تجربه هایی برای فردای بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
طبقه بندي مشكلات نوجوانان
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دوره نوجواني يكي از بحراني ترين دوران زندگي فرد است. يعني گذشتن از مرز كودكي و وارد شدن به مرحله جديدي است. ورود به نوجواني فرد را با مشكلات فراواني دست به گريبان مي سازد. بررسي اين مشكلات مستلزم بررسي همه جانبه نسلي است كه در حال دگرگوني عميق شخصيتي است و براي سازگاري از هيچ تلاش دريغ نمي كند. مي توان مشكلات نوجوانان را به 5 دسته زير تقسيم كرد: 1) اختلال در تصوير بدني 2) بحران خودشناسي 3) مشكل اجتماعي شدن 4) مسائل جنسي 5) بيماري هاي رواني (اشكوري. 1375. ص 3).

با انجام چند تحقيق در زمينه مشكلات نوجوانان ايراني، مسائل آنها به صورت زير طبقه بندي شده است:

  • دشواري هاي مالي 2) دشواري هاي تحصيلي 3) دشواري هاي ناشي از تعارضات گذشته و حال 4) دشواري‌هاي ناشي از مناسبات خانوادگي 5) دشواري هاي ناشي از تمايلات جنسي 6) اعتياد نوجوانان 7) دشواري ايام فراغت 8) اضطراب ها و نگراني ها (پژوهش هايي درباره نسل جوان، انجمن اوليا و مربيان. شماره 5. ص 25)

با جمع بندي مشكلاتي كه در دوره نوجواني مطرح است مي توان مشكلات آنها را به صورت زير تقسيم و طبقه بندي كرد:

1) بحران بلوغ و مسائل ناشي از تحولات آن 2) بحران هويت و سردرگمي نوجوانان 3) مشكل مناسبات و روابط نوجوانان با والدين وهمسالان 4) تحول ارزش ها در نوجوانان 5) مشكلات تحصيلي 6) مشكلات مالي و شغلي 7) مشكلات اوقات فراغت 8) مشكلات جنسي 9) بزهكاري ها 10) اعتياد 11) مشكلات ناشي از معلوليت و نقايص بدني 12) مشكلات ناشي از بيماري هاي رواني. (احمدي. 1374. ص 5)

بزهكاري:

مسئله بزهكاري و انحراف نوجوانان از ديرباز در جوامع بشري مورد توجه انديشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتي و گسترش دامنه نيازمندي ها، محروميتهاي ناشي از عدم امكان برآورده شدن خواسته ها و نيازهاي زندگي موجب گسترش شديد و دامنه دار فساد، عصيان، بزهكاري، سرگرداني، دزدي و انحراف جنسي و غيره در نوجوانان شده است. انديشمندان و دانشمندان علوم اجتماعي، روان شناسي، روانپزشكي، آموزش و پرورش و جرم شناسي، در راستاي شناسايي علل و يافتن راه حلي جهت پيشگيري از انحرافات نوجوانان به پژوهش پرداخته اند. انديشمنداني كه آگاهي چنداني از شخصيت اجتماعي انسان نداشتند علل كمبودهاي افراد را به تفاوت هاي بدني و جغرافيايي نسبت مي دادند و بر اين باور بودند كه يا عناصر شخصيت هر كس در سرشت، ساختمان بدني و بخصوص در اعصاب يا غده هاي وي نهفته است و يا به تاييد عوامل طبيعي و جغرافيايي اعتقاد داشتند. اما اين انديشمندان به نقش رفتار گروهي و به خصوص يادگيري، در تسهيل حيات انساني توجه نداشتند. (احدي و محسني، 1322. ص 167).

در اكثر كشورهاي جهان كلمه بزهكار به فرد 13 الي 18 ساله اي اطلاق مي شود كه مرتكب عمل خلاف قانون شده باشد. از آنجا كه واژه بزهكاري يك اصلاح حقوقي و قانوني است تا يك مفهوم روانشاختي، عملي كه در يك زمان، مكان و فرهنگ خاص بزه تلقي مي شود، ممكن است مكان يا فرهنگ مجاز يا مشروع باشد. ارتكاب به برخي از اعمال نظير دزدي، قتل، مصرف مواد و تجاوز به عنف و حمله هاي تعرض آميز براي همه گروه‌هاي سني جرم يا جنايت محسوب مي شود؛ اما مبادرت به برخي اعمال نظير گريز از مدرسه، فرار از منزل و يا حتي مصرف سيگار در مورد بزرگسالان بلامانع است، در حالي كه همين اعمال در نوجوانان بزه محسوب مي شود. اين گونه رفتارها را مي توان بزه هاي ويژه يا موقعيتي[1] ناميد. طبق آمارهاي موجود در بسياري از كشورهاي جهان درصد بزهكاري با تغييرات سني افزايش يا كاهش نشان مي دهد. (احدي و جمهري، 1378. ص 183).

در سال هاي اخير درصد موارد بزهكاري دختران و پسران به يكديگر نزديك تر شده است، اگرچه هنوز پسران درصد عمده اي از بزهكاران را تشكيل مي دهند (همان منبع. ص 184).

همانطور كه در بالا گفتيم بزهكاري در نوجوانان رواج زيادي دارد. زماني كه نوجوان سعي در باز كردن گره هاي كودكي مي كند، اغلب احساس شكست و ناكامي را تجربه مي كند زيرا از نظر منطقي و اصولي قادر به انجام آن نخواهد بود، در نتيجه از نظر عاطفي و احساسي، احتمالاً نگرش هاي منفي نسبت به والدين در وي ايجاد مي شود و كلا احساس تنهايي و بيگانگي مي كند كه پيامد آن پناه بردن به رفتارهاي ناهنجار، فرار از منزل و يا پذيرفتن الگوهاي بزهكارانه است. به بيان ديگر نوجوان به تدريج نسبت به خانواده احساس بيگانگي مي كند و كمتر تحت تاثير آموزش و راهنمايي خانواده قرار مي گيرد. و براي خود در جستجوي يك خرده فرهنگ و پيوستن به آن بر مي آيد. (نوابي نژاد. 1365. ص 14).

به طور كلي اگر بخواهيم بزه، بزهكار و بزهكاري را تعريف كنيم، به نظر مي رسد تعاريف زير جامع تر و مورد قبول تر هستند. در جرم شناسي پديده هاي بزه و بزهكار و بزهكاري را به عنوان سه ركن اصلي در نظر مي گيرند بزه نخستين پديده اي است كه با تجمع افراد به دور يكديگر تظاهر مي كند زيرا گرد آمدن افراد، برخوردهاي گوناگوني را به وجود مي آورد كه غالباً به نفع افراد در جامعه نيست. به ناچار واكنش جامعه در برابر سرپيچي آنان از مقررات «مجازات» است. بنابراين هر عملي كه درجامعه قوانين را نقض كند و مجازات در پي داشته باشد، «بزه» ناميده مي شود. (ستوده. 1319. ص 70).

بررسي هاي جرم شناسي نشان مي دهد كه هر معلولي، علتي دارد و هيچ چيز به خودي خود به وجود نمي آيد. بنابراين هم جرمي هم داراي علل سازنده اي است كه بر روي فرد اثر مي گذارد و او را به سوي ناسازگاري و نابهنجاري سوق مي دهد. پيامد اين سوق دادنها، ارتكاب جرم و خطا است و خاطي را به يك تعبير «بزهكار» مي نامند. (همان منبع. ص 71).

بزهكاري، مجموعه اي ازجرايمي است كه در يك زمان و مكان معيني به وقوع مي پيونددد. به همين سبب، زماني كه اين پديده مورد بررسي قرار مي‌گيرد، در حقيقت كليه پديده هاي اقتصادي، فرهنگي، بهداشتي و سياسي و مذهبي، خانوادگي و … را در جامعه شامل مي شود. ژامبو مرلن[2] مي نويسد: بزهكاري پديده اي است كه بدون توجه به بزهكار مي توان آن را مورد بررسي قرارداد و تراكم جرم اهميت گونه هاي مختلف جرايم، تغييرات اجتماعي جرايم از نظر مكان، زمان، نژاد، مذهب و … دقيقاً تحقيق كرد. در ايران بزهكاري به كليه جرايمي گفته مي شود كه در صورت ارتكاب، به موجب قوانين قصاص، ديات، حدود و تعزيرات داراي مجازات هستند. در نظام جزايي گذشته ايران، بزهكاري شامل مجموع جنايات و خلافهاي ارتكابي بوده است. (همان منبع. ص 72).

عکس مرتبط با اقتصاد

[1]- Statas offense.

[2] - Merline

نظر دهید »
اختلالات شخصيت
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

چگونه مي توان كساني را كه همواره نسبت به ديگران به ديده سوءظن مي نگرند و يا به تمام محرك هاي محيطي بي اراده و بدون مقاومت پاسخ مي‌دهند، يا بي دليل  به همه كس حتي به افراد نزديك و صميمي خوددروغ مي‌‌گويند و يا در كمال بي نيازي حقه بازي و كلاهبرداري مي كنند، را توصيف كرد. اين افراد درك صحيحي از واقعيت داشته، دچار ترسهاي بي دليل و اضطراب دائمي نيستند و از دردهاي خيالي و يا حتي واقعي كه علت آنها رواني- فيزيولوژيايي است رنج مي نمي برند. با اين وجود آنها از نظر ديگران ممكن است عجيب، غير معمول و مغاير با اصول اخلاقي باشند.  (آزاد. 1378. ص 277).

افرادي كه بيهوده تقلب مي كنند و بي دليل دروغ مي گويند براي تشخيص وضعيت دشواري فراهم مي آورند. افرادي كه هميشه نسبت به مقاصد ديگران شك دارند، همين طور هستند و كسانيكه همواره به هرگونه عمل تحريك آميز، صرف نظر از منبع يا شدت آن به صورت انفعالي پاسخ مي دهند همين گونه هستند. اين گونه افراد را به سختي مي توان روان پريش دانست زيرا آنها تسلط خوبي بر واقعيت دارند. اين افراد لزوماً تحت سلطه ترس هاي ناموجه، مشكلات جنسي، اعتيادها و موارد مشابه نيز قرار ندارند. با اين حال رفتارهاي آنها براي مشاهده گران غير عادي، منحرف و يا نابهنجار به نظر مي رسد. به نظر مي رسد كه رفتارهاي آنها ناشي از اختلالات شخصيت است به طوري كه توانايي عملكرد آنها را در بسياري از زمينه ها مختلف مي كند (ديويد آل و همكاران، 1909، ص 328).

افرادي كه براي مقابله با فشارهاي رواني زندگي و روزمره، از انواع معين رفتارها و افكار ناسازگارانه ويا نامناسب استفاده مي كنند، از اختلالات شخصيتي رنج مي برند. هرچند كه چنين افكار و رفتارهايي گاهي براي هر كس اتفاق مي افتد، آنها در افراد مبتلا به اختلالات شخصيت به الگوهاي منظم و دائمي تبديل مي شوند. اين افكار آنقدر شديد هستند كه مانع عملكرد موثر شخص مي شوند. با اين همه افراد مبتلا به اختلالات شخصيت تصور مي كنند كه مشكلي ندارند. اختلال ممكن است موجب عدم رضايت يا غمگيني نشود اما براي افرادي كه با آنها زندگي يا كار مي كنند مشكلاتي به همراه مي آورد. اين افراد در خطر ابتلا به ساير اختلالات روانپزشكي هستند. (كارن جي و همكاران. 1997. ص 78).

با توجه به مقدمه بالا، براي شروع بحث بعدي، ابتدا شخصيت را تعريف كرده و مفهوم اختلال شخصيت را بررسي مي كنيم و به دنبال آن طبقات و انواع اختلالات شخصيت را تك تك مورد بررسي قرار دهيم. شخصيت[2] عبارت است از سبكهاي ويژه اي كه هر فرد در فكر كردن و رفتار كردن دارد. به عبارت ديگر نحوه خاص فكر كردن و رفتار كردن هر فرد منعكس كننده شخصيت وي است. (آزاد. 1378. ص 278).

مقصود از اختلالات شخصيت، الگوهايي از رفتار غير انطباقي است. هنگامي كه ويژگي هاي شخصيت چنان انعطاف ناپذير و غير انطباقي شوند كه كاركرد خود را به ميزان چشمگيري مختل كنند، در اين صورت به اختلالهاي شخصيت تبديل مي شوند. اختلالات شخصيت در واقع شيوه هاي نارسا و نامناسبي براي حل مسأله و كنار آمدن با فشار رواني هستند. كه اغلب در اوايل نوجواني بروز مي كنند و در سراسر بزرگسالي ادامه مي يابند. (اتكينسون و همكاران. 1904. ص 234).

اختلالات شخصيت در صورتي پيش مي آيند كه ادراكات، افكار و نحوه ارتباط فرد ناسازگارانه و انعطاف ناپذير باشد و باعث اشكال عمد اي در روابط اجتماعي و عملكرد حرفه اي و يا باعث تنش ذهني و دروني گردد. اختلالات شخصيت در دوران بلوغ كاملا مشهود است. اين اختلالات ميان نوروزها و سايكوزها قرار دارند. (احمدي، 1374، ص 223).

اختلالات شخصيت همراه اينك عملكردهاي شخصي و اجتماعي فرد را مختل مي سازد، براي اطرافيان وي نيز منبع استرس منفي است. (ستوده، 1319، ص 118).

برخلاف مبتلايان به اختلالات عاطفي يا اضطرابي افراد مبتلا به اختلالات شخصيت معمولا ناراحتي يا اضطرابي احساس نمي كنند. انگيزشي براي تغيير رفتار خود نشان نمي دهند و برخلاف افراد اسكينزوفرنيايي تماس خود را با واقعيت از دست نمي دهند و نابساماني چشمگيري در رفتارشان مشاهده نمي شود. (اتكينسون و همكاران، 1904، ص 234).

عوامل سرشتي، خانوادگي و محيطي: عوامل سرشتي[3] كه در دوران كودكي شناخته شده اند ممكن است با بروز اختلال شخصيت در بزرگسالي رابطه داشته باشد. مثلا كودكاني كه از نظر سرشتي ترسو هستند ممكن است مبتلا به اختلال شخصيت دوري گزين گردند. سابقه اختلال سلسله اعصاب مركزي در دوران كودكي و نشانه هاي خفيف عصبي در شخصيت هاي ضد اجتماعي و مرزي بيشتر است. كودكان مبتلا به اختلال عملي جزئي مغز (MBD) ممكن است بعدها آسيب پذيري بيشتري در مقابل اختلالت شخصيت بخصوص نوع ضد اجتماعي داشته باشند. برخي از اختلالات شخصيتي ممكن است از ضعف انطباق والدين ناشي شود. يعني ضعف هماهنگي ميان مزاج و روش هاي تربيت كودك. مثلا كودكي مضطرب كه به وسيله مادري همان اندازه مضطرب بزرگ مي شود. بيشتر نسبت به احتمال شخصيتي آسيب پذير تر است تا زماني كه چنين كودكي توسط مادري آرام تربيت شود.

عوامل فرهنگي نيز ممكن است نقشي در اختلالات شخصيتي داشته باشند، همانطور كه عوامل محيطي در آن نقش دارند. مثلا فرهنگهايي كه پرخاشگري را تشويق مي كنند ممكن است ناخواسته اختلالات شخصيت پارانوئيد و ضد اجتماعي را تقويت كرده و در آن سهيم باشند. يك بچه كوچك فعال اگر در آپارتمان كوچكي نگاه داشته شود ممكن است بيش فعال به نظر برسد اما در يك خانه بزرگ كه با باغچه‌اي بزرگ هم دارد ممكن است طبيعي به نظر برسد. (همان منبع، ص 485).

[1] - Personality Disorder

[2] - Personal

[3] - Temperamental

نظر دهید »
اختلال شخصيت وابسته
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
  • افراد مبتلا به اختلال شخصيت وابسته به طور مشخص براي احتياجات خود بر ديگران متكي هستند. از ديگران توقع دارند كه مسئوليت مسائل مهم زندگي آنها را بر عهده بگيرند، فاقد اعتماد به نفس اند ودر تنهايي احساس ناراحتي شديدي مي كنند. (كاپلان، 1927،ص 500).

ويژگي اصلي اين شخصيت وابسته، درگيري با مسئله پذيرفته شدن از سوي ديگران است. براي رسيدن به اين مقصود به ديگران اجازه مي دهند تا تصميمات عمده را برايشان اتخاذ كنند. افراد مبتلا به اين اختلال غالباً تسليم خواسته ها، باورها و تصميم گيري هاي همسر، والدين و يا دوستان مي شوند. آنها تمايلات و خواسته هاي ديگران را بر خواستها و تمايلات خود ترجيح مي دهند و به دليل وابستگي شديد به ديگران مي ترسند كه اگر خواستهاي خود را بازگو كنند روابطشان را به مخاطره بيافتد. (آزاد، 1378، ص 309).

اين افراد معمولا به خاطر ترس از رها شدن بهره كشي جسمي و يا رواني زيادي را تحمل مي كنند و به همين خاطر زماني كه براي مدت كوتاهي تنها مي شوند احساس درماندگي شديدي مي كنند. آنها به قيمت گزافي جوياي مصاحبت هستند و اغلب خود را احمق و درمانده مي دانند. اين اختلال مي‌تواند ناشي از رفتار والدين باشد كه بيش از اندازه حمايتي و خودكامه است. زنان بارداري كه از اين اختلال رنج مي برند چنانچه در لحظه زايمان همسر آنها حضور نداشته باشد، بسيار مضطرب مي شوند. در حالي كه زنان باردار سالم از عدم حضور همسرشان در هنگام زايمان متاثر نمي شوند. اين اختلال به عملكرد شغلي فرد نيز آسيب مي رساند و روابط اجتماعي آنها مي تواند به افراد محدودي كه به آنها وابسته است، محدود شود. (ديويد آل و همكاران، 1909، ص 357).

شيوع اختلال شخصيت وابسته در زنان بيشتر از مردان رواج دارد. و از آنجا كه اين اختلال تصوير بسيار قالبي زنان است، در محافل فمينيستي بحث هاي زيادي را ايجاد مي كند. از ديدگاه فمينيستي، هنجار فرهنگي براي زنان، به صورت مرضي عنوان شده است. (كارن جي و همكاران. 1997. ص 81).

ملاك هاي تشخيصي براي اين اختلال موارد زير هستند:

  • تشويق ديگران به تصميم گيري در امورات زندگي شخص.
  • همكاري مفرط با خواست ديگران.
  • عدم توقع از ديگران.
  • ترس از ناتواني براي مقابله با تنهايي.
  • ترس از ترك شدن.
  • نياز به اطمينان بخشي.
  • احساس بي كفايتي و درماندگي. (رايت و همكاران. 1981. ص 172).

همه‌گير شناسي: اين اختلال در زنها شايعتر است. در يك مطالعه 5/2 درصد كل از اختلالات شخصيت مربوط به اين اختلالند. شيوع آن در بچه هاي كوچكتر خانواده بالاتر است. افرادي كه در كودكي دچار بيماري جسمي مزمن بوده اند، احتمالاً آسيب پذيري بيشتري براي اين اختلال دارند. (كاپلان، 1927، ص 500).

درمان: درمان اختلال شخصيت وابسته ممكن است موفقيت زيادي به بار آورد. درمانهاي بينش گرا بيمار را قادر مي سازد كه ريشه هاي رفتار خود را بهتر درك كند. با حمايت درمانگر چنين بيماراني مي توانند استقلال قاطعيت و اعتماد به نفس بيشتري پيدا كنند. رفتار درماني، آموزش قاطعيت و اظهار وجود خانواده درماني، و گروه درماني در بسياري از موارد با موفقيت همراه بوده است. (كاپلان، 1927،ص 502).

نظر دهید »
اختلال شخصيت وسواسي- جبري
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
  • اين اختلال كمتر از اختلال هاي ديگري كه قبلا شرح داديم مسئله ساز است. ممكن است براي دانش آموزان، نظافتچيان، معماران و افرادي كه حرفه هاي مشابه دارند سودمند باشد. احتمال دارد افراد واجد اين شرايط مشاغلي را انتخاب كنند كه وسواس قابل ملاحظه اي را ايجاب مي كند (رايت و همكاران، 1981،ص 174).

اين اختلال با خصوصيات محدود هيجاني، نظم و ترتيب، پشتكار، سرسختي و ترديد مشخص است. خصوصيات اصلي اين اختلال الگوي نافذ كمال طبعي و انعطاف ناپذيري است.‌‌ (كاپلان. 1927. ص 502).

اختلال شخصيت وسواسي- جبري از طريق يك كوشش فراگير و گسترده براي كمال طلبي در مقايسه با ديگران مشخص مي شود. آنها در انجام دادن كاري هر قدر هم كه نتيجه آن عالي باشد راضي نيستند، اغلب كارهاي مهم را ناتمام رها كرده و زمان كوتاهي براي كارهايي كه مستلزم زمان زياد است، صرف مي كنند، در كارها و برنامه ها درگير جزئيات مي شوند. از نظر ديگران افرادي رسمي، سخت گير، جدي، وظيفه شناس و مبادي آداب هستند. (آزاد، 1378، ص 310).

در مجموع افراد مبتلا به اين اختلال، نسبت به زمان و پول خساست نشان مي دهند، به اين كار معتادند و بيشتر از ديگران به توليد و ثروت اهميت مي دهند. سرد و بي تفاوت به نظر مي رسند. به شدت اخلاقي هستند، و بدون دلايل اخلاقي يا مذهبي آشكارا درباره ديگران داوري مي كنند. (كارن جي، همكاران، 1997، ص 82).

ملاك هاي تشخيصي اين اختلال مشتملند بر:

  • اشتغال ذهني با نظم، برنامه، فهرستها و جزئيات و اصول.
  • كمال طلبي و درستكاري
  • انعطاف ناپذيري و سرسختي.
  • افكار مزاحم يا تكانه ها، به گونه اي كه در اختلال شخصيت وسواسي، جبري توصيف شده است. (رايت و همكاران، 1981، ص 174).

همه‌گير شناسي: شيوع اختلال شخصيت وسواسي- جبري مشخص نيست و در مردها شايعتر از زنها است و اكثراً در بزرگترين فرزند خانواده مشاهده مي گردد. شيوع آن در بستگان درجه يك بيمار مبتلا بيشتر از جمعيت كلي است. (كاپلان. 1927. ص 502).

درمان: برخلاف ساير اختلالات شخيت در اختلال شخصيت وسواسي- جبري شخص مي داند كه بيمار است و دنبال چاره بر مي آيد. شخصيت وسواسي- جبري تحصيل كرده و اجتماعي ارزش زيادي براي تداعي آزاد و درمان بدون هدايت قائل است معهذا درمان اين بيماران طولاني بوده و احتمال انتقال متقابل زياد است. گروه درماني و رفتاردرماني به ندرت فوائد خاصي دارند. (همان منبع. ص 502).

-اختلال شخصيت انفعالي- پرخاشگر:[1]

اختلال شخصيت انفعالي- پرخاشگر با مشخصه اصلي، مقاومت خاص در برابر اجراي الزامات شغلي و اجتماعي مشخص مي شود. اين مقاومت مستقيماً ابراز نمي گردد، بلكه فرد مبتلا ترجيح مي دهد كه آن را به صورت انفعالي مانند به تعويق انداختن، وقت تلف كردن، سرسختي و لجاجت به خرج دادن و … به كار بندد. (ازاد. 1378. ص 310).

اين افراد، با ايراد گرفتن به تدريج، تكاليف خود را بي اهميت مي كنند. سرانجام ديگران از عدم كارايي آنها عصباني و ناراحت مي شوند. اين عدم كارايي ناشي از اختلال شخصيت وسواس فكري- عملي از اين جهت تفاوت دارد كه ناشي از تمايل دروني پرخاشگرانه براي كنترل يا تنبيه ديگران است. افراد مبتلا به اختلال شخصيت انفعالي- پرخاشگر با افراد مقتدر مشكل دارند و آنها را مسئول شكست هاي خود مي دانند. (كارن جي و همكاران، 1997، ص 83).

[1] - Passive- aggressive personality disorder.

نظر دهید »
اضطراب
ارسال شده در 2 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 حالت عاطفی ناخوشایند و مبهمی است که ویژگی آن درجات مختلف ترس و نگرانی است، به عبارت دیگر اضطراب عبارت است از یک ناراحتی دردناک ذهنی دربارۀ پیش بینی یک تهدید و یا ناخوشی در آینده است[1]. به طور کلی، منظور از اضطراب، هیجان ناخوشایندی است که با اصلاحاتی مانند نگرانی، دلشوره، وحشت، و ترس بیان می شود و همه ما آدمیان درجاتی از آن را گاه گاه تجربه می کنیم. کارل هورتای روانکاو مشهور آمریکایی به تعبیری بنیانگذار تئوری اضطراب در تفسیر رشد شخصیت انسان شناخته می شود، می نویسد که : عالم اضطراب اساتی یا Basic Anxiety عبارت است از هر وضع اجتماعی که فرد را دچار بیم و هراس می نماید.

فروید معتقد است که اضطراب پایه و اساس کلیه اختلالهای عصبی می باشد. به نظر فروید اضطراب نوعی احساس نگرانی است که انسان را برای مقابله با یک حادثه یا خطر تجهیز می نماید وی اضطراب را در سه نوع خلاصه می نماید :

1 ) اضطراب عینی        2 ) اضطراب نوروتیک           3 ) اضطراب اخلاقی[2]

اضطراب امتحان :

اضطراب امتحان نوع خاصی از اضطراب نسبت به ارزیابی توانایی ذهنی فردی دانش آموزان است اضطراب امتحان یکی از وجوه مشترک شخصیت اکثر جوانان است. اکثر دانشجویان عملاً از اضطراب امتحان رنج می برند. شاید دانشجویان زرنگی که اغلب نمره 20 می گیرند بیش از دانشجویانی که توانش از متوسط کمتر است از امتحان دلهره و اضطراب داشته باشند. به طور کلی می توان گفت که حتی در مورد دانشجویانی که دارای توانایی ذهنی متوسط هستند، اضطراب به گونه ای قابل ملاحظه در پیشرفت تحصیلی آنان مداخله کند.

در تحقیقات نشان داده شده است که دانشجویان دارای اضطراب می خواهند تکالیفشان را زودتر انجام دهند و برای همین در امتحان و انجام تکالیفشان اشتباهاتی را مرتکب می شوند و این افراد علی رغم میل باطنیشان که انجام تکالیف بدون غلط است، به اشتباهات بیشتری دچار می شوند چنین فردی دائماً این افکار را با خود زمزمه می کند من آدم کم هوشی هستم من می توانم این درس را قبول شوم و یا نمره خوب بگیرم همه اینها موجب اختلال توجه فرد می شوند. سارسون اضطراب امتحان را اینگونه تعریف می کند اضطراب امتحان یک نوع اشتغال ذهنی است که با خودآگاهی، خودشکاکی و خود کم بینی مشخص می شود. اینگونه فعالیتهای شناختی رفتارهای آشکار و واکنشهای روانی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد این رفتارها و واکنشهای روانی متأثر از تجاری فرد است.

ویژگیهای فرد مضطرب :

 رفتار فرد مضطرب شبیه رفتار یک فرد نگران است. فرد مضطرب یا نگران ممکن است ناراختی خود را در درون بریزد و با این کار آن را تشدید کندد و یا بیرون بریزد یا به زبان آورد و با این کار توجه و دلسوزی در اشکال معتدل تر ممکن است به صورت رفتاری چون افسردگی، حساسیت شدید و عصبیت ناآرامی و بی قراری زود عصبانی شدن، بی خوابی و خواب ناراحت بیان می شود. یکی از علائم مشخصه فرد مضطرب پرکاری یا کم کاری است اضطراب بی شک نشانه مقدمات عدم سازگاری در فرد است. تحقیقی که در سالهای 61 – 59 زیرنظر خانم دکتر نوابی نژاد تحت عنوان فوق انجام گرفته که مؤید مشخصه های فرد مضطرب بیان شده است.

افسردگی در روانشناسی Psychological depression

که پلان و سادوک الگوهای اضطراب را بسیار دگرگون می دانند. و معتقدند که بعضی از بیماران علایم قلبی و عروق دارند. تندی طپش قلب و تعرق، برخی علائم گوارشی پیدا می کنند. مثل تهوع، استفراغ، احساس خلاء درون شکم یا پروانه در شکم دردهای مربوطه به گازهای روده یا حتی اسهال، بعضی تکرر ادرار دارند، بعضی ها نیز تنفس سطحی و تنگی قفسه سینه پیدا می کنند.

تمام علائم فوق واکنشهای احشائی است. معهذا در بعضی از بیماران، تنش عضلانی پیدا شده و موجب شکایت از سفتی عضلانی و اسپاسم، سردرد، پیچش گردن می گردد[3].

در کتاب مختصر روان پزشکی، پیرامون خصایص شخص مضطرب آمده است که فرد همواره سر چیزهای جزئی غصه بیهوده می خورد تا نیمه راه به استقبال مشکلات می رود و با نگرانی مسائل و مشکلات را که در راهند پیش بینی می کند. همیشه پیش از وقوع حادثه نگران است.

در مورد خود و هر چیز دیگر دچار تنش، دلشوره و نگرانی است و پیوسته نیازمند است که به او اطمینان خاطر بدهند.

 

 

رابطه اضطراب، تعارض و ناکامی :

 دانشجویانی که درباره امتحان مضطرب است با اندیشیدن درباره راه و چاره ای مانند شرکت نکردن در امتحان و پیدا کردن بهانه ای برای به عقب انداختن امتحان از یک حالت تعارض رنج می برد. او احتمالاً در می یابد که اضطراب آنچنان در عملکردهای وی مداخله نموده است که نتیجه نامطلوبش تعارض در اوست که به نوبه خود به ناکامی او برای گرفتن نمره خوب می انجامد. همان طور که اشاره شد اضطراب یکی از وجوع مشترک شخصیت در جوانان است. همه دانشجویان عملاً از اضطراب امتحان رنج می برند. شاید دانشجویان زرنگی که اغلب نمرۀ بالا می گیرند بیش از دانشجویانی که توانشان از متوسط کمتر است از امتحان دلهره و اضطراب داشته باشند. به طور کلی می توان گفت که حتی در مورد دانشجویانی که دارای توانایی های ذهنی متوسط هستند. اضطراب به گونه ای قابل ملاحظه در پیشرفت تحصیل آنان مداخله می کند. برای اینگونه جوانان برنامه ای صحیح راهنمایی مشاوره مفیدترین راه مقابله با اضطراب است. مطالعات زیاد در این زمینه و نیز تجارب شخص نویسنده نشان می دهد که از جلسات فردی و گروهی مشاوره نتایج قابل ملاحظه ای گرفته است.

[1]  . نوابی نژاد، ص 13

[2]  . مجله تربیت چاپ 1373

[3]  . پورافکاری، 1371 ، ص 476

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 58
  • 59
  • 60
  • ...
  • 61
  • ...
  • 62
  • 63
  • 64
  • ...
  • 65
  • ...
  • 66
  • 67
  • 68
  • ...
  • 218
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

تجربه هایی برای فردای بهتر

 فروش محصولات فریلنسینگ
 علل استفراغ گربه
 حفظ عشق زناشویی
 آموزش Gemini پیشرفته
 سردی احساسات در روابط طولانی
 استفاده حرفه‌ای از Copilot
 راهکارهای جذب دختر
 آموزش قیف فروش
 تشخیص بیماری کلیه سگ
 بهبود دوره‌های آموزشی آنلاین
 تغذیه طوطی با پلت
 فروش منابع روانشناسی
 معرفی سگ شارپی
 درآمد از همکاری در فروش
 بازاریابی نامحسوس
 عشق در سنین مختلف
 سگ مالینویز وفادار
 آموزش ChatGPT هوش مصنوعی
 طوطی ماکائو پرنده درخشان
 عشق یکطرفه و سلامت روان
 درآمدزایی از یوتوب
 تعادل در رابطه عاشقانه
 فروش راهنمای سفر آنلاین
 روانشناسی اعتماد در عشق
 نوشتن کتاب درآمدزا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • پایان نامه نقش نارسایی کنش‌های اجرایی، نظم ­جویی شناختی هیجان و هوش هیجانی در علائم نارسایی توجه/فزون‌کنشی بزرگ‌سال
  • پایان نامه رابطه ویژگیهای شخصیتی ورفتار شهروند سازمانی با توجه به رضایت شغلی
  • پایان نامه رابطه پاداش اجتماعی با اعتیاد به کار، تعهد سازمانی و فرسودگی شغلی کارکنان بیمارستان حضرت امام خمینی(رض) ساری
  • پایان نامه بررسی تاثیر موانع بهبود کارایی نیروی انسانی برمدیریت بهینه سازی منابع انسانی و کارایی کارکنان
  • پایان نامه تأثیر ارتقای مهارت های مدیریت منابع انسانی بر سرمایه انسانی با میانجی گری مدیریت استعداد
  • پایان نامه ارتباط بین غنی سازی شغلی با تعهد سازمانی و رضایت شغلی در سازمان تامین اجتماعی
  • پایان نامه رابطه بین مؤلفه های اخلاق کار اسلامی وتعهد شغلی کارکنان
  • پایان نامه بررسی عوامل موثر بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری از دیدگاه مشتریان بر اساس مدل آکر
  • پایان نامه رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان‌های دولتی
  • پایان نامه بررسی تاثیر میزان سواد رسانه ای مخاطبان بر انتخاب سبک زندگی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان