است. به نظر برخی از متفکرین مدیریت می‌تواند در همین مهارت خلاصه شود زیرا که بیشتر اهداف، عموماً مستلزم جلب مشارکت گروه‌های انسانی است. اگر مدیر نتواند روابط انسانی صحیحی با کارمندان برقرار کند، نخواهد توانست در ایفای نقش خود موفق باشد؛ بنابراین امروزه مهارت انسانی در درجه اول اهمیت قرار دارد (هرسی و بلانچارد، 1385).

آنچه که در مهارت انسانی قابل تعمق است و در تعریف فالت نیز تأکید زیادی بر آن شده است پذیرش افراد با تمام وجود است. مقدمه چنین پذیرشی شناخت است. هر مدیری با همکاری دیگران کار می‌کند و بدون عوامل انسانی سازمان، موفقیت او ممکن نیست.

مدیریت یعنی کار کردن با انسان‌ها، میان انسان‌ها و برای انسان‌ها شکل شماره (2-1) این رابطه را نشان می‌دهد (میر کمالی،1379).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2-1.  جریان سازمانی و انسانی

(کسمایی،1381: 48)

به دلیل این که مهارتهای انسانی خیلی ملموس نیستند و فنون و روش‌های مشخصی ندارند به آسانی کسب نمی‌شوند اما دانش‌اندوزی در زمینه علوم رفتاری، روانشناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و کار در گروه امکان دستیابی به آن‌ ها را فراهم می‌آورد و به این ترتیب مدیر عوامل تشکیل‌دهنده‌ی رفتار انسان‌ها را درک کرده و روش‌های کار با مردم و تأثیرگذاری بر رفتار آنان را فرامی‌گیرد (علاقه بند،1378).

نظر دهید »
نظریه روابط انسانی
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مفهوم روابط انسانی با مطالعات گروه «هاروارد» به سرپرستی «التون مایو[1]» در آزمایشگاه (هاوتورن[2]) در کارخانه وسترن الکتریک شیکاگو، نضج گرفت. سال‌ها گمان می‌رفت دستمزد و شرایط فیزیکی کار، زمینه‌های اصلی انگیزش کارگران و افزایش تولید است، اما مطالعات گروه هاروارد این فرضیه‌ها را که ناشی از الگوهای حقوقی بود زیر سؤال برد زیرا کارگران به عنوان انسان اقتصادی- منطقی رفتار نمی‌کردند بلکه به عنوان یک انسان اجتماعی و موجودی پیچیده باانگیزه‌ها و ارزش‌های چندگانه ظاهرشده بودند وبر اساس مجموعه‌ای از حقایق، منافع و احساسات و عواطفشان عمل می‌کردند. علیرغم تغییر شرایط فیزیکی کار و ایجاد شرایط نامطلوب برای کارگران تولید افزایش یافته بود. کارگران دلیل آن را متمایز شدن از دیگران و مورد توجه قرار گرفتن می‌دانستند، با این ترتیب ساختار غیررسمی که کشف بزرگی در مدیریت و سازمان به حساب می‌آید مورد توجه واقع شد (اسکات ،1380).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

به طور خلاصه نتیجه‌گیری‌های اصلی از پژوهش‌های «هالوژن»عبارت‌اند از:

-  کارکنان را باید به عنوان اعضای اصلی گروه مشاهده کرد.

- نیاز افراد به عضویت در گروه از پاداش‌های مادی و شرایط کار اهمیت بیشتری دارد.

- گروه‌های غیررسمی تأثیر زیادی بر رفتار کارکنان دارند.

- مدیران باید از نیازهای گروه‌های غیررسمی آگاهی داشته باشند و به آنها پاسخ‌گویند تا همکاری آنان در جهت اهداف سازمانی جلب نمایند (کل ، 1376).

 برخی شاخص‌های روابط انسانی:

  1. درک نیازها، استعدادها و مشکلات دیگران و کوشش برای تأمین، شکوفایی و حل آن: همه معلمان، دانش‌آموزان و حتی اولیاء به عنوان انسان دارای نیازهایی هستند که بهنجاری و سلامت آنها به تأمین این نیازها بستگی دارد. انگیزه وصل به کار و مسئولیت‌پذیری انسان‌ها با نیازهای آن‌ ها رابطه‌ی مستقیم دارد. هر قدر که فرد بین کارها و نیازهایشان همخوانی و سازگاری بیشتری احساس کند، تحرک بیشتری از خود نشان خواهد داد. کوشش برای شناخت نیازها و تأمین آن‌ ها از وظایف اساسی مدیر آموزشی است (میر کمالی،1380).
  2. پذیرش تفاوت‌های فردی: سازمان آموزشی مکان شکوفایی و پرورش استعدادهای دانش‌آموزان است اگر چه بیشتر آموزش‌ها به صورت گروهی انجام می‌شود، اما تعلیم و تربیت امروزه به سوی آموزش فردی پیش می رود. فلیت[3] گفته است، همان‌گونه که اثر انگشت هیچ دو نفری یکسان نیست، عقاید، افکار و ایده‌های هیچ یک از ما در زمینه‌های مذهبی، سیاسی و غیره یکسان نمی‌باشد در اکثر تعاریفی که از روابط انسانی شده، مسئله پذیرش فرد یعنی پذیرش، اهمیت و حق زیست او مورد توجه بوده است. در این تعاریف سعی شده است که از طریق دادن آزادی عمل، شناسایی فرد به عنوان یک شخص با تمام تفاوت‌ها و خصوصیات فردی، درک قابلیت‌ها و شرکت دادن او در تصمیم‌گیری‌ها، بر میزان علاقه خود افزوده گردد (کردستانی،1390).
  3. دوست داشتن دیگران: یکی از موضوعات بسیار حساس در همه‌ی مدیریت‌ها و به ویژه در مدیریت آموزشی که تا حدودی بحث کمتری در مورد آن شده و نتوانسته است توجه و حساسیت مدیران را برانگیزد. مسئله توان یا مهارت دوست داشتن دانش‌آموزان و معلمان است. سنگ زیربنای دوست داشتن دیگران، ارزش قائل شدن برای آن‌هاست. اصولاً تا کسی نگرش مثبتی نسبت به انسان‌ها در کل و نیروهایی که با آن کار می‌کند نداشته باشد، مدیر خوبی نخواهد شد. رسول گرامی اسلام (ص) تاکید فراوانی بر مهر ورزیدن به کودکان و دوست داشتن آن‌ ها داشت و می‌فرمود «احبوا الصبیان و ارحموهم» یعنی کودکان را دوست بدارید و با آن رحیم و مهربان باشید.
  4. برقراری بهداشت روانی در محیط آموزشی: هر محیط آموزشی دارای جوی است که ممکن است آن محیط را سرد، خشک، غیرقابل‌اعتماد، ترس‌آور و یا گرم، صمیمی، قابل‌انعطاف، قابل‌اعتماد و حمایت‌کننده سازد؛ و هر چه جو سازمان مثبت تر باشد، برقراری روابط انسانی آسان تر خواهد بود. اگر محیطی بتواند به فرد اعتمادبه‌نفس بدهد و بروز استعدادها و احساسات او را ممکن سازد و در نهایت بتوانند زمینه‌های دست‌یابی به نیازهای فرد را امکان‌پذیر سازد، افراد احساس شادی و خوشبختی خواهند کرد.

افرادی که از بهداشت روانی برخوردارند دارای ویژگی‌های زیر هستند:

  • افراد سالم در مورد خویش احساس آرامش و آسودگی خاطر دارند.
  • از زندگی خود ناامید نیستند.
  • در برخورد با مشکلات، خود را توانا احساس می‌کنند.
  • برای تفاوت‌های فردی دیگران احترام قابل هستند.
  • اهداف واقع‌بینانه ای برای خود در نظر می‌گیرند.
  • دیگران را دوست دارند و خواست‌های آنان را در نظر می‌گیرند.

مدیران باید جوی حاکی از اعتمادبه‌نفس و خود پنداری مثبت و نظایر آن در افرادی به وجود آورند تا افراد احساس ارزشمندی و نشاط و شادی را در خود ایجاد کنند (میر کمالی،1380).

[1]. Elton mayo

[2]. Haw thorne

[3]. Fleet

مفهوم روابط انسانی با مطالعات گروه «هاروارد» به سرپرستی «التون مایو[1]» در آزمایشگاه (هاوتورن[2]) در کارخانه وسترن الکتریک شیکاگو، نضج گرفت. سال‌ها گمان می‌رفت دستمزد و شرایط فیزیکی کار، زمینه‌های اصلی انگیزش کارگران و افزایش تولید است، اما مطالعات گروه هاروارد این فرضیه‌ها را که ناشی از الگوهای حقوقی بود زیر سؤال برد زیرا کارگران به عنوان انسان اقتصادی- منطقی رفتار نمی‌کردند بلکه به عنوان یک انسان اجتماعی و موجودی پیچیده باانگیزه‌ها و ارزش‌های چندگانه ظاهرشده بودند وبر اساس مجموعه‌ای از حقایق، منافع و احساسات و عواطفشان عمل می‌کردند. علیرغم تغییر شرایط فیزیکی کار و ایجاد شرایط نامطلوب برای کارگران تولید افزایش یافته بود. کارگران دلیل آن را متمایز شدن از دیگران و مورد توجه قرار گرفتن می‌دانستند، با این ترتیب ساختار غیررسمی که کشف بزرگی در مدیریت و سازمان به حساب می‌آید مورد توجه واقع شد (اسکات ،1380).

عکس مرتبط با اقتصاد

به طور خلاصه نتیجه‌گیری‌های اصلی از پژوهش‌های «هالوژن»عبارت‌اند از:

-  کارکنان را باید به عنوان اعضای اصلی گروه مشاهده کرد.

- نیاز افراد به عضویت در گروه از پاداش‌های مادی و شرایط کار اهمیت بیشتری دارد.

- گروه‌های غیررسمی تأثیر زیادی بر رفتار کارکنان دارند.

- مدیران باید از نیازهای گروه‌های غیررسمی آگاهی داشته باشند و به آنها پاسخ‌گویند تا همکاری آنان در جهت اهداف سازمانی جلب نمایند (کل ، 1376).

 برخی شاخص‌های روابط انسانی:

  1. درک نیازها، استعدادها و مشکلات دیگران و کوشش برای تأمین، شکوفایی و حل آن: همه معلمان، دانش‌آموزان و حتی اولیاء به عنوان انسان دارای نیازهایی هستند که بهنجاری و سلامت آنها به تأمین این نیازها بستگی دارد. انگیزه وصل به کار و مسئولیت‌پذیری انسان‌ها با نیازهای آن‌ ها رابطه‌ی مستقیم دارد. هر قدر که فرد بین کارها و نیازهایشان همخوانی و سازگاری بیشتری احساس کند، تحرک بیشتری از خود نشان خواهد داد. کوشش برای شناخت نیازها و تأمین آن‌ ها از وظایف اساسی مدیر آموزشی است (میر کمالی،1380).
  2. پذیرش تفاوت‌های فردی: سازمان آموزشی مکان شکوفایی و پرورش استعدادهای دانش‌آموزان است اگر چه بیشتر آموزش‌ها به صورت گروهی انجام می‌شود، اما تعلیم و تربیت امروزه به سوی آموزش فردی پیش می رود. فلیت[3] گفته است، همان‌گونه که اثر انگشت هیچ دو نفری یکسان نیست، عقاید، افکار و ایده‌های هیچ یک از ما در زمینه‌های مذهبی، سیاسی و غیره یکسان نمی‌باشد در اکثر تعاریفی که از روابط انسانی شده، مسئله پذیرش فرد یعنی پذیرش، اهمیت و حق زیست او مورد توجه بوده است. در این تعاریف سعی شده است که از طریق دادن آزادی عمل، شناسایی فرد به عنوان یک شخص با تمام تفاوت‌ها و خصوصیات فردی، درک قابلیت‌ها و شرکت دادن او در تصمیم‌گیری‌ها، بر میزان علاقه خود افزوده گردد (کردستانی،1390).
  3. دوست داشتن دیگران: یکی از موضوعات بسیار حساس در همه‌ی مدیریت‌ها و به ویژه در مدیریت آموزشی که تا حدودی بحث کمتری در مورد آن شده و نتوانسته است توجه و حساسیت مدیران را برانگیزد. مسئله توان یا مهارت دوست داشتن دانش‌آموزان و معلمان است. سنگ زیربنای دوست داشتن دیگران، ارزش قائل شدن برای آن‌هاست. اصولاً تا کسی نگرش مثبتی نسبت به انسان‌ها در کل و نیروهایی که با آن کار می‌کند نداشته باشد، مدیر خوبی نخواهد شد. رسول گرامی اسلام (ص) تاکید فراوانی بر مهر ورزیدن به کودکان و دوست داشتن آن‌ ها داشت و می‌فرمود «احبوا الصبیان و ارحموهم» یعنی کودکان را دوست بدارید و با آن رحیم و مهربان باشید.
  4. برقراری بهداشت روانی در محیط آموزشی: هر محیط آموزشی دارای جوی است که ممکن است آن محیط را سرد، خشک، غیرقابل‌اعتماد، ترس‌آور و یا گرم، صمیمی، قابل‌انعطاف، قابل‌اعتماد و حمایت‌کننده سازد؛ و هر چه جو سازمان مثبت تر باشد، برقراری روابط انسانی آسان تر خواهد بود. اگر محیطی بتواند به فرد اعتمادبه‌نفس بدهد و بروز استعدادها و احساسات او را ممکن سازد و در نهایت بتوانند زمینه‌های دست‌یابی به نیازهای فرد را امکان‌پذیر سازد، افراد احساس شادی و خوشبختی خواهند کرد.

افرادی که از بهداشت روانی برخوردارند دارای ویژگی‌های زیر هستند:

  • افراد سالم در مورد خویش احساس آرامش و آسودگی خاطر دارند.
  • از زندگی خود ناامید نیستند.
  • در برخورد با مشکلات، خود را توانا احساس می‌کنند.
  • برای تفاوت‌های فردی دیگران احترام قابل هستند.
  • اهداف واقع‌بینانه ای برای خود در نظر می‌گیرند.
  • دیگران را دوست دارند و خواست‌های آنان را در نظر می‌گیرند.

مدیران باید جوی حاکی از اعتمادبه‌نفس و خود پنداری مثبت و نظایر آن در افرادی به وجود آورند تا افراد احساس ارزشمندی و نشاط و شادی را در خود ایجاد کنند (میر کمالی،1380).

[1]. Elton mayo

[2]. Haw thorne

[3]. Fleet

نظر دهید »
مهارت ابراز وجود
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ابراز وجود کردن، پروریی کردن نیست، حق دیگران را ضایع کردن نیست، پرخاشگری و زورگویی هم نیست بلکه عبارت است از: ابراز عقیده‌ها، احساسات، وافکار، به صورت شایسته به گونه‌ای که به هیچ کس بی احترامی روا نداریم وحق کسی را نیز ضایع نکنیم. به عنوان پایه آموزش مهارت‌های جرات ورزی و ابراز وجود باید این فرض را در ذهنتان داشته باشید که تمام انسان‌ها از حقوق یکسان و برابر برخودارند و باید ضمن حفظ ادب و رعایت حقوق دیگران، نظر خود را ابراز کنند و به حقوق خود دست یابند. (بهرامي، 1389).

دانلود پایان نامه

2-2-1- مداخلات روانشناختی (جرات ورزی)

ذات زندگی اجتماعی، زیستن در کنار دیگران و معاشرت با مردم است. آنچه زندگی آدمی را شکل می‌دهد روابط میان انسان‌ها است؛ روابط میان من وشما با آن‌ ها که می‌شناسیم یا نمی‌شناسیم. از اعضای یک خانواده کوچک بگیرید تا اعضای جامعۀ جهانی. در روابط بین فرد، نوعی داد وستد روانی مستمر شکل می‌گیرد. در اداره ای به انتظار ورود به اتاق رئیس هستید. مدتی را صرف کرده‌اید تا نوبت شما شده است. یک نفر از راه می‌رسد و بامنشی رئیس احوالپرسی گرمی می‌کند و منشی او را به داخل اتاق رئیس راهنمایی می‌کند شما دلتان می‌خواهد اعتراض کنید و بگویید نوبت شماست و شما یک ساعت منتظر مانده‌اید اما همچنان ساکت می‌مانید. چرا؟ آیا جواب این سوال آن است که شما فردی هستید مبادی آداب یا آدمی هستید صبور؟ با شخصیت؟ موقر؟ بی قید؟ کدام یک؟ آیا این سکوت را به حساب مناعت طبع خود می‌گذارید یا برعکس، از این سکوت خود بیزارید ولی نمی‌دانید چه بکنید؟ ابراز وجود کردن یا جرات مندی یکی از خصیصه‌های مهم برای هر انسانی باشخصیت سالم است. لازم نیست و نباید نوبت دیگران را غصب کنید ولی قطعاً لازم است از نوبت خود دفاع کنید. اهمیت دادن به خود و افزایش اعتماد به نفس: اساس اهمیت دادن به خود یک آرزوست – آرزوی بهبود رفتارتان باخود؛ کاهش استرس زندگی‌تان؛ وتقویت شخصیتتان. ممکن است احساس کنید که این نیاز شدیدی است که از اعماق وجودتان برمی خیزد ممکن هم هست از گوش فرا دادن به آرزوهایتان و تصمیم به اهمیت دادن به خود، ترس داشته باشید؛ زیرا تبدیل آن به بخشی از زندگی‌تان مستلزم تغییر است. هنگامی که از آرزویتان در مورد اهمیت دادن به خود، واقف شدید، هرگز بازنگردید. در ابتدا انکار کننده سعی دردفن آن داشته باشد. آرزویتان باقی خواهد ماند و تا زمانی که به آن گوش ندهید، به سر و صداهای خود ادامه خواهد داد. بخشی از وجودتان (آن بخش معتبر وجودتان) می‌داند که اهمیت دادن به خود منفعت‌هایی فراتر از احساس سلامت؛ داشتن انرژی بیش تر؛ و دنبال کردن یک زندگی پر معنا دارد. هنگامی که به خود اهمیت بیش تری می دهیدوطبعاً طرز برخوردتان تغییر پیدا می‌کند، روابطتان بهبود می‌یابند وکم تر احساس تنهایی می‌کنید؛ در ضمن استرستان کاهش می‌یابد و مسائل پیش پا افتاده، کم تر خاطرتان را آزرده می‌کند. به علاوه در زندگی‌تان از وفور نعمت بهرمند خواهید شد. اگر واقعاً خواهان افزایش اعتماد به نفس و تقویت شخصیت خویش هستید، پذیرفتن مسئله ای اهمیت دادن به خود به عنوان یک تکلیف بایسته است. نتیجه‌ی کلی این است که جهت حفظ منافعی که با افزایش اعتماد به نفستان کسب کرده‌اید، باید رفتاری در پیش گیرید که نشان می‌دهد به خود اهمیت می‌دهید. روش برخورد ما با مسائل، حاصل عقاید درونی و نظام ارزیابی ماست. برخوردی که بیانگر اهمیتی است که به خود می‌دهید، اعتقادی است حاکی از این که اهمیت دادن به خود باید در طول آن چه از زندگی‌تان باقی است، به عنوان یک اصل اساسی در نظر گرفته شود_ با این مزیت که زندگی‌تان با آسودگی بیش تری پیش می‌رود. شما با گذشت روزها تنها به زندگی خود ادامه نمی‌دهید؛ بلکه روز به روز شدن پیدا می‌کنید. درک اعتقاداتتان در رابطه بامسئله ی اهمیت دادن به خود به تشخیص موانعی که ممکن است برسر راه رسیدن به این نوع برخورد قرار گیرند، به شما کمک خواهد کرد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-2-2- یادگیری مهارت اهمیت دادن به خود

در عقاید مربوط به مقوله اهمیت دادن به خود، شما را با هرگونه موانعی که ممکن است در راه به دست آوردن دائمی این ویژگی با آن روبه رو شوید، آشنا می‌کند. اهمیت دادن به خود از این حقیقت دورنی سرچشمه می‌گیرد که تمایل دارید که بیش تری برای خود انجام دهید. این میل نوعی انرژی است؛ شعورتان هم منبع این اطلاعات است. شعورتان به شما می‌گوید که زندگی‌تان عنصری حیاتی کم دارد. جهت تقویت اعتماد به نفس، این امر مسلم که چیزی کم است، باید پذیرفته و درک شود و مورد استفاده قرار گیرد. اگر چنین اتفاقی روی ندهد، مدام لنگری را به دوش خواهید کشید که رشد فردی‌تان را کاهش می‌دهد و یادگیری‌تان را در طول سفر زندگی تاخیر می‌اندازد؛ ولی این که ترجیح دهید به خود اهمیت دهید، پایه‌ی لازم را جهت رسیدن به بهداشت روانی مداوم و نه فقط برای پشت سر گذاشتن مواقع بحرانی پدید می‌آورد. گام بعدی متعهد کردن خود است. لحظه ای که شروع به بهره بردن از تمامی خواسته‌ها و اراده‌ی خویش به نفع خود می‌کنید، لحظه‌ی پر قدرتی است! به عنوان یک خواسته، خود را متعهد به انجام این ذهنیت می‌کنید که می‌گوید، اهمیت دادن به خود یک بخش معمول زندگی‌تان است. آن گاه نیروی اراده‌ی خویش را جهت اطمینان یافتن از داشتن این برخورد، مورد استفاده قرار می‌دهید. فرایند یادگیری مهارت اهمیت دادن به خود، شبیه یک مارپیچ است. شما نیاز به ایجاد تغییر ر ا احساس می‌کنید؛ به تدریج راه حل‌های بهتری را در زندگی‌تان برگزینید و اثرات فواید آنرا تجربه می‌نمایید و با تمایل بیش تری به خود اهمیت می‌دهید. هم چنین از خواسته‌ی خود جهت تبدیل مسئله اهمیت دادن به قدرت اراده‌ی خویش را در به انجام رساندن این ماموریت مورد استفاده قرار می‌دهید. این کار اعتماد به نفستان را افزایش می‌دهد. تمایلتان جهت ارجحیت دادن به خود در زندگی قوی تر می‌گردد تا زمانی که در سبک زندگی‌تان جای گیرد. حال برخوردی که نشان دهنده‌ی اهمیتان نسبت به خود باشد، در اعماق وجودتان رسوخ کرده و پایه گذاری شده است.

نظر دهید »
سازگاری شخصی یا حفظ سلامت روان
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سلامت روان در حقیقت مشکل فردی است، زیرا فرداست که دارای مشکل می‌باشد و هم اوست که باید مشکل خویش را حل کند. هر فردی باید برای خود بیاموزد که چگونه به سازگاری رضایت بخش نائل شود و در آن ابقاء گردد. کلینیک‌های روانی، مشاوران، درمانگران روانی، دوستان و حتی کتب وادبیات، همه می‌توانند به فرد در کمک به خویش کمک کنند. آشنائی با نشانه‌های اختلالات روانی و احتمالاً راه های مقابله با آن‌ ها به تنهایی کافی نخواهد بود بلکه باید با اصول و ویژگیهای سلامت روان مطلوب و شخصیت خوب سازگار یافته، نیز آشنا شد.

اصل واقعیت: شاید کلی‌ترین ویپگی فرد سازگار آن است که نسبت به خود واقع بین است؛ بدین معنی که درباره انگیز هایش خود را فریب نمی‌دهد؛ هدف‌های قابل دسترس برای خود طرح می‌کند، واز تعارضات غیر لازم پرهیز می کند. او با مشکلات شخصی‌اش به طور غیر عینی برخورد می‌کند، درست مانند زمانی که به حل یک مسئله ریاضی یا تنظیم تعادل دوچرخه و یاساختن میز می‌پردازد، خود را با حقایق لازم و مربوط آشنا می‌سازد و اطمینان میابد که مشکل شناخته است، آنگاه برای حل آن برنامه ریزی می‌کند.

خود شناسی: شخص ناسازگار نوعاً کسی است که در باره انگیزه‌های واقعی خویش، خود را فریب می‌دهد. او عادتاً به کمک مکانیزمهای دفاعی، خود فریبی را اعمال می‌کند، تا خود را از اضطراب‌های ناشی از تعارض و ناکامی برهاند.

اگراین تصویر را از فرد ناسازگار بپذیریم، فرد سازگار درست نقطه مقابل او و دارای ویژگیهای زیر خواهد بود

دانلود تحقیق و پایان نامه

الف). پذیرش اضطراب: لازمه سازگاری مطلوب پذیرش و نه انکار اضطراب است. اضطراب را که حاصل طبیعی تجارت موقعیت‌های ترس آوراست هرگز نمی‌توان به طور کامل از بین برد. در مواجهه با این موقعیت‌ها، گاه صرف پذیرش اضطراب، از شدت آن می‌کاهد. تفاوت بین پذیرش و انکار اضطراب را می‌توان به تفاوت بین سرباز شجاع و سرباز ترسو در جبهه تشبیه کرد.

ب). رهائی از مکانیزمهای دفاعی: شخص سازگار به علت آنکه پاره ای از اضطراب‌ها را می‌پذیرد، از استفاده زائد از مکانیزمهای دفاعی اجتناب می‌کند. این مکانیزمها بدواً در مقابل اضطراب که خود از ویژگیهای افراد ناسازگار به شمار می‌آید. اگر بتوان اضطراب را پذیرفت و تحمل کرد، نیاز کمی به توسل به مکانیزمهای دفاعی وجود خواهد داشت. دانش آموزی که به علت گرفتن نمره بد معلم خود را سرزنش می‌کند، خوب می‌داند که او برای عدم شرکت خود در کلاس، یادداشت برنداشتن و نخواندن درس، به دلیل تراشی دست زده است؛ و با شخصی که وسوسه می‌شود تا احساس کند دوستانش از او برگشته‌اند، در حقیقت به فرافکنی ترس و نفرت خویش نسبت به دوستانش ظنین است، به هر حال استفاده آگاهانه از مکانیزمهای دفاعی، موجب می‌شود تا فرد به اندازه معقول آنان را بکاربرد.

ج). شناخت انگیزه‌ها: از آنجا که مکانیزمهای دفاعی هاله ای به دور انگیزه‌هاست، شناخت انگیزه‌ها نیز فرد را در موقعیت بهتری برای درک و پذیرش انگیزه‌ها خود قرار می‌دهد. دراین مورد فرد سازگار به مراتب بیش از ناسازگار توانایی عمل دارد، مثلاً هنگامی که دانش آموز معلم خود را برای نمره بدی که گرفته، سرزش می‌کند باید از خود بپرسد «راستی چه می‌خواهد؟»، «هدف‌ها وانگیزه های من کدامند؟» پاسخ صادقانه و حداقل پاسخ انسانی، احتمالاً آن است که او بدون زحمت در خواندن، نمره خوب می‌خواهد. باپذیرش این مطلب او متوجه خواهد شد که به این ترتیب به این هدف نخواهد رسید. آنگاه «بیشتر درس خواندن» و یا «درس کم خواندن و نمره کم گرفتن» ازجمله تصمیماتی است. که او بدون اضطراب و خصومت ناشی از سرزنش دیگری، اتخاذ خواهد کرد.

تغییر انگیزه‌ها وهدف ها: شخصی سازگار است که می‌تواند انگیزه‌ها وهدفهایش را تغییر دهد، بدون آنکه آن‌ ها را بامکانیزمهای دفاعی تغییر شکل دهد. مثلاً فردی که پیوسته علیه مسئولان و قدرتمندان طغیان می‌کند و زیر بار قوانین زندگی نمی‌رود، اگر تشخیص دهد که طغیان او در واقع واکنشی است به پدر سختگیرش و با دیگران نیز همچون پدرش رفتار می‌کند، ممکن است به سرعت نگرش خود را تغییر دهد.

ایجاد تغییر در هدف، الزاماً همیشه به طور قاطع و سریع انجام نمی‌پذیرد؛ بلکه ممکن است تغییر در درجات مختلف صورت بگیرد.

مثلاً دانش آموز به جای آن که با اضطراب و تنش فراوان برای گرفتن نمره 20 تلاش کند، خود را برای گرفتن نمره 15 آماده کند تا حداقل نمره 10 دست یابد؛ و یا شخص رشته تحصیلی آسان تر ویا شغلی که از ارزش اجتماعی کمتری برخوردار است، و ضمناً با توانائی‌ها وانگیزه های او همخوانی بیشتری دارد، برگزیند تا ناراحتی و اضطراب او کمتر باشد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

2-2-4- راهکارهای تقویت اراده و قاطعیت در تصمیم گیری و دوری از اهمال كاری

در زمینه ضعف اراده و ناتوانی در تصمیم گیری، توجهتان را به مطالب زیر جلب می‌کنیم:

فرد با اراده كسى است كه داراى هدفى معقول بوده و تا موقعى كه به آن نرسیده است، از تعقیب آن باز نمى‌ایستد.

مشكلات و موانع روانى یا مادى، به اراده و عزم او لطمه نمى‌زند و از پیشرفتش جلوگیرى نمى‌كند. در اولین گام، باید هدف و یا اهداف دقیق و مشخص خود را از زندگى یا كارى كه مى‌خواهد انجام دهد، براى خویش ترسیم نماید. طبیعى است این هدف، باید معقول، قابل دستیابى، بدون افراط و تفریط، مطابق توان و استعداد فرد و واقع بینانه باشد؛ نه آنكه آرمانى و بلند پروازانه و خارج از توانایى‌هاى وى باشد. در این صورت در صحنه عمل وقتى با مشكلات و سختى‌هاى طاقت فرسا و خارج از توان خود، رو به رو شد و با شكست‌هاى احتمالى به هدف مورد نظر خود دست نیافت؛ ناامید و دلسرد شده و از ادامه كار منصرف مى‌گردد. همچنین از انجام كارهاى دیگر منصرف مى‌شود و خود را ناتوان و بی اراده تلقى مى‌كند. دومین گام شناخت توانایى‌ها و استعدادهاى نهفته در وجود خویش است. همه ما در وجود خود، از استعدادهایى برخورداریم؛ كافى است این نیروها را بشناسیم و براى رسیدن به هدف، آن‌ ها را به كار گیریم. سومین گام، برنامه‌ریزى است. باید براى تمام كارها و فعالیت‌هاى شبانه روزى، برنامه اى مدون و منظم داشته باشید. بدین منظور از جدولى استفاده كنید كه در ستون افقى آن، ساعات شبانه روز و در ستون عمودى، ایام هفته را یادداشت كرده و تمام كارهاى روزانه را در آن درج كنید (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و…). هر فعالیتى را در زمان خاص خود در جدول بنویسید و هیچ زمانى را بدون كار خالى نگذارید. هر روز صبح با نگاهى به آن برنامه، به اجراى دقیق آن بپردازید و شب‌ها قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزیابى كنید. شایسته است همچون یك محاسبه‌گر جدى و قاطع، فعالیت‌هاى روزانه و میزان موفقیت خود در انجام دادن كارها را بررسى كنید. در صورت موفقیت، خود را تشویق كنید و در صورت تخلف از برنامه و سهل‌انگارى در اجرا، خود را تنبیه نمایید. چهارمین گام، [تلقین] است. تلقین به خود در تقویت اراده، اثر قابل ملاحظه اى دارد. بنابراین هر روز جملاتى را به خود تلقین كنید؛ مانند: [من اراده لازم براى انجام كارهایم را دارم]، [هیچ چیز نمى‌تواند اراده‌ام را متزلزل كند]، [آنچه را كه به نظرم انجام دادنى است، انجام مى‌دهم و هیچ قدرتى نمى‌تواند مرا از آن باز دارد]، [اراده من هر روز محكم‌تر مى‌شود]، [بر من لازم است كه موفق شوم؛ زیرا موفقیت از آن نیرومندان است] و…

پنجمین گام، توجه به تدریجى بودن تقویت اراده است. براى به دست آوردن اراده‌اى قوى و محكم، تدریجى بودن آن و نیاز به تمرین و ممارست امرى لازم و ضرورى است. گمان نكنید مى‌توانید به طور دفعى و بدون هیچ تلاشى، به آن دست یابید.

تصمیم درست گرفتن مبنی بر شناخت و نیز استفاده از تجربیات دیگران است. هر اندازه معرفت آدمی نسبت به امور مختلف كامل تر شود تصمیم گیری او در این امور مناسب تر خواهند بود. برای این كه بتوانید بهتر تصمیم بگیرید و به یك انتخاب خوب و مناسب دست یابید؛

اولا، زود تصمیم نگیرید و پیرامون تصمیم خود، خوب فكر كنید و جنبه‌های مثبت و منفی مسأله مورد نظر را یادداشت كرده و با اندیشیدن در اطراف آن و سبك و سنگین كردن آن، یكی از دو طرف را برگزینید.

ثانیا; با افراد عاقل و با تجربه, دلسوز و قابل اعتماد مشورت كنید واز تجربه‌های آن‌ ها به خوبی استفاده نمایید.
ثالثا؛ با مطالعه و تحقیق درباره موضوع مورد بررسی اطلاعات خود را در آن باره گسترش بخشید و از ملاک‌ها و معیارهایی كه باید مورد توجه قرار گیرد آگاهی یابید. ناگفته نماند متناسب با اهمیت موضوع تصمیم، باید دامنه تحقیق و مشورت را كاستی یا فزونی بخشید، به گونه ای كه از وسواس بیش از حد و احساسات زودگذر در امان باشیم.

رابعا، اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. اعتماد به نفس یعنی اینکه انسان باور کند که قادر است بسیاری از کارهایی که در ظاهر سخت جلوه می‌دهد را انجام دهد. شما اگر بخواهید به این خواسته برسید، باید به توانایی خود در رسیدن به این مرحله اطمینان داشته باشید.

تقویت اراده: شخص با اراده كسى است كه وقتى در مورد كارى، به خوبى تأمل كرد، تصمیم به انجام آن مى‌گیرد و با فعالیت و ثبات قدم، آن را به اجرا در مى‌آورد. بنابراین پافشارى بر تصمیمى غلط یا داشتن میلى قهرمانانه، ثبات قدم نخواهد بود. در مقابل فرد سست اراده، با كمترین مشكلى از انجام دادن كار، دلسرد شده و كوشش جهت تحقّق آن را متوقف مى‌كند. كسى كه اراده قوى دارد، آنچه را كه با تأمل خواسته است، باكوشش و ثبات قدم به دست مى‌آورد. شخص با اراده كسى است كه داراى هدفى معقول بوده و تا موقعى كه به آن نرسیده است، از تعقیب آن باز نمى‌ایستد. مشكلات و موانع روانى یا مادى، به اراده و عزم او لطمه نمى‌زند و از پیشرفتش جلوگیرى نمى‌كند.

راهكارهاى زیر براى تقویت اراده سفارش مى‌شود:

یك. تعیین هدف یا اهداف؛ ابتدا هدف و یا اهداف دقیق و مشخص خود را از زندگى یا كارى كه مى‌خواهد انجام دهد، براى خود ترسیم كنند. طبیعى است این هدف، باید شفاف، معقول، قابل دستیابى، بدون افراط و تفریط، مطابق توان و استعداد خود واقع بینانه باشد؛ نه آرمانى و بلند پروازانه و خارج از توانایى‌هاى وى در غیر این صورت وقتى با مشكلات و سختى‌هاى طاقت فرسا و خارج از توان خود، رو به رو شوید و با شكست‌هاى احتمالى به هدف مورد نظر دست نیابید؛ ناامید و دلسرد شده و از ادامه كار منصرف مى‌گردید. همچنین از انجام كارهاى دیگر منصرف شده و خود را ناتوان و بى‌اراده مى‌بینید.

دو. شناخت توانایى‌ها و استعدادها؛ همه ما در وجود خود، از استعدادهایى برخورداریم؛ كافى است این نیروها را بشناسیم و براى رسیدن به هدف، آن‌ ها را به كار گیریم.

سه. برنامه‌ریزى؛ باید براى تمام كارها و فعالیت‌هاى شبانه روزى، برنامه‌اى مدون و منظّم داشته باشید. بدین منظور از جدولى استفاده كنید كه در ستون افقى آن، ساعات شبانه روز و در ستون عمودى، ایام هفته را یادداشت و تمام كارهاى روزانه را در آن درج كنید (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و …). هر فعالیتى را در زمان خاص خود در جدول بنویسید و هیچ زمانى را بدون كار خالى نگذارید. هر روز صبح با نگاهى به آن برنامه، به اجراى دقیق آن بپردازید و شب‌ها قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزیابى كنید. شایسته است همچون یك محاسبه‌گر جدى و قاطع، فعالیت‌هاى روزانه و میزان موفقیت خود در انجام دادن آن‌ ها بررسى كنید. در صورت موفقیت، خود را تشویق و در صورت تخلّف و سهل‌انگارى در اجرا، تنبیه كنید.

چهار. تلقین؛ تلقین به خود در تقویت اراده، اثر قابل ملاحظه‌اى دارد؛ بنابراین هر روز جملاتى را به خود تلقین كنید؛ مانند: [من اراده لازم براى انجام كارهایم را دارم]، [هیچ چیز نمى‌تواند اراده‌ام را متزلزل كند]، [آنچه را كه به نظرم انجام دادنى است، انجام مى‌دهم و هیچ قدرتى نمى‌تواند مرا از آن باز دارد]، [اراده من هر روز محكم‌تر مى‌شود بر من لازم است كه موفق شوم؛ زیرا موفقیت از آن نیرومندان است] و … .

پنج. تدریجى بودن تقویت اراده؛ براى به دست آوردن اراده‌اى قوى و محكم، توجه به تدریجى بودن آن و نیاز به تمرین و ممارست، امرى بایسته است. گمان نكنید مى‌توانید به طور دفعى و بدون هیچ تلاش، به آن دست یابید. بنابراین به راه كارهاى عملى زیر توجه كرده، به آن‌ ها پاى‌بند باشید:

  1. باید علل و عوامل ضعف اراده خویش را بشناسید. توجّه كنید ضعف اراده غالباً در عدم اعتماد به بینش و تفكر، عدم شناخت خویش، با ارزش تلقی نكردن خود، عدم امنیت روانی، عدم تدبیر عقلانی در تشخیص امور و تمیز اهم و مهم، شكست‌های گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محرومیت، سرزنش و رنج‌های مستمر ریشه دارد. زدودن هر یك از این عوامل در پرتو سرمایه گزاری و برنامه ریزی ممكن است.
  2. باید باور كنید چون دیگر انسان‌ها از توانمندی‌های بسیار برخوردارید و از دیگران كم‌تر نیستید. فراموش نكنید نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیش‌تر است و نباید خود را دست كم بگیرد. تصمیم خوب در پرتو تكیه بر قوت‌ها، جبران ضعف‌ها و احساس توانمندی شكل می‌گیرد.
  3. پس از مشورت با افراد ذی صلاح، با توجّه به امكانات و توانمندی‌های واقعی خود، برای زندگی‌تان برنامه ریزی كنید و بكوشید هرگز بی جهت از آن برنامه و نظم سر نپیچید. اوقات استراحت و تفریح و عبادت و همه‌فعّالیّت‌ها را در این برنامه بگنجانید تا زمانی خالی نماند و توجّه به فرصت بیكاری شما را سمت تأخیر انداختن كارها سوق ندهد.
  4. بكوشید برای هر رفتاری انگیزه‌ای قوی داشته باشید و به ویژه از آثار مثبت تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای خاصّ خویش به طور كامل آگاه شوید.
  5. محیط زندگی و موقعیت كاری خود را تغییر دهید و موانع بروز اراده و فعّالیّت را نابود سازید؛ برای مثال در موقعیتی كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانی و ناپختگی می‌ انجامد، قرار نگیرید. برای تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات خویش امنیت روانی فراهم آورید تا بتوانید به آرامی در برابر دیگران یا همراه آنان ابراز وجود كنید و برجستگی فكری و فعّالیّت به جا را از طریق تصمیم آشكار سازید.
  6. هر كاری را آسان تلقی كنید؛ زیرا در برابر اراده پولادین انسان همه سختی‌ها آسان می‌گردد. به استقبال كارهای به ظاهر دشوار بروید و به خود تلقین كنید می‌توانید در این امور درست تصمیم بگیرید و افتخار موفقیت در انجام آن‌ ها را به دست آورید.
  7. رضایت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهید و از تسلیم شدن در برابر تمایلات پوچ و هواهای نفسانی بپرهیزید. این تسلیم شدن‌ها اراده را ضعیف و متزلزل می‌سازد. تقوا و رعایت حرمت دستورهای پروردگار برای آرامش روانی و تقویت نفس و اراده بسیار سودمند است.
  8. مدتی برنامه ریزی و تصمیمات خود را با فردی ذی صلاح در میان بگذارید و از وی بخواهید مراقب باشد تا در شما دو دلی پیش نیاید و اجرای تصمیمات خویش را به تأخیر نیندازید.
  9. از خواب زیاد، پرخوری و دیگر اسباب تنبلی و سستی اراده بپرهیزید و نگذارید دیگران به جای شما تصمیم بگیرند.
  10. با كسانی كه روحیه و اراده قوی دارند، دوست شوید تا اراده شما نیز قوی گردد.
  11. بكوشید تصمیم‌هاتان را با فردی با تجربه در میان نهید تا از قوت و درستی‌شان اطمینان یابید. پس از مشورت با این فرد، بر اساس تدبر و اندیشه خود تصمیم بگیرید و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنید.

تصمیم باید بر تدبیر و اندیشه و آگاهی‌های لازم استوار باشد و به عمل بینجامد. تخلف از این امر جز تلف كردن وقت، پیروی از افكار پوچ و سستی در عمل دستاوردی ندارد و فرد را با زیان‌های مادی و معنوی روبه رو می‌سازد. از این رو، امور یاد شده گناه به شمار می‌آید.

تردید در تصمیم‌گیری و تأخیر در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوی و مادی فراوان می‌شود و زیان‌های بسیار را به ارمغان می‌آورد.

  1. تصمیمات به جا و پر ارزش گذشته‌خود را به یاد آورید و توجّه كنید كه چون گذشته برای انجام دادن كارهای مهم آمادگی دارید.
  2. در تصمیم‌ها و فعّالیّت‌های اسوه‌ها دقّت كنید، در همسان سازی و الگوپذیری جدی باشید تا جرأت انجام كار یابید و توان تصمیم‌گیری و اجرا در شما تقویت شود.
  3. ورزش مستمر و منظم را كه در تقویت اراده بسیار مؤثر است، فراموش نكنید.
  4. با تصمیم‌های آسان در كارهای ساده، به تدریج خود باوری و توانمندی را در خویش پدید آورید و راه را برای تصمیم‌گیری در امور مشكل و پیچیده هموار سازید.
  5. در موضوع مورد نظر تمركز پیدا كنید و از اشتغالات ذهنی متعدد بپرهیزید تا تصمیم‌گیری آسان‌تر صورت پذیرد.
  6. پس از تدبیر و مشورت از عواقب تصمیم‌های خود هراسناك نباشید و به خدا توكل كنید. پیامدهای تصمیم‌هاتان را كه از قلمرو اندیشه‌تان بیرون است و با سامان دادن احتمال‌های ضعیف سبب تردید و تزلزل شما می‌گردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذارید و به آنچه پروردگار پیش می‌آورد، خشنود باشید. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعی‌تان رهنمون شود.
نظر دهید »
سلامت معنوی
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ما مخلوقاتی هستیم که در این دنیا خود را غریب، سرگردان و پا در هوا احساس می‌کنیم و به دنبال این هستیم که معنایی از اتفاقات این جهان به خود عرضه کنیم تا خود را از غربت نجات دهیم و اتصال خود را به مبدایی نشان دهیم تا بتوانیم خود را از تنهایی رها کنیم…

دوست داریم که بدانیم کجا هستیم؛ از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌رویم و منزلگاه واقعی ما کجاست… قرابت اینگونه سخنان روان تحلیلگران جدید با اشعار بسیاری از بزرگان ما مانند مولانا، حافظ و… ضمن سندیت بخشیدن بر فطری و جهان شمول بودن این سوالات، اهمیت معنویت و نیازهای معنوی را به ذهن متبادر می‌کند.

نیازهای معنوی به عنوان یکی از عمیق‌ترین نیازهای بشر از نیازهایی است که شناسایی و تامین آن در ارتقای سلامت و توسعه پاسخ به بیماری، جایگاه ویژه ای دارد. استال وود و استول (۱۹۷۵) نیازهای معنوی را چنین تعریف می‌کنند: «هر عاملی که برای ایجاد یا ابقای ارتباط پویای فرد با خداوند (که توسط آن فرد تعریف می‌شود) و خارج از این رابطه، برای تجربه بخشودن، عشق، امید، اعتماد، معنا و هدف در زندگی ضروری است.»

امروزه، شناسایی نیازهای معنوی اهمیت خاصی پیدا کرده است. برای مثال جورج گالوپ، ریاست موسسه بین المللی جورج گالوپ با بهره گیری از تحقیقات معنوی و مذهبی متنوع و بسیار به شناسایی ۶ نیاز معنوی پایه و بنیادی مردم آمریکا در زمان حاضر پرداخته است:

۱- نیاز به اینکه معتقد باشند زندگی معنا دار است و هدفی دارد.

۲- نیاز به داشتن حس اجتماعی و ارتباطات عمیق تر.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۳- نیاز به قدردانی شدن و مورد احترام واقع شدن.

۴- نیاز به گوش داده شدن و شنیدن.

۵ -نیاز به این احساس که ایمانشان در حال رشد است.

۶- نیاز به کمک عملی در توسعه ایمانی کارآمد.

 2-3-1- شناسایی راهکار مناسب در تبیین سلامت معنوی

کمیسیون الحاقی اعتباری سازمان مراقبت سلامت (JCAHO) نیز بر لزوم اعمالی که شناخت و تامین نیازهای معنوی و مذهبی بیماران را فراهم می‌کند تاکید کرده است (ونس، ۲۰۰۱). با این تفاسیر چنین به نظر می‌رسد که پرداختن به معنویت بدون بذل توجه کافی به مسایل زیربنایی تر آن مانند شناسایی نیازهای معنوی ما را به سرمنزل مقصود که سلامت معنوی است، نخواهد رسانید. از این رو پژوهشگران متعددی به شناسایی و طبقه بندی مولفه هایی که در زمره نیازهای معنوی قرار می‌گیرند پرداخته‌اند.

این مولفه ها عبارت‌اند از:

- نیاز به معنا و هدف

- نیاز به عشق و وابستگی

- نیاز به بخشودن

- نیاز به منبع امید و قدرت

- نیاز به آفرینندگی و خلاقیت

- نیاز به اعتماد

- نیاز به ابراز باورها و ارزش‌های فردی

- نیاز به فعالیت‌های معنوی

- نیاز به بیان باور فرد به خدا

در اینجا باید توجه داشت که معنویت و نیازهای معنوی با اعمال و باورهای پذیرفته شده یک فرهنگ خاص بیان شده و شکل می‌گیرد. برای مثال در جامعه ما معنویت اغلب توسط یک چارچوب مذهب، برانگیخته شده یا توسعه یافته است که بالطبع به دنبال آن نیازهای معنوی ما نیز تحت تاثیر این آموزه‌ها و اید ئولوژی ها قرار می‌گیرد. با وجود این و با وجود جایگاه معنویت و مذهب به خصوص در زمان بحران مانند تشخیص و درمان بیماری‌های مزمن یا کنارآمدن با مشکلات در فرهنگ ایرانی اغلب به طبقه بندی‌هایی از نیازهای معنوی استناد می‌کنیم که بر اساس پژوهش‌هایی با محوریت رویکردهای یهودی – مسیحی به معنویت بنا نهاده شده‌اند. این مطلب به معنای نادیده گرفتن اهمیت این طبقه بندی‌ها نیست بلکه مقصود آن است که پذیرش این طبقه بندی‌ها به عنوان نیازهایی فطری و جهان؟ شمول نباید باعث نادیده انگاشتن آثار ناشی از خلأ شناسایی این نیازها در زمینه فرهنگ بومی ما شود.

2-3-2- شناخت نیازهای معنوی در بیماران

انسان می‌تواند به وسیله جستجوی معنا در همه تجارب زندگی برانگیخته شود اما در تجربه بیماری و رنج و درد، معنا و معنویت جایگاه برجسته تری در زندگی بیشتر انسان‌ها پیدا می‌کنند. امروزه، مسایل مربوط به معنا و معنویت به عنوان مولفه هایی ضروری در تجربه بیماری‌های مزمن به گونه ای که می‌تواند به طور جدی نگاه افراد را نسبت به خود، بیماری و آینده تحت تاثیر قرار دهد موردپذیرش قرار گرفته است. از این رو پرداختن به نیازهای معنوی این افراد و اولویت بندی آن‌ ها از اهمیتی مضاعف برخوردار است. در اینجا این وظیفه متخصصان سلامت است که با تامین نیازهای معنوی افراد به آن‌ ها کمک کنند تا درزمان بحران مانند پذیرش تشخیص پایانی، فقدان فرد مورد علاقه یا سازگاری با زندگی همراه با ناتوانی دائم به حسی از معنا دست یابند. برای نیل به این هدف، برخورداری از برخی مهارت‌ها در متخصصان امر ضروری است:

- آگاهی از ارزش‌های معنوی و مذهبی خود و چگونگی تاثیر آن بر افراد دارای رسوم معنوی گوناگون.

- برقراری رابطه تفاهم آمیز و همراه با احترام با افراد دارای باورهای معنوی متفاوت از خود.

- آگاهی از تاثیر باورهای معنوی شخصی خود بر قضاوت‌های بالینی.

- حساسیت نسبت به باورها و رسوم معنوی و مذهبی مراجعان.

- تلاش برای درک جهان بینی و باورهای معنوی بی همتای فرد و اجتناب از ایجاد پیش فرض‌هایی درباره فرد تنها بر اساس وابستگی مذهبی او.

- آگاهی از چگونگی فائق آمدن بر تعارض‌هایی که در طی درمان، در ارزش‌ها و باورها ایجاد می‌شوند.

- تلاش برای آگاهی از منابع معنوی در زندگی مراجع و ترغیب او برای به کارگیری این منابع به منظور کنارآمدن، بهبود و تغییر.

چطور معنویت بر سلامت خانواده اثر می‌گذارد؟ بررسی‌های پزشکی اخیر بیانگر آن است که افراد با معنویت رفتار خود تخریبگرانه کمتری (مانند خودکشی، سیگار کشیدن ومصرف مواد مخدر) از خود بروز می‌دهند، استرس کمتری دارند و رضایت کلی‌شان از زندگی بیشتر است.

عکس مرتبط با سیگار

اغلب پژوهش‌هایی که معنویت را با سلامت جسمی ارتباط داده‌اند بروی افراد سالمند انجام شده‌اند؛ اما این داده‌ها بارقه‌ای از پیوند احتمالی زندگی همراه با معنویت و سلامت افراد در همه سنین هستند.

با وجودی که نشان داده شده است که معنویت افسردگی را کاهش می‌دهد، فشار خون را بهبود می‌بخشد، دستگاه ایمنی را تقویت می‌کند، اما همچنین باید در نظر داشته باشید که عقاید مذهبی مانع از مراقبت‌های پزشکی از کودکان نشود.

عکس درباره افسردگی در روانشناسی

معنویت و سلامت جسمی: پزشکان و دانشمندان زمانی از بررسی رابطه معنویت با پزشکی پرهیز می‌کردند، اما در 10 سال گذشته این نگرش تغییر کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهند که مذهب و ایمان می‌تواند به بهبود سلامت و مقابله با بیماری‌ها از این روش‌ها کمک کند:

فراهم کردن حمایت‌های اجتماعی اضافی مانند گروه‌های مذهبی یاری‌رسان به بیماران.

بهبود بخشیدن به مهارت‌های کنارآمدن با بیماری‌ها از طریق دعا و این عقیده که همه چیزها هدفی دارند.

یک بررسی 7 ساله بر روی شهروندان سالمند نشان داده است داشتن ارتباط مذهبی با ناتوانی جسمی و افسردگی کمتر همراه است. میزان مرگ و میر پیش از یک تعطیلات مهم مذهبی در میان این گروه سالمندان کمتر از حد انتظار بود، به طوری که پژوهشگران پیشنهاد کردند ممکن است ایمان مرگ را در این موارد به تاخیر انداخته باشد. افراد سالمندی که به طور مرتب در مراسم مذهبی حضور پیدا می‌کنند دستگاه ایمنی سالم‌تری نسبت به آن‌هایی که در این مراسم حاضر نمی‌شوند، دارند. آن‌ ها همچنین با احتمال بیشتری فشار خون به طور مداوم پایین‌تر دارند. بیمارانی که تحت عمل جراحی قلب باز قرار می‌گیرند و عقاید مذهبی‌شان به آن‌ ها احساس توانمندی و آرامش می‌دهد، سه برابر با احتمال بیشتری نسبت به افرادی که بستگی مذهبی ندارند، پس از عمل زنده می‌مانند.

معنویت و سلامت روانی: عقاید مذهبی و معنوی همچنین نقش مهمی در نحوه برخورد افراد با شادی‌ها و سختی‌های زندگی دارند. ایمان ممکن است به فرد حسی از هدفمندی بدهد و اصول راهنمایی برای زندگی در اختیار او بگذارد. هنگامی که خانواده‌ها با موقعیت‌های سخت مانند مشکلات سلامت اعضای‌شان روبه‌رو می‌شوند، اعتقادات و اعمال مذهبی می‌تواند به آن‌ ها کمک کند با احساس عجز و نومیدی مقابله کنند، معنا و نظم را به زندگی‌شان باز گردانند و حسی از تسلط بر موقعیت را به دست آورند. معنویت برای برخی از خانواده‌ها منبع مهمی از احساس توانمندی است. بررسی‌های پزشکی ثابت کرده‌اند که معنویت اثرات عمیقی بر حالات روانی دارد. در یک بررسی بر روی گروهی از مردان بستری در بیمارستان، حدود نیمی از از آن‌ ها مذهب را به عنوان عاملی یاری‌رسان در کنار آمدن با بیماری‌شان ذکر کردند. یک بررسی دوم نشان داد که هر چه بیماران مذهبی‌تر باشند، با سرعت بیشتری از بیماری‌های مشابه بهبود پیدا می‌کنند. بررسی سوم نشان دهنده میزان بالای امید و خوش‌بینی، عوامل اصلی در مقابله با افسردگی، در میان افرادی بود که اعمال مذهبی‌شان را به طور مرتب انجام می‌دادند. آیا عقاید معنوی به تربیت فرزندان کمک می‌کند؟ حضور یافتن در مراسم متعارف مذهبی ممکن است به برخی از خانواده‌ها کمک کند با ارزش‌های معنوی‌شان ارتباط برقرار کنند، اما معنویت تنها از این طریق به خانواده‌ها کمک نمی‌کند. شیوه‌های کمتر سنتی نیز به کودکان و والدین کمک می‌کند تا معنای روحانی برای زندگی بیابند. برای اینکه معنویت را در خانواده خودتان ارتقا ببخشید، ممکن است کار را با بررسی ارزش‌های خودتان شروع کنید. از خودتان بپرسید: چه چیز برای من مهم است؟ تا چه حدی فعالیت‌های روزانه من بازتاب‌دهنده ارزش‌های من است؟ آیا من چیزهایی را برایم اهمیت و ارزش بیشتری دارند به خاطر مشغول بودن به چیزهایی که اهمیت و ارزش و کمتری دارند، نادیده نمی‌گیرند. این توصیه‌ها می‌تواند به خانواده شما کمک کند: ریشه‌های خود را جستجو کنید. شما و کودکانتان در بررسی گذشته مشترکتان می‌توانید ارزش‌های مربوط زمان‌ها و مکان‌های قبلی خانوادگی‌تان را یادآوری کنید، و حسی از تاریخ و ارزش‌های خانواده گسترده‌تان را به دست آورید. مشارکتتان را در اجتماع اطرافتان بررسی کنید. اگر از پیش در یک گروه اجتماعی فعال هستید، ممکن است بخواهید نقش بزرگ‌تری را به عهده بگیرید- در درجه اول برای خودتان و در درجه بعدی به عنوانی یک سرمشق برای کودکانتان. اگر به یک گروه اجتماعی نپیوسته‌اید، به تحقیق در ناحیه سکونتتان بپردازید تا چنین گروه‌هایی را پیدا کنید. احساساتتان در هنگام تولد یا به فرزندی پذیرفتن را به کودکتان یادآوری کنید. سعی کنید به این لحظه در ذهنتان بازگردید و امیدها و رویاهایی را که در آن زمان داشتید به یاد بیاورید. این کار ممکن است شروع جستجوی شما برای احساسات مشابه یا مربوط به آن در زندگی روزمره‌تان باشد.

زمان‌هایی را به نشستن در کنار کودکانتان در سکوت اختصاص دهید. چند دقیقه‌ای را به تنهایی یا همراه آن‌ ها به تامل در نفستان بپردازید. به نقشتان به عنوان پدر یا مادر، به زندگی‌تان به عنوان یک فرد، و به جایگاهتان در طرح بزرگ‌تر چیزها فکر کنید. زمانی را به بحث کردن درباره این افکار با کودکانتان اختصاص دهید و به نظرات آن‌ ها در باره معنای معنویت گوش فرا دهید. به پیاده‌روی در طبیعت بپردازید. طبیعت همیشه یک عامل الهام‌بخش و راهنمای معنوی بوده است. پیاده‌روی به شما آرامش می‌بخشد و به شما امکان می‌دهد به شگفتی‌های جهان اطرافتان بیندیشید. کتاب‌های که ایده‌های معنوی را بیان می‌کنند به همراه کودکانتان بخوانید و نظراتتان در باره چیزهایی را که می‌خوانید با یکدیگر در میان بگذارید. این جستجوی معنوی را می‌توانید به تنهایی یا به عنوان بخشی از یک گروه بزگتر- یک اجتماع مذهبی، یک گروه دوستان، یا خانواده خودتان- انجام دهید. پا گذاشتن در مسیر این سفر وجانی ممکن است هم به شما و هم به خانواده شما کمک کند زندگی سالم‌تری چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ جسمی داشته باشید.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 18
  • 19
  • 20
  • ...
  • 21
  • ...
  • 22
  • 23
  • 24
  • ...
  • 25
  • ...
  • 26
  • 27
  • 28
  • ...
  • 218
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تجربه هایی برای فردای بهتر

 فروش محصولات فریلنسینگ
 علل استفراغ گربه
 حفظ عشق زناشویی
 آموزش Gemini پیشرفته
 سردی احساسات در روابط طولانی
 استفاده حرفه‌ای از Copilot
 راهکارهای جذب دختر
 آموزش قیف فروش
 تشخیص بیماری کلیه سگ
 بهبود دوره‌های آموزشی آنلاین
 تغذیه طوطی با پلت
 فروش منابع روانشناسی
 معرفی سگ شارپی
 درآمد از همکاری در فروش
 بازاریابی نامحسوس
 عشق در سنین مختلف
 سگ مالینویز وفادار
 آموزش ChatGPT هوش مصنوعی
 طوطی ماکائو پرنده درخشان
 عشق یکطرفه و سلامت روان
 درآمدزایی از یوتوب
 تعادل در رابطه عاشقانه
 فروش راهنمای سفر آنلاین
 روانشناسی اعتماد در عشق
 نوشتن کتاب درآمدزا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پایان نامه تاثیر پذیرش تکنولوژی بر تمایل مستمر به استفاده از سیستم نوبت گیری الکترونیکی
  • پایان نامه رفتارهای پرخطر رانندگی، درک خطر و نگرش در رانندگان مبتدی و باتجربه و …
  • پایان نامه تعیین عوامل موثر بر افزایش بهره‌وری نیروی انسانی در بانک ملی ایران (مطالعه موردی؛ اداره امور …
  • پایان نامه بررسی مکانیزمهای مختلف مشتریان در مواجه با نارسایی خدمات و تاثیر شهرت برند بر آن
  • پایان نامه تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر اساس یك مدل علّی
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | آیین دادرسی کیفری – 3 "
  • پایان نامه مبنای مسئولیت قراردادی پزشک در نظام حقوقی ایران
  • پایان نامه رتبه بندی استراتژی مدیریت دانش با استفاده از رویکرد تلفیقی ANP و DEMATEL
  • پایان نامه بررسی راهکارهای ارتقای خدمات الکترونیک بانک پاسارگاد
  • پایان نامه شناسایی و ریشه یابی عوامل بحرانی ادعا در حوزه های زمان و هزینه …

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان